رهاورد سفر ولیعهد

Donald+Trump+Lunch+Saudi+Deputy+Crown+Prince+j9R75Jbircix

ولیعهد جوان سعودی در سفری نسبتا طولانی از آمریکا، بریتانیا و فرانسه بازدید کرد. محمد بن سلمان از زمانی که توسط پدرش به ولیعهدی منصوب شد به‌عنوان قدرت اصلی، پادشاهی سعودی را اداره می‌کند. بن سلمان در این سال‌ها نشان داده است که قصد دارد مسیری کاملا متفاوت از فرزندان بلافصل ملک عبدالعزیز که به نوبت در بیش از هفت دهه بر عربستان حکومت کردند برگزیند. این تغییرات همه عرصه‌های مملکت داری، سیاست داخلی و خارجی، اقتصاد بین الملل و مسائل اجتماعی را
در بر می‌گیرد.
برای سال‌ها حمایت آمریکا از خاندان سلطنتی سعودی یکی از رکن‌های ثبات داخلی و جایگاه بین‌المللی عربستان بوده است. فرزندان عبدالعزیز از دهه ۶۰ میلادی اتحادی بسیار نزدیک با کشورهای غربی به ویژه آمریکا برقرار کرد و در تمام دوران جنگ سرد، کشوری با سلطنت محافظه‌کار و در جبهه غرب قرار داشت. تحولات سیاست داخلی عربستان نشان می‌دهد که نمی‌توان ثبات سیاسی سلطنت سعودی را بدون برخورداری از رابطه‌ای راهبردی با ایالات متحده تصور کرد. دهه‌ها پادشاهان سعودی و مسوولان امنیتی و دیپلماتیک این کشور این نزدیکی و احتیاج به حمایت آمریکا برای بقا را نشان می‌دادند و در عوض تولید نفت را با توجه به منافع دنیای غرب به عنوان اصلی ثابت دنبال می‌کردند. محمد بن سلمان اما وابستگی سیستم سیاسی سعودی به حمایت‌های آمریکا را به رسا‌ترین صورت به در مقابل چشمان ناظران مسائل جهانی قرار داده است. رابطه عربستان سعودی با آمریکا در دولت باراک اوباما به سردی گرایید. واقعیت‌های جدید ژئوپولیتیکی بر منطقه خاورمیانه پدیدار شده بود و با شروع موج تلاطم‌های سیاسی موسوم به بهار عربی، عربستان سعودی فشار سنگینی احساس کرد.
حمایت تلویحی اوباما از سقوط دولت حسنی مبارک در مصر این برداشت را در هیات حاکمه سعودی ایجاد کرد که دیگر آمریکا هماهنگی سابق را با جهت‌گیری‌های دولت سعودی ندارد. اوباما به صراحت از سیاست منطقه‌ای سعودی انتقاد می‌کرد و در گفت‌وگو با نشریه آتلانتیک به کشورهای عربی به ویژه سعودی‌های توصیه کرد به فکر حل مشکلات داخلی خود باشند و سعی کنند در خاورمیانه با جمهوری اسلامی ایران به مصالحه برسند. اما بخت با عربستان سعودی یار بود و در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا دونالد ترامپ به کاخ سفید راه یافت. ترامپ با منطق تجارت به سیاست بین‌الملل می‌نگرد و این برای کشوری که اصلی‌ترین سرمایه سیاسی و رکن اصلی پرستیژش، دلارهای نفتی بی‌حساب است زمینه‌ای برای فعالیت دوباره در سطح منطقه و جهان را فراهم کرد. محمد بن سلمان بعد از روی کار آمدن ترامپ اعتماد به نفس بیشتری برای اجرای برنامه‌های خود در سیاست داخلی و خارجی پیدا کرده است. اگر تا پیش از این خاندان سلطنتی و مقامات تصمیم‌گیر در پادشاهی سعودی به محافظه‌کاری شهره بودند کادر جوان که به‌تازگی به قدرت رسیده با کنار گذاشتن احتیاط مرسوم و سنتی سعودی‌ها، اجرای سریع برنامه‌های اقتصادی و سیاسی در عرصه داخل و یک سیاست تهاجمی در عرصه منطقه‌ای را به نمایش گذاشته است. وسیله اصلی بن سلمان برای رسیدن به اهداف بلندمدت و تحقق استراتژی‌های داخلی و خارجی‌اش، انعقاد قراردادهایی چند ده میلیارد دلاری با کشورهای عمده غربی برای جلب حمایت آنها در داخل عربستان و پشتیبانی از سعودی‌ها برای تضعیف رقبای منطقه‌ای این کشور است. می‌توان گفت بن سلمان دو هدف عمده را در عرصه‌های داخلی و خارجی دنبال می‌کند. وی به دنبال‌گذار جامعه سنتی عربستان از کشوری متکی به صادرات نفت به کشوری است با افزایش تنوع منابع کسب ثروت و درآمد، در عصری که احتمالا نفت دیگر اهمیت فعلی را نخواهد داشت.
مدرن سازی ساختارهای اقتصادی نظیر تاسیس صندوق‌های توسعه و همچنین عرضه سهام غول نفتی سعودی، آرامکو در بورس‌های معتبر غربی در برنامه‌های چشم‌انداز اقتصادی سعودی‌ها دیده می‌شود. در سطح منطقه‌ای اتخاذ سیاست خارجی تهاجمی و به راه انداختن جنگ‌های نیابتی با اصلی‌ترین رقیب منطقه‌ای، جمهوری اسلامی ایران در دستور کار حاکمان جوان سعودی قرار دارد. تشدید رقابت منطقه‌ای با ایران، سعودی‌های را به این نتیجه رسانده که باید بیش از گذشته به آمریکا و دیگر حامیان غربی‌اش نزدیک شود. توافق هسته‌ای ایران با کشورهای غربی این هراس را در حکام سعودی ایجاد کرد که احتمال دارد در مناقشه‌های منطقه‌ای با ایران تنها بمانند.

تغییر راهبردهای سیاست خارجی
انتخاب دونالد ترامپ خیال سعودی‌های را آسوده کرد. او آماده بود که با جذب میلیاردها دلار سرمایه سعودی‌ها، حمایتی همه‌جانبه و آشکار را در مقابل رقبای منطقه‌ای عربستان به حاکمان این کشور تقدیم کند. در سفر چند ماه گذشته ترامپ به عربستان سعودی، مقدمات قراردادهایی با ارزش بیش از ۴۰۰ میلیارد دلار فراهم شد و عربستان به روشنی به ترامپ نشان داد که حاضر است برای جلب کمک آمریکا به اجرای سیاست تهاجمی منطقه‌ای، مقادیر هنگفتی از دخایر ارزی خود بپردازد.
بن سلمان با حذف رقبای داخلی موافقت همه کانون‌های قدرت در عربستان سعودی را بدست آورده است و برای قانع کردن دستگاه سیاست خارجی آمریکا به عنوان اصلی‌ترین حامی سلطنت سعودی ها، نزدیکی هر چه بیشتر به ایالات متحده را در دستور کار قرار داده است. وی به اتهام فساد بسیاری از شاهزادگان، تجار و مشاوران اقتصادی آنها را در هتل ریتز کارلتون بازداشت کرد. این بازداشت‌ها که تقریبا بدون ایجاد دردسری خاص برای بن سلمان صورت گرفت نشان‌دهنده ساختار قدرت و موقعیت افراد تاثیر‌گذار در سلسله مراتب سیاسی در این پادشاهی بود. رابرت مالی از مشاوران ارشد کاخ سفید در این‌باره به نیویورک تایمز گفت: «این بازداشت‌ها نشان داد که قدرت بن سلمان بیش از اندازه‌ای است که تصور می‌شد و مخالفان وی بیش از آنچه حدس زده می‌شد ضعیف هستند» اما ناظران غربی نگران سرنوشت مسیر جدیدی هستند که بن سلمان در پیش گرفته است. چاس فریمن سفیر اسبق آمریکا در ریاض که در دولت جورج دبلیو بوش در این جایگاه قرار داشته معتقد است تغییرات ناگهانی همواره در خاورمیانه عواقب بدی به همراه داشته است. وی به هفته نامه تایم گفت: تغییرات و عملکرد رادیکال بن سلمان و تیم او وی را آسیب‌پذیر کرده است.»
بعد از حمله نظامی به یمن که تاکنون دستاورد قابل توجهی برای ولیعهد جوان سعودی به همراه نداشته به نظر می‌رسد وی با تحکیم موقعیت داخلی‌اش به دنبال تغییر اصول سیاست خارجی عربستان سعودی است. سیاست خارجی که به موازات اجرای برنامه اصلاحات اقتصادی و اجتماعی در داخل عربستان تغییر می‌کند. تغییرات ژئوپلیتیکی و دگرگونی در آرایش سیاسی کشورهای غرب آسیا، سعودی‌ها را ترغیب کرده است تا راهبردهای سیاست خارجی خود را با شفافیت و صراحت بیشتری دنبال کنند. اصلاحات اقتصادی و اجتماعی در کنار آشکارسازی تغییرات راهبردی در سیاست خارجی در نگاه رهبران سعودی به شکلی توامان دنبال می‌شود. محمد بن سلمان با سفر به آمریکا، بریتانیا و فرانسه که بعد از چند اقدام اصلاحی در حوزه مسائل اجتماعی صورت گرفت به دنبال تغییر تصویری است که از این کشور به عنوان کشوری با ساختار سیاسی سنتی که از محافظه‌کاری مستبدانه در رنج است در افکار عمومی غربی‌ها وجود دارد. نخبگان سیاسی در غرب، عربستان سعودی را زادگاه و آبشخور القاعده و طالبان می‌دانند و اگرچه به صراحت نمی‌گویند اما معتقدند که تفکر داعش نیز ریشه در آموزه‌هایی دارد که توسط روحانیان محافظه‌کار سعودی در سراسر آسیا و جهان منتشر می‌شود.
برای تغییر این تصویر، بن سلمان به غرب رفت تا فرصت‌های سرمایه‌گذاری جدیدی را در دیدار با غول‌های تجارت و صنایع تسلیحاتی و ارتباطاتی ایجاد کند. مصاحبه به نشریات معتبر آمریکایی و اروپایی از تلاش‌های رسانه‌ای بود که برای پذیرش عربستان جدید از سوی محمد بن سلمان انجام شد. بن سلمان به دنبال آن است که نشان دهد عربستانی که او بر آن حکم می‌راند هم برای جمعیت فزاینده جوان این کشور جایی مناسب برای زندگی است و هم برای خارجی‌هایی که برای کار و سرمایه‌گذاری به این کشور سفر می‌کنند.
بن سلمان سیاست خارجی را در جهت اجرای برنامه‌های خود در داخل کشور به کار گرفته است. سیاست خارجی وی به دنبال بسترسازی اصلاحات اقتصادی و اجتماعی که چشم‌انداز آن را دوسال پیش منتشر کرد. این سیاست خارجی در ذات خود فرقه‌گرایانه است و از میدان به در کردن رقیب منطقه‌ای را به عنوان مهم‌ترین هدف دنبال می‌کند. از همین روست که بن سلمان تعارف را کنار گذاشته و رسما اعلام کرده در ضدیت با ایران با اسرائیل هم داستان است. در کنار محوریت غرب، عربستان سعودی فعال سازی نوعی ناسیونالیسم عربی را دنبال می‌کند تا با ایجاد ایران هراسی در خیابان‌های عربی، به جای اسرائیل، ایران به عنوان دشمن شماره یک کشورهای عربی شناخته شود. از همین روست که فعال‌سازی شکاف شیعه و سنی نیز در این استراتژی جایگاه برجسته‌ای دارد. اما همچنان این پرسش وجود دارد که آیا عربستان سعودی می‌تواند بدون پاسخ به تقاضای احتمالی برای مشارکت سیاسی در روند مدیریت جامعه، دوران‌گذار از یک پادشاهی سنتی با اقتصادی مبتنی بر صدور نفت به کشوری با ساختارهای مدرن اقتصادی و اجتماعی تبدیل شود؟ اگرچه در میان ناظران سیاسی در مورد سرنوشت اصلاحات بن سلمان تردید وجود دارد اما باید این واقعیت را پذیرفت که از این پس سیاست داخلی و خارجی عربستان با گذشته تفاوتی شگرف دارد.



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *