مدیریت شهری و دیپلماسی عمومی

Untitled-1

دیپلماسی شهری، بخشی از دیپلماسی عمومی است که در مقابل دیپلماسی سنتی قرار می‌گیرد. تفاوت بین دیپلماسی شهری و رسمی این است که اولا، دیپلماسی شهری یک هنر است و مهم تر از آن کاربردی است، دوم آن که سروکار این نوع از دیپلماسی با مردم است. یکی از مزایای دیپلماسی شهری این است که محدودیت‌هایی که در دیپلماسی ملی وجود دارد در دیپلماسی شهری نیست، مثلا ممکن است هر کشوری در مورد موضوعی خاص عقیده‌ای داشته باشد، که یکسان‌سازی آن در سطح دیپلماسی بین‌الملل وجود ندارد. دیپلماسی شهری عملا در زمینه نمایندگی، اقتصادی، فرهنگی، عمومی و مدیریت ابعاد منازعات درحال جایگزینی به جای دولت‌ها می‌باشد. در ایران نیز نیازمند تفاهمی هستیم که ماموریت‌های این نوع دیپلماسی تعریف شود. سند بالادستی هرگونه دیپلماسی، سیاست خارجی می‌باشد، دیپلماسی شهری همان سیاست خارجی در عمل است، این دیپلماسی در مقیاس کلان و ماکرو همان دیپلماسی ملی است و روند دیپلماسی جهان در حال حرکت به سمت دیپلماسی شهری است.
دیپلماسی از شکل و مفهوم سنتی خود فاصله گرفته و شهرها در عرصه روابط بین‌الملل جایگزین دولت‌ها می‌شوند. دیپلماسی شهری هنر نشان دادن توانایی‌ها و پتانسیل‌های شهری به موازات دیپلماسی ملی و به کار بردن آن در جهت توسعه اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی شهرها، در فضای جریان‌ها و اقتصاد مبتنی بر تفکرات نئولیبرالیسم و جهانی شدن می‌باشد. در این میان صنعت گردشگری و جذب گردشگر یکی از شاخه‌های راهبردی توسعه اقتصادی شهرها در عرصه دیپلماسی شهری است، که همکاری‌های شبکه‌ای شهرها در کسب سهم بیشتری از بازار گردشگری بین‌المللی با استفاده از این ابزار، گسترش روزافزونی داشته است. در چنین فضایی مدیریت شهری به بخشی از فرآیند کلی «‌حکم رانی خوب» در فضای جریان‌ها تبدیل شده که ناگزیر از به کارگیری دیپلماسی شهری، به عنوان ابزار توسعه ملی و حلقه واسط سطوح کنش ملی و جهانی است. انزواگرایی و دوری گزیدن از امواج قدرتمند فرآیند جهانی شدن با اتخاذ موضع تقابلی و تهاجمی در برابر آن امری ناممکن است که صرفا به عقب‌ماندگی و پذیرش منفعلانه ملزومات جهانی شدن می‌انجامد.
در دهه‌های اخیر گردشگری یکی از بخش‌های اجتماعی – اقتصادی و یکی از مؤلفه‌های عمده تجارت بین‌المللی شده است.بسیاری از کشورها این صنعت را به عنوان منبع اصلی درآمد، اشتغال، رشد بخش خصوصی و توسعه ساختار زیربنایی در نظر گرفته‌اند و همواره گردشگری را به عنوان عامل مهمی برای توسعه اقتصادی می‌دانند.
امروزه بسیاری از کشورهای توسعه یافته که در صنعت گردشگری پیشرفت‌هایی داشته‌اند به این نتیجه رسیده‌اند که، سیاست‌های توسعه گردشگری و جذب توریست باید از طریق برنامه ریزی‌های ملی بخصوص در سطوح منطقه‌ای و محلی، از طریق همکاری‌های بین شهری به انجام برسد. برای همین در دهه‌های اخیر جهان شهرها برای جذب گردشگر خارجی به ابزارهایی روی آورده‌اند که بارز‌ترین آن‌ها دیپلماسی شهری و هم کاری‌های بین شهری می‌باشد.
در عصر حاضر پدیده‌ای با عنوان دیپلماسی شهری در قالب همکاری‌های بین‌المللی در حال گسترش است. این شکل از دیپلماسی که شهرهای جهان درآن شرکت دارند، استفاده از قابلیت کلان شهرهای جهان برای توسعه سیاست بیناشهری بین‌المللی، به جایگزینی سیاست‌های بینادولتی در قالب سیاست شهری با توجه به پتانسیل شهروندی مورد اقبال قرارداده است. از نظر ژئوپلیتیکی شهری، فقط کلان شهرهای اروپایی و آمریکایی و هم چنین شرق آسیا، کشورهایی چون ژاپن، هنگ کنگ، کره و سنگاپور نقش پیشتاز در تعاملات شبکه‌ای جهان شهرها و دیپلماسی شهری را ایفا می‌کنند، که درباره کلان شهرهای اسلامی (حوزه وسیع خاور میانه، شمال آفریقا و آسیای میانه) باید گفت در این جریان حضور ندارند. حلقه‌های مهمی نظیر متروپلیس، شهرداران آسیایی، شهرهای راه ابریشم، شهرهای آسیا – اقیانوسیه نمونه‌ای از مجامع شهری هستند که با عضویت شهرهایی از مناطق جغرافیایی مختلف تشکیل میشوند و اهداف مشترکی را برای تامین منافع شهرهای عضو پیگیری میکنند، در حالی که نه تنها تهران، بلکه بسیاری از کلان شهر‌های اسلامی در این حلقه‌ها جایگاهی ندارند.
بر همین اساس و بنابر موارد ذکر شده، توجه ویژه به رهیافت دیپلماسی عمومی و به‌ویژه دیپلماسی شهری، در مدیریت شهری و استفاده از راهکار‌های موجود و ساختارهای تعریف شده برای این قبیل امور، که متاسفانه در دوره‌های گذشته مورد غفلت واقع شده بود، می‌تواند در روند توسعه تهران به عنوان پایتخت ایران و یکی از کلان شهر‌های منطقه و جهان و همچنین دیگر کلان شهرهای ایران موثر باشد.



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *