صیانت از شعله‌های امید

سالک

سال ۱۳۹۶ هرچه با شور و انرژی و هیجان زیادی شروع شد، درنهایت خاتمه شاد و باشکوهی نداشت؛ کلکسیونی از اتفاقات تلخ و ناراحت کننده، جان‌باختن تعدادی از هموطنان، حوادث طبیعی و غیرطبیعی، ناملایمات و التهابات اقتصادی و افزایش قیمت ارز و نگرانی‌های ناشی از آن باعث شد فضای حاکم بر زندگی ایرانیان برخلاف روزهای پرشور و امید ابتدای سال، دلسردکننده باشد؛ تا جایی که در این هفته‌های آخر در جمع خانواده‌ها می‌شد این جمله را شنید که ‌ای کاش این سال تلخ و پرغصه هرچه زودتر خاتمه پیدا کند و از دست سال پرحادثه راحت شویم.
حادثه البته هیچ‌گاه خبر نمی‌کند، وقتی زیرساخت‌های حمل و نقل کشور وضعیت مناسبی نداشته باشد طبیعتا در هرسالی ممکن است سوانح ناگوار رخ دهد اما به نظر می‌رسد همچنان نوعی امید به آینده این خوشبینی را ایجاد می‌کند که با تغییر سال، شاهد حَوِّلْ حَالَنَا إِلَی أَحْسَنِ الْحَالِ باشیم.
امید به فردای بهتر، تحمل مشکلات را راحت‌تر و عبور از سختی‌ها را سهل‌تر می‌کند. در این تغییر فصل و نوشدن، علاوه بر شادابی و طراوت می‌توان جوانه‌های امید را مشاهده کرد که همچنان سرزندگی را پدید می‌آورد و البته چه سخت و جانکاه، مردم و جامعه‌ای که امیدهایش را بر باد رفته ببیند.
ریشه حضور گسترده مردم در هر انتخاباتی را می‌توان از همین زاویه دید. شهروندان با وجود همه گلایه‌ها و اعتراضات به عملکرد منتخبان خود، اما در آستانه هر انتخاباتی چشم امید به تصویرسازی کاندیداها بسته و همان دنیایی را در ذهن خود مجسم می‌کنند که کاندیداها ترسیم می‌کنند و عجیب آنکه در پایان دوره عموما از عملکرد کاندیدایی که پیروز شده راضی نیستند اما همچنان امیدوارانه به کاندیدایی دیگر رای می‌دهند. نتیجه چنین اتفاقی این بوده که مطابق آمار، در هر دوره مجلس شورای اسلامی دو سوم نمایندگان مجلس تغییر می‌کنند. ممکن است گرایش سیاسی مجلس تغییری نکند (مثل مجالس هفتم، هشتم و نهم) اما افرادی که آن گرایش را را نمایندگی می‌کنند تغییر کرده و چهره‌های جدیدی وارد پارلمان می‌شوند. این اتفاق یک معنای مشخص دارد. مردم سال‌هاست امیدوارند منتخبانشان گرهی از گره‌های زندگی‌شان باز کنند و با این امید همچنان رو به سوی صندوق‌های رای دارند.
با چنین توضیحی شاید بتوان گفت طی مدت اخیر در فضای سیاسی از دو منظر اتفاق عجیبی رخ نداده است. اول از همه این که جناح بازنده همواره رو به سیاه نمایی آورده و وضعیت موجود را تیره و تار توصیف می‌کند و دوم این که رای دهندگان هم پس از مدتی، نارضایتی‌های‌شان را علنی‌تر ابراز می‌کنند و این اتفاقی است که هم در دوره دوم ریاست جمهوری آیت‌الله هاشمی رفسنجانی شاهد بودیم و هم خاتمی و هم احمدی‌نژاد. اما یک اتفاق، امروز جدید است؛ در حال حاضر بخش عمده‌ای از حامیان سیاسی جناح پیروز هم ابراز نارضایتی می‌کنند و حتی در فضای عمومی گرد یأس می‌پاشند، عجیب‌تر اینکه جوانان تشکیلاتی و سیاسی در رأس ماجرا بوده و طبیعتا با استفاده از امکانات فضای مجازی، سرخوردگی‌ها و نارضایتی‌های خود را علنی و آشکارتر ابراز می‌کنند.
فضای مجازی با همه کارکردهای مثبتی که دارد با سرعت این سرخوردگی‌ها را در جامعه پخش می‌کند و ناراضیان همدیگر را پیدا کرده و گلایه‌ها و ناامیدی‌ها را پررنگ‌تر می‌کنند. در حالی که در گذشته ناامیدی‌ها و تلخکامی‌ها در حلقه فعالان سیاسی، اجتماعی و رسانه‌ای باقی می‌ماند و تا اعماق جامعه نفوذ نمی‌کرد.
گرچه نمی‌توان حق اظهارنظر را از افراد سلب کرد اما از موضع مصلحت‌اندیشانه، فکر می‌کنم کشاندن ناملایمات، شکایات و گلایه‌ها به سطح جامعه از سوی نخبگان و فعالان سیاسی، سودی ندارد و البته اثر تخریبی زیادی بر جا می‌گذارد. شهروندان البته حق دارند نارضایتی‌ها و تلخکامی‌های خود را فریاد بزنند اما مسوولیت اجتماعی حکم می‌کند نخبگان سیاسی و صاحبان تریبون‌ها که دسترسی بیشتری به مسوولان دولتی برای طرح مسائل خود دارند در عین این که ابراز نگرانی‌ها و هشدارهای خود را در شبکه‌های اجتماعی مطرح می‌کنند اما تلخکامی‌ها و شکوه‌ها و بن بست‌های مشاهده شده را در جلسات کارشناسی طرح کنند.
در سال‌های گذشته مردم خیلی از دلخوشی‌های خود را از دست داده‌اند. در این مقطع ما هم امید را از آنها نگیریم. به بیان لسان‌الغیب:
نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی
که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی
من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش
که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی
*سجاد سالک



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *