نه راه پس نه راه پیش

بست-نشینی

حالا محمود احمدی‌نژاد تنها به بست‌نشینی می‌رود و دو یار غارش، اسفندیار رحیم مشایی و حمید بقایی دستگیر شده و یکی در حال گذران زندان و محکومیت و دیگری در فرآیند بازجویی و بازرسی قرار دارد.
از وقتی که اسفندیار رحیم مشایی در مقابل سفارت انگلیس ایستاد و ضمن قرائت حکم محکومیت حمید بقایی و نقد محتوای حکم دادگاه انگلیس را پشت ماجرای محکومیت رفیق دیرین و معرفی کرد! زمان زیادی نگذشت که خبر دستگیری خودش نیز در رسانه‌ها پیچید و این محمود احمدی‌نژاد بود که باز هم به تندی در مقابل دستگاه قضایی موضع گرفت و تظلم‌خواهی خویش را در قالب نامه پراکنی به نمایش گذاشت.
چهره‌هایی که همه عرصه سیاست ایران را طی ۸ سال تبدیل به وضعیتی دلهره‌آور تهی از گفت و گو کرده بودند این‌بار تداوم حرکت سیاسی خود را به بست‌نشینی کشاندند؛ بست‌نشینی که البته از شاهزاده عبدالعظیم حسنی در شهر ری به امامزاده صالح در تجریش رسیده بود.
«مقامات قضایی کار را از تخریب گذرانده و با زیرپا نهادن همه موازین قانونی و حتی انسانی، قصد جان برادران ما را دارند» احمدی‌نژاد با انتشار این متن در کانالش از مردم خواسته بود تا اولین شب جمعه سال ۹۷ در اتمام تعطیلات نورورزی به امامزاده صالح تجریش بیایند؛ دعوتی که همچون سایر کنش‌های سیاسی این طیف، فرصت‌طلبانه و با نگاه به حضور زائران پرشمار امامزاده صالح در شب‌های جمعه صورت گرفته بود تا کثرت زائران هم به نام مشتاقان دعوت رییس‌جمهور سابق نوشته شود.
روایتی که سایت خبرآنلاین از روز بست‌نشینی احمدی‌نژاد بدون حضور یاران دربندش منتشر کرده دارای یک جمله از یک شهروند حاضر در میان زائران امامزاده صالح است که شاید بتواند موضع و تحلیل مردم عادی در مقابل تحرکات و رفتارهای احمدی‌نژاد را جمع بندی کند؛ جمله‌ای که هزار ناگفته در دل خود دارد. خبرآنلاین به نقل از یکی از شاهدان بست‌نشینی احمدی‌نژاد نوشته: «چه وضعیتی ایجاد کرده‌اند یادش رفته خودش چه به سر مردم آورد.»
همه آنچه احمدی‌نژاد می‌کند نمایش است چه آن زمان که در مسند قدرت بود و چه این زمان که در مقام منتقد است. حتی بست‌نشینی‌هایش هم با مفهوم و معنای بست‌نشینی تفاوت دارد. چه اینکه ساعتی پیش از حضورش عده‌ای از هوادارانش می‌آیند و او در میان آنها حاضر می‌شود و چند جمله‌ای سخنرانی می‌کند و بعد از دو ساعتی که از عکس سلفی و دعا و شعارهای بهاری گذشت، می‌رود و هوادارانش نیز در پی اش خارج می‌شوند. حال آنکه سنت بست‌نشینی واقعا به «بست» و «نشستن» موصوف است مگر اینکه بپذیریم که احمدی‌نژاد و یارانش حتی این سنت و مفهوم را هم به به طنز گرفته‌اند.
بست نشستن البته تمام پویشی نبود که یاران احمدی‌نژاد در واکنش به دستگیری حمید بقایی و اسفندیار رحیم مشایی انجام دادند چه اینکه برای اولین بار برخی از چهره‌های جوان که پیش از این در تشکل‌های دانشجویی اصولگرا به‌خصوص در سال‌های دهه ۸۰ و ۹۰ حضور داشتند، در نامه‌ای به مقامات ارشد نظام کوشیدند محتوایی را که رییس‌جمهور سابق پیش‌تر در نامه‌ای سرگشاده خطاب به مقامات ارشد نظام منتشر کرده بود، تئوریزه کرده و به مثابه مطالبه‌ای عمومی نمایش دهند.
نمایشی که با واکنش تند رسانه‌های اصولگرا مواجه شد و از امضا‌کنندگان آن به عنوان چهره‌هایی خطاکار که در دام جریان انحرافی افتاده‌اند یاد کردند و حتی کوشیدند سابقه آنها در تشکل‌هایی چون بسیج دانشجویی و انجمن‌هایی چون دانشجویان عدالت خواه و اتحادیه انجمن‌های اسلامی را منکر شوند.
موج تبری‌جویی از احمدی‌نژاد در میان اصولگرایان البته با نامه جمعی از وزرای دولت او ادامه داشت. نامه‌ای که رییس‌جمهور سابق را به تخطئه متهم می‌کرد و او را انقلاب نما و سوء‌استفاده کننده از مفهوم عدالت معرفی می‌نمود.
حاصل هرچه باشد احمدی‌نژاد به کوچه‌ای بن بست رسیده و مسیر برای دور زدن آنقدر تنگ است که مجالی برای بازگشت نیست. او حالا فقط به فکر تداوم نمایش است. نمایشی که او چهره‌ای کم فروغ با دیالوگ‌هایی تکراری است که تنها برای فراموش نشدن کارکرد دارد.



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *