خروج آمریکا از برجام،پایان برجام نیست

trump-iran-nuclear-deal-feat-1525805216

سیاست خارجی در تاریخ انقلاب اسلامی هیچ گاه به التهاب دوران کنونی نبوده است. برجام و فرجام آن که نتیجه پروسه‌ای پر فراز و نشیب در پرونده هسته‌ای بود امروز در حالی با فشار‌ها و کارشکنی‌های داخلی و خارجی مواجه شده است که صیانت از آن هیچ گاه به حساسیت این روزها نبوده است و به یک معنا حراست و پاسداری از آن از تحقق آن مهم‌تر و پر اهمیت‌تر است.
برجام محصول ترکیب عینی و ذهنی مقاومت /مصالحه و مولود تجمیع خرد و عقلانیت سیاسی بود که به رغم فراز و نشیب‌های فراوان با اجماع در حاکمیت متولد شد اما ظاهرا همان رویکردی که به غلط فلسفه برجام را به مفاهمه و تفاهم ایران و آمریکا تقلیل می‌داد امروز از یک سو خوشنودی خود را از به خطر افتادن آن توسط بی‌خرد آمریکایی پنهان نمی‌کند و از سوی دیگر از بازگشت تحریم‌ها و شرایط نامساعد به کشور نگران است. از این تعارض که محصول تقلیل امر ملی به جناحی است که عبورکنیم ضرورتی آشکار می‌شود که در ذیل بازخوانی برجام مفهوم پیدا می‌کند و اتفاقا از درون این بازخوانی است که تداوم آن با نگاهی رئالیستی ضرورت پیدا می‌کند.برجام برخلاف تفسیر مخالفان داخلی کرنش در مقابل زیاده‌خواهی زورگویان نیست بلکه اثبات حقانیت منطقی بود که دفاع از اصول انقلاب را نه با تقابل و تخاصم که با تعامل و تفاهم ممکن می‌داند.
واقعیت این است که قرار نبود در درون برجام و منطق برآمده از آن اختلافات ایران و آمریکا برطرف شود یا منجر به تفاهم مطلق و پایدار ایران و آمریکا و حتی برقراری روابط دیپلماتیک شود بلکه برجام حاصل فرایندی بود که با کلید واژه نرمش قهرمانانه رهبری انقلاب راه را بر تفاسیر جناحی و حتی ایدئولوژیک در سیاست خارجی تنگ می‌کرد و از طرف دیگر سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را در تکاملی آشکار به عملگرایی سوق می‌داد.هر چند دیدگاه‌های تند و رادیکالی که عملگرایی را به غلط عدول از آرمان‌های انقلاب اسلامی تفسیر کردند در همسویی با صداهای مخالف خارجی تلاش کردند برجام را ناکارا و دارای حفره‌های زیاد تفسیر کنند امروز از بازگشت تحریم‌ها سخن می‌گویند اما به روشنی می‌توان ادعا کرد که اتفاقا افزایش فشار‌ها و هجمه‌ها به برجام و جمهوری اسلامی ایران ناشی از منطق قوی برجام و البته تبعات مثبت میان مدت و بلند مدت آن است.
اقتصاد که این روزها مسئله دولت روحانی و متحدان اصلاح‌طلب آن محسوب می‌شود در شاخص‌هایی مانند رشد اقتصادی، بیکاری، تورم و سرمایه‌گذاری خارجی قابل ارزیابی است که این شاخص‌ها در ۲۰ سال اخیر و حتی قبل‌تر از آن همواره از مهم‌ترین چالش‌های دولت‌ها بوده است. به یک معنا اگر امروز برجام آنگونه که مخالفان می‌گویند دستاوردی در اقتصاد نداشته است متهم ردیف اول ایرادات ساختاری است نه انحرافات برجام یا نارسا بودن مسیری که منتهی به برجام شد. خطای استراتژیک ترامپ در کنار خبط ایدئولوژیک مخالفان داخلی برجام نشان‌دهنده هراس از قدرت قدیمی‌ترین دولت ملت خاورمیانه است که با برجام ظهور کرد.برجام و دکترینی که آن را متولد کرد با خروج ترامپ یقینا نابود نخواهد شد بلکه نیازمند این است که با پذیرش تکثر در قدرت در صحنه بین‌المللی از شکاف‌های بلوک غرب مشخصا اروپا و آمریکا بهره‌گیری شود و در دام جنگ رسانه‌ای و باز تولید ادبیاتی که مجادله را بر مصالحه، مقابله را بر مفاهمه و تعامل را به تقابل تفسیر می‌کرد نیفتیم.
اگر برجام را عامل تقویت جایگاه منطقه‌ای ایران بدانیم، راهبرد با دست پس دادن و با پا پیش کشیدن ترامپ هم ناظر به تضعیف این جایگاه تعبیر می‌شود که با سناریو تیم قدرتمند رسانه‌ای پیرامون او ایزوله کردن ایران را دنبال می‌کند. طبعا در شرایطی که ثقل سیاست‌های آمریکا متوجه آسیای شرقی شده است و در خاورمیانه با خروج آمریکا خلأ قدرتی قابل توجه ایجاد می‌شود او می‌کوشد تا سر حد امکان قدرت منطقه‌ای ایران را با فشار و زورگویی تحدید کند.
راهکار مقابله با جنگ‌طلبی و نابخردی او و تیم نئوکان کاخ سفید برخاستن یک صدای واحد از حاکمیت جمهوری اسلامی ایران و برقراری روابط استراتژیک اقتصادی با بازیگران مهم و تاثیرگذار بین‌المللی است؛ خروج آمریکا از برجام،پایان برجام نیست بلکه آغاز راهی است که برمبنای بی‌اعتمادی شکل گرفت بر اساس تدبیر ادامه پیدا کرد و بر پایه خردورزی تداوم پیدا می‌کند. راهی که یقینا با تاکید بر امنیت ملی متکی به اقتصاد ملی و توان دفاع ملی مقصدش بازگشت ایران به پیشا‌ برجام نخواهد بود.
برای یک دستمال قیصریه را به آتش نکشیم.



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *