ضربان یک ملت در خیابان

2806688

جام جهانی برای ما مثل همیشه نبود و ما خود متوجه این حضور متفاوت نبودیم وقتی ندیدیم که برای اولین بار اولین حضور پیاپی خود در جام جهانی را تجربه کرده‌ایم و اینبار خبری از حضورهای یکی‌درمیان ما در جام‌های جهانی نبود. از سال ۱۹۹۸ که دومین حضور خود پس از ۲۰ سال از آخرین حضور و اولین‌شان در جام جهانی فرانسه را تجربه کردیم، هربار برای حضور مجدد به دربسته خوردیم ولی این‌بار اولین بار بود که مقتدرانه و به عنوان یکی از اولین تیم‌ها به جام جهانی روسیه صعود
می‌کردیم.
این حضور متفاوت و سنت‌شكنانه اما با قرعه سختی که برایمان رقم خورد، هراسناک جلوه کرد ولی سرنوشت حالا و در زمانی که این سطور نوشته می‌شود، ایران را در صدر گروه دوم رقابت‌ها نشانده است. ما گام اول را شاید با شانس و اقبال خوب برداشته‌ایم و البته شاید به قول فردوسی پور اینبار از بی رحمی فوتبال لذت برده‌ایم. اینبار یکی از شروط تحقق رویاهایمان و صعود از دور گروهی محقق شده و ما در انتظار گرفتن امتیاز از دو تیم قدرتمندی هستیم که هرکدام‌شان مدعی قهرمانی این دوره از رقابت‌ها هستند و کسی چه می‌داند شاید باز هم بخت و تلاش یارمان باشد و خرق عادتی دوباره رقم بخورد.
نتیجه هرچه باشد باز هم مثل بازی ایران و استرالیا و مانند بازی ایران و آمریکا و مثل هربار دیگری که صعودمان به جام جهانی را جشن گرفتیم، این‌بار هم در خیابان‌ها همدیگر را یافتیم و پیدا کردیم.
یک ملت اگرچه تجربه نگاه کردن بازی در گروه‌های چند صد نفره در خیابان‌های شهر را ندارد اما بعد از بازی‌ها خودجوش و بی هیچ هماهنگی در خیابان پیروزی تیم‌اش را جشن گرفت و نشان داد چقدر نیازمند این شادی و تجربه عمومی است. تجربه مشترکی از شادی که شاید پیش‌تر شبیه‌اش را در انتخابات‌ها تجربه کرده‌ایم. شادی در عرصه عمومی نیازی است که بارها لزوم توجه به خود و ارج نهادن به بودنش در فضای عمومی را به رخ کشیده اما هنوز به رسمیت شناخته نشده است. اگرچه تجربه شادي‌های عمومی ما در سال‌های پس از انقلاب محصور به نمونه‌های نوستالژیکی چون فتح خرمشهر و بردتاریخی تیم فوتبال کشورمان مقابل استرالیا و آمریکاست اما اتفاقاتی مثل آنچه همین چندسال اخیر با گردهم‌آیی دانش‌آموزان بعد از پایان امتحانات در یکی از مال‌های بزرگ پایتخت افتاد نمونه‌های خردتری از نیازمندی جامعه ما به شادی عمومی است؛ نشاطی که می‌تواند باطل‌السحر ناامیدی و یاس اجتماعی ناشی از سرخوردگی‌های فرهنگی، سیاسی و اقتصادی باشد و پویایی جامعه را در مقابله با مشکلاتی که به آن تحمیل می‌شود، تضمین نماید.
فراموش نباید کرد که نشاط و شادی در عرصه عمومی و به‌خصوص در سطح ملی، تقویت کننده همبستگی و انسجام اجتماعی است.
همبستگی و انسجامی که به‌خصوص برای رد شدن از پیچ‌های خطرناک تاریخی پیش روی یک ملت، از اهمیتی راهبردی و سرنوشت‌ساز برخوردار است. خلق و خوهایی مثل عصبانیت، خشونت و مانند اینها که در این سال‌های اخیر آمارهایش بیشتر به‌چشم می‌آید، با وجود شادی و نشاط و تجربه همگانی آنها در عرصه عمومی، بیشتر قابل مهار و کنترل و بهتر متمایل به کاهش و کاستن‌اند.
نادیده گرفتن این نیاز بیش از آنکه هنجارساز باشد، هنجار شکن است و تلاش برای بروز و ظهور هرچه بیشتر این شادی و نشاط در عرصه عمومی بهتر از هر تجویزی می‌تواند به تثبیت هنجارها بینجامد. جامعه ایرانی عملا در سال‌های اخير کمتر راه و مفری برای تخلیه خود مثل صندوق‌های رای یافته و به همین دلیل است که توازن‌ها و گسست سیاست‌گذاری‌ها به شکل عجیب و غریبی دستخوش تغییر شده است. حالا شایسته و بایسته تر آن است که با اجازه دادن برای شکل‌گیری تجربه‌های بیشتری از شادی و نشاط در عرصه عمومی، انسجام بیشتری برای جامعه خود ایجاد کنیم.



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *