نزاع پرحاشیه‌ اهل فلسفه

1849149

از اوایل اسفندماه سال گذشته، انتشار مقالاتی در نقد حجت‌الاسلام عبدالحسین خسروپناه، بحث بر سر وضعیت موسسه‌ پژوهشی حکمت و فلسفه‌ ایران، قدیمی‌ترین و معتبرترین نهاد پژوهشی فلسفه در کشور را دوباره داغ کرده است.
ریاست موسسه‌ پژوهشی حکمت و فلسفه‌ ایران تا مردادماه ۱۳۸۹ بر عهده‌ دکتر غلامرضا اعوانی بود. در مرداد ۱۳۸۹، اعوانی با ارسال فاکسی از سوی کامران دانشجو، وزیر وقت علوم، تحقیقات و فناوری، از سمت خود برکنار شد و حجت‌الاسلام خسروپناه، جای او را گرفت. این نحوه‌ انتصاب موجب بحث‌هایی در جامعه‌ فلسفی ایران شد، به‌ویژه آنکه بلافاصله مجید حمیدزاده را که چندی قبل در آزمون دکتری موسسه رد شده بود، به معاونت پژوهشی برگزید، برخی از اعضای هیات علمی موسسه را اخراج کرد و زمینه‌ استعفا یا بازنشستگی و خروج برخی دیگر را، از جمله دکتر حسین معصومی همدانی (که رییس‌جمهور در دوره‌ اخیر جشنواره‌ فارابی از او تقدیر کرد) و دکتر ضیاء موحد (برنده‌ چند دوره جایزه‌ کتاب سال)، نیز فراهم آورد. در طول بیش از شش سال ریاست خسروپناه، نحوه‌ مدیریت او پرحاشیه بوده است. به گفته‌ مخالفان، او مرتکب اموری خلاف قانون شده و مثلا تعدادی از هم‌فکران خود را از طریق تغییر ترکیب اعضای هیات جذب و به عضویت در هیات علمی درآورده است. موافقان اما معتقدند او نظم را در موسسه برقرار کرده و عمده‌ شکایت‌ها از همین نشات می‌گیرد.
اتفاقات بالا در طول سال‌های گذشته هرازگاهی موجب طرح دیدگاه‌های متعارض درباره‌ وضعیت موسسه‌ حکمت و فلسفه شده است، به‌ویژه پس از انتخابات سال ۱۳۹۲ که با روی کار آمدن دولت یازدهم، برخی انتظار داشتند شخصی هم‌سو با سیاست‌های دولت عهده‌دار ریاست موسسه‌ حکمت و فلسفه شود. با این حال، انتشار سه مقاله‌ کوتاه در نقد آثاری از خسروپناه به قلم سیدنصرالله موسویان، امیر صائمی و کسری پناهی در روزنامه‌ شرق، به تاریخ ۵ اسفند ۱۳۹۶، مجادلات جدیدی به وجود آورد. خسروپناه در ابتدا به این نقدها واکنشی نشان نداد اما انتشار مطلبی از سروش دباغ در فضای مجازی موجب شد وارد قضیه شود و با سیاسی خواندن نقدها، بگوید «دعوای اصلی بر سر لحاف ملا، یعنی منصب ریاست موسسه‌ حکمت و فلسفه» است. او گفت ریشه‌ مخالفت‌ها با او پیگیری‌هایش برای انجام موظفی و حضور اعضای هیات علمی در موسسه است، در حالی که ریاست او در دولت یازدهم تایید شده و دولت فعلی هم تصمیم گرفته است ریاست او ادامه یابد. به همین دلیل، برخلاف انتظار اپوزیسیون نظام، ریاست موسسه از یک فرد انقلابی به سکولارها واگذار نخواهد شد. این پاسخ اعتراض جمعی از اعضای هیات علمی موسسه را برانگیخت و آن‌ها با انتشار متنی کوتاه از خسروپناه خواستند در پاسخ به نقدهای علمی پای آنان را به میان نکشد.
به‌رغم پاسخ‌های خسروپناه و مدافعان او، نقدها بر آثار خسروپناه و نحوه‌ پاسخ‌گویی او به انتقادها ادامه یافت. حسین شیخ‌رضایی و امیرحسین خداپرست، با بیان اینکه روزنامه‌ شرق بنا بر ملاحظاتی مقالات آن‌ها را منتشر نکرده است، نوشته‌هایشان را در سایت فرهنگی- فلسفی صدانت منتشر کردند. نوشته‌ خداپرست به طور خاص جنجال بیشتری به وجود آورد زیرا او، که فرزند شهید و عضو هیات علمی موسسه‌ حکمت و فلسفه است، نوشت خسروپناه در برخی از آثارش از طریق کتاب‌سازی و رونویسی از آثار دیگران مرتکب رفتار غیرعلمی
شده است.
او همچنین در ضمیمه‌ مقاله‌اش نوشت، دریافته است بسیاری از کسانی که پس از آغاز ریاست خسروپناه به عضویت در هیات علمی موسسه درآمده‌اند فرآیند جذب را به نحو غیرقانونی پشت سر گذاشته‌اند. واکنش خسروپناه و مدافعان او به این نوشته خشم‌آلود بود. او با انتشار توییت‌ها نویسنده را کسی شمرد که گرچه فرزند شهید است،
دروغ‌گو است.
با توجه به آنچه گذشت و مطالبی که منتقدان و مدافعان در کنار مقالات اشاره ‌شده نوشته‌اند، به نظر می‌رسد این ماجرا همچنان ادامه دارد و می‌تواند تنش‌هایی جدی در این موسسه‌ باسابقه به وجود آورد.



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *