دولت‌ها سیاست مورد اجماع را اتخاذ کنند

غلامحسین+کرباسچی

عملکرد شهرداران تهران هنوز هم با عملکرد وی قیاس می‌شود؛ مدیری که طولانی‌ترین دوره مدیریت در شهرداری را به نام خویش رقم زده و کارهای بسیار زیادی را پایه‌گذاری کرده که در حال حاضر در همه شهر پیداست. غلامحسین کرباسچی، شهردار اسبق تهران و دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی هنوز هم یکی از پرحاشیه‌ترین مدیران اقتصادی و سیاسی است. با ایشان در خصوص دستاوردهای اقتصادی انقلاب در ۴۰ سال گفت‌وگویی انجام شد که ماحصل این گفت‌وگو را در پی می‌خوانید:

مهم‌ترین دستاورد اقتصادی در ۴۰ سال گذشته چه بوده است؟
اگر به موضوع دستاورد اقتصادی انقلاب به‌طور مطلق نگاه شود و چشمان خود را بر پیشرفت‌های کشورهای دیگر ببندیم، باید بگویم که از ۴۰ سال پیش در درآمد سرانه، تولید ناخالص ملی، آمار اقتصادی و رشد امکانات زیربنایی کشور اتفاقات خوبی افتاده و با توجه به ۳ برابر شدن جمعیت، مع‌الوصف سطح معیشت مردم رشد داشته است.
اما اگر بخواهیم مقایسه‌ای با دنیا و کشورهای نظیر خود با منابع تقریبا همسان داشته باشیم، باب نقدها باز می‌شود. اگر فقط به ۱۵ سال گذشته نگاه شود ثروت جهانی بیش از دو برابر شده یعنی از ۳۵ هزار میلیارد دلار به ۷۷هزار میلیارد دلار رسیده است.
از طرف دیگر در ۱۵ سال گذشته تولید ناخالص ملی از حدود ۳۰۰میلیارد دلار به ۴۱۲میلیارد دلار رسیده است. یعنی در آن زمان با جمعیتی تقریبا ۷۰درصد الان حدود یک درصد ثروت جهانی را در اختیار داشتیم؛ در حال حاضر به حدود نیم درصد تبدیل شده است.
در مقایسه با کشورهای نفت‌خیز یا کشورهای همسایه‌ای که منابع نفتی نداشته‌اند این شرایط قابل نقد است که چرا ایران نتوانسته در اندازه آن کشورها رشد شتابان‌تر اقتصادی داشته باشد؟ البته می‌توان ادعا کرد که در این ۴۰ سال در نزدیک کردن دهک‌های اجتماعی به یکدیگر موفق بوده‌ایم.
البته یکی از مشکلات در اقتصاد فاصله طبقاتی است که ذکر می‌شود؟
فاصله طبقاتی زیادتر از ۴۰ سال قبل نیست. قطعا کمتر شده، اما در حد ایده‌آل نیست. اگر بررسی شود حتما فاصله دهک‌های پایین با دهک‌های بالا، امروز کمتر از ۴۰ سال پیش است. در دهه اول انقلاب که دوران جنگ بوده، توقع نبوده که رشد اقتصادی خیلی بالایی را تجربه کنیم، ولی به لحاظ کم کردن فاصله دهک‌ها موفق عمل کرده‌ایم.
اما موضوعی وجود دارد که اگر دولتی، همه توان خود را برای ایجاد عدالت اجتماعی به‌جای افزایش تولید و ثروت عمومی بگذارد، قطعا در همان برنامه عدالت اجتماعی هم موفق نخواهد بود. در دوره ریاست جمهوری نهم و دهم به‌ظاهر دنبال عدالت اجتماعی بودند اما در این زمینه اشتباهات فاحشی انجام شد و این برنامه پیامدهای خوبی نداشت.
اما اگر برای آن اهداف برنامه‌ای وجود داشت با توجه به امکانات گسترده‌ای که به‌لحاظ اقتصادی وارد کشور شده بود، حتما در جهت رشد تولید و زیربنای اقتصادی اتفاقات خوبی رخ می‌داد و حتما عدالت اجتماعی معنای بهتری پیدا می‌کرد و امکانات صرف کارهای سطحی نمی‌شد، در نتیجه وضعیت اقتصاد کشور بهتر از الان بود.
اما حقیقت این است که توان دولت یازدهم و دوازدهم صرف جبران وضعیت نابسامان دولت گذشته شد. دولت آقای روحانی زمان زیادی را صرف بلندکردن اقتصاد زمین خورده کرد. از جمله یارانه‌ها و پروژه‌های نیمه‌تمام. پروژه‌های نیمه‌تمامی که دولت نه می‌تواند رهایش کند زیرا ثروت ملی است، و نه می‌تواند این پروژه‌ها را به دلیل عدم امکانات کافی به اتمام برساند.
کم و کاستی‌های اقتصاد ۴۰ ساله چیست؟
اقتصاد از جنبه‌های مختلف اعم از تولید، توزیع، سرمایه‌گذاری و مسائل دیگر تشکیل شده است، در همه بخش‌های اقتصادی می‌توانستیم بهتر عمل کنیم. در حال حاضر در همه بخش‌های اقتصادی دچار کاستی‌هایی هستیم. در این میان عدم وجود قانون برای اقتصاد پویا و در عین حال مستقل و مرتبط با دنیا یکی از مهم‌ترین نقص‌هاست که باید به آن توجه شود.
اقتصاد پویا در دنیای امروز بدون ارتباط با دنیایی که با این سرعت درحال پیشرفت است امکان‌پذیر نیست. حرف این است که درست است امکانات زندگی مردم نسبت به گذشته بهتر شده، ولی همیشه در اقتصاد نگاه، به دنیای همزمان خود است. وقتی پیشرفت‌های دنیا دیده می‌شود رضایتی که باید از امکانات درون کشور وجود داشته باشد، حاصل نمی‌شود. در دنیا الگوهایی وجود دارد که با رشد اقتصادی بالا توانسته‌اند هم قدرت اقتصادی خود را داشته باشند و هم به استقلال ملی‌شان آسیبی وارد نشده است.
بعد از انقلاب در کشور تجربه یک اقتصاد مستقل با رشد بالا وجود ندارد. در واقع دو موضوع باعث این کار شده است؛ یکی اینکه بسیاری از امکانات کشور تکیه بر نفت داشته و دارد و همچنین بسیاری از افراد با اختلاف‌نظرها و ایدئولوژی‌های سیاسی مختلف در مقاطعی مانع از یک استراتژی واحد برای مدیریت اقتصادی کشور شده‌اند.
از اول انقلاب تجربه اداره اقتصادی با حجم بزرگ و معضلات ناشی از استقلال وجود نداشت. انقلاب ما با یک ارزش‌هایی به‌وجود آمد که روابط گذشته تسلیم‌پذیری در برابر قدرت‌های بین‌المللی را قبول نداشت و قبول نخواهیم داشت. طبعا این اقتصاد تحت فشار بین‌المللی قرار می‌گیرد.
وقتی روابط با دنیا و ارتباط با توانمندی‌های بین‌المللی با کشوری قطع می‌شود خیلی از گرفتاری‌ها در تکنولوژی، سرمایه‌گذاری در نیروها و توانمندی‌های مشاوره‌ای از کشور گرفته می‌شود. این مشکلات در سطح کلان اقتصاد وجود دارد، اما در سطوح اجرایی کشور هم مشکلاتی وجود داشته و دارد که مدیریت یکی از آنهاست.
اقتصاد در ۴۰ سال گذشته گروه‌های مدیریتی متفاوت را تجربه کرده که استراتژی واحد در رابطه با تولید، توزیع و ارتباطات بین‌المللی در آنها وجود نداشته است. در واقع در کشور در هر ۸ سال یک تجربه و کار جدید رقم می‌خورد. این جزء نواقص اجرایی است، رقابت‌های سیاسی بسیاری از نیروهای توانمند در این ۴۰ سال را حذف کرده است. در واقع سوی تفاهم‌های سیاسی در حذف تجربه‌های گذشته و عدم استفاده از برنامه‌های قبلی اثرگذار بوده است.
بخش دیگر به مردم مربوط می‌شود. در تبلیغات و رسانه‌ها نتوانستیم یک سیاست واحد آموزشی به لحاظ زندگی اقتصادی داشته باشیم. کشوری که می‌خواهد اقتصاد مستقل داشته باشد یک بخش آن این است که توقعات اقتصادی و مصرف مردم را با امکانات کشور تطبیق دهد. سیاست تبلیغاتی ما عموما، سیاست مصرف‌زایی در همه زمینه‌هاست.
یک مثال قابل تامل بیان می‌کنم، جمعیت کشور ترکیه ۷۹ میلیون و جمعیت ما ۸۰ میلیون است. در حال حاضر قیمت بنزین، در کشور ما هزار تومان و در کشور ترکیه۵۵۰۰ تومان است. در ایران روزانه ۸۰ میلیون لیتر بنزین مصرف می‌شود در حالی که در ترکیه مصرف بنزین ۸ میلیون لیتر است. این یک آمار وحشتناکی است.
ما چه تلاشی برای کم کردن مصرف بنزین کرده‌ایم؟ اینکه قیمت بنزین به قیمت واقعی برسد و در عین حال مصرف بنزین پایین بیاید، تلاشی است که باید همه داشته باشند. باید صنایع خودرو از استانداردهای روز استفاده کند تا مصرف بنزین کاهش یابد. در کل سیاست ارزان فروشی سوخت هم به ضرر اقتصاد و هم به ضرر محیط زیست است.
در حقیقت یک استراتژی اقتصادی مستحکمی که اهداف ملی را با ایدئولوژی که پذیرفته شده با مسائل اقتصادی ترکیب کند، وجود ندارد. هنوز معلوم نیست که سیاست کلی اقتصاد، خواهان بخش خصوصی است یا خیر. نوسانی که در این زمینه وجود دارد خیلی در اقتصاد تاثیر منفی داشته است.
*به چه اهداف مهمی در اقتصاد باید رسیده شود؟
مهم‌ترین هدف، توسعه اقتصادی است. کیک اقتصاد باید بزرگ شود. باید سفره‌ها پربارتر شوند؛ این یعنی اینکه باید سرمایه‌گذاری در کشور رخ دهد. یکی از مشکلات ما جذب سرمایه‌گذاری مناسب است. اگر اقتصاد ایران با اقتصاد ژاپن بعد از جنگ مقایسه شود، اصلا قابل مقایسه در مصرف، پس‌انداز و سرمایه‌گذاری نیست.
بزرگ‌ترین کاری که باید از اول انقلاب انجام می‌شد، همت گذاشتن به بزرگ کردن اقتصاد بود. وقتی اقتصاد بزرگ باشد همه از آن برخوردار می‌شوند. لازمه اقتصاد بزرگ این هم هست که اقتصاد سالم داشته باشیم. در اقتصاد مریض و فاسد، رشد اساسی دیده نمی‌شود.
چشم‌انداز شما از اقتصاد چیست؟
برخی افراد به آینده اقتصاد خوشبین نیستند، چالش‌های بزرگی را در اقتصاد می‌بینند. مشکلات نقدینگی، مشکلات بانک‌ها، کمبود تشکیل سرمایه، بحران بیکاری، مشکلات با اقتصاد جهانی و از همه مهم‌تر فرهنگ مصرف است.
ما کشوری هستیم که اعتقادها، ارزش‌ها و سیاست‌های خاص خود را داریم و به آن هم افتخار می‌کنیم. اما اگر نتوانیم روابط خود را در یک تعامل معقول با دنیا تنظیم کنیم، نباید توقع داشته باشیم که سالانه میلیارد‌ها دلار ارز توریسم به کشور وارد شود. اگر در یک ریاضت اقتصادی به دنبال ایجاد اشتغال هستیم باید به‌دنبال راه‌حل‌های منطقی و موجود باشیم. سالانه با مسافرت‌های خارج از کشور به چه میزان ارز از کشور خارج می‌شود؟ و به چه میزان به اشتغال آسیب می‌رسد؟ این موضوعات باید تک به تک مورد بررسی قرار بگیرد. در حقیقت باید ریشه‌یابی مشکلات شود تا بتوان برای آن راه حل مناسب پیدا کرد.
اگر قرار باشد اقتصاد به مرحله خوشبینانه برسد به چه برنامه‌هایی نیاز است؟
برای این منظور، تنها انتظار از دولت برای حل مشکلات درست نیست. دولت به تنهایی نمی‌تواند همه مشکلات را حل کند. اگر مجموعه حاکمیت یعنی مجلس، نهادهای حکومتی و نهادهای مختلفی که در اقتصاد دست دارند، همه به این نتیجه برسند که اقتصاد کشور چالش‌های بحرانی و جدی دارد و باید همت برای حل آن گذارده شود قطعا می‌توان مشکلات را تقلیل داد و از تشدید مسائل جلوگیری کرد.
مهم این است که همه به سمت یک هدف‌گذاری بروند. اگر دولت‌ها احساس کنند که مجموعه حاکمیت با سیاست‌های آنها موافق نیستند، بهتر است که دولت‌ها سیاست مورد اجماع را اتخاذ کنند. سیاست مورد اجماع اثرات مثبت روی اقتصاد می‌گذارد. اگر کارها با همه توان حاکمیتی کشور همراه باشد احتمال تقلیل مشکلات اقتصادی زیاد است و برای دولت‌ها هم موفقیت به همراه خواهد داشت.

*مینا هرمزی

 



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *