وقت ابراز وجود هشتگ‌ها

994544_679

عوامگرایی و پوپولیزم آفتی انکارنشدنی در فضای سیاسی هر کشوری است اما گاهی لازم است این امر مذموم را به‌خدمت گرفت تا شفافیت که موضوعی با اهمیت‌تر و در پیوند با مشروعیت قدرت است تثبیت و نهادینه شود. بر این اساس نباید حضور فرزندان مسوولان در دانشگاه‌های خارج کشور را الزاما امری مذموم تلقی کرد چه اینکه بسیاری از نخبگان ایران تجربه دانشی و پژوهشی خود را از دانشگاه‌های مشهور جهان اندوخته‌اند اما آنچه مذموم است استفاده از موقعیت پدران و مادران برای رسیدن به موقعیتی از کسب و کار و اشتغال و درآمد است که آن فرصت برای همه مردم فراهم نیست و یا اگر فراهم است رانت آقازادگی آنقدر پرقدرت بوده که توانسته آن موقعیت خاص را در اختیار کسی قرار دهد که به مراتب شایستگی کمتری برای حضور در آن موقعیت داشته است.
«فرزندت کجاست؟» هشتگی بود که در ماه گذشته فراگیر شد و بسیاری از مقامات از مسوولان اجرایی گرفته تا نمایندگان مجلس را دعوت کرد تا در رابطه با کار و درآمد و وضعیت فرزندان مسوولان شفاف‌سازی کند. شفافیتی که حق شهروندی رای‌دهندگان است و در فضای پر از ابهامی که فضای مجازی و توسعه ارتباطات به وجود آورده لازم است بیشتر در دستور کار مدیران و مسوولانی باشد که به پشتوانه آرای مردم در مسند قدرت قرار گرفته‌اند.
اگرچه زمینه توجه به این دعوت و پویش مجازی با توجه به شایعات و بعضا واقعیت‌هایی که به ‌شکل متواتر در جامعه منتشر شده بود ، فراهم آمده بود اما شاید اطلاعاتی که در جلسه استیضاح وزیر سابق کار، تعاون و رفاه اجتماعی از دهان نمایندگان مجلس منتشر شد، بیشترین نقش را در توجه به این دعوت داشت.
برخی از نمایندگان و مسوولانی که به این هشتگ پاسخ دادند، روزمه‌های مختلفی از فرزندان خود ارائه کردند که از چوپانی تا عضویت در شرکت پتروشیمی را شامل می‌شد. هرچند این حق را نباید نادیده گرفت که فرزندان مسوولان بنا به حق شهروندی نباید به دلیل شهرت پدران و مادران خود در معرض فشارهای اجتماعی و اختلال در کسب‌و‌‌کار و زندگی باشند اما گاهی پاسخ‌های داده شده از سوی مسوولان به اندازه‌ای اغراق‌آمیز یا توام با اطلاعات ناقص بود که خشم کاربران فضای مجازی را در پی داشت. به‌طور مثال یکی از نمایندگان در حالی دختر خود را بیکار معرفی کرده بود که توانسته بود در فهرست دریافت‌کنندگان طرح ترافیک خبرنگاری باشد.
با همه آسیب‌هایی که از حرکات پویشی می‌توان سراغ گرفت اما یک نکته و مزیت مهم را نباید از یاد برد و آن اینکه قدرتی که شبکه‌های اجتماعی در اختیار آحاد جامعه و همه افراد قرار می‌دهند آنقدر زیاد است که توانسته مسوولانی را که عموما رابطه خوبی با رسانه و به تبع آن شفافیت ندارند به پاسخ‌گویی وادارد و این در جامعه ما که به‌شدت نیازمند شفاف‌سازی است، اتفاق کمی نباید تلقی شود. این قدرت را از نام‌هایی که به پویش پاسخ داده‌اند می‌شود فهمید و در نهایت این افکار عمومی است که قاضی صداقت گفته‌ها و نوشته‌ها
خواهد بود.



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *