ایجاد ۲۴ هزار شغل در بخش فرهنگ و هنر در سال ۹۷

کاراندیش

علی اصغر کاراندیش، معاون توسعه مدیریت و منابع وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در گفت‌وگویی مفصل با «صنعت و توسعه» به ارزیابی بودجه پیشنهادی دولت در بخش فرهنگ و هنر در سال ۹۷ پرداخت. وی معتقد است با وجود اینکه هنوز نگاه اقتصادی به فرهنگ و هنر در میان مسوولان و سرمایه‏گذاران نهادینه نشده است، اما دولت با توجه به ظرفیتی که در اشتغال‏زایی در بخش فرهنگ و هنر وجود دارد، انتظار دارد در سال آینده ۲۴ هزار شغل در این بخش ایجاد شود و ما پیش‌بینی می‌کنیم این رقم حتی به ۴۷ هزار شغل جدید برسد، به شرطی که مسوولان استان‏ها و وزرای مربوطه که بیشتر حوزه‏های عمرانی و… مدنظرشان است، به حوزه فرهنگ هم در بخش اشتغال توجه کنند.

بودجه بخش فرهنگ و هنر در سال ۹۷ را چطور ارزیابی می‌کنید؟ آیا این میزان بودجه برای این بخش کافی است؟
بودجه فرهنگ و هنر نسبت به بودجه عمومی دولت در کل بسیار کم است. در سال ۹۷ هم رقمی که پیش‏بینی شده برای کل حوزه فرهنگ و هنر ۳.۶ درصد از کل بودجه عمومی است و هر سال هم همین مقدار بودجه در کشور برای فرهنگ در نظر گرفته می‌شود. در واقع سال‌هاست که بودجه فرهنگی بین ۳ تا ۴ درصد بودجه عمومی در نوسان است. و از این بودجه سهم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی چیزی بین یک ششم تا یک هفتم می‌شود. در واقع سهم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از بودجه کل کشور می‌شود چیزی حدود سه دهم درصد و نسبت به فعالیت‏ها و وظایفی که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عهده دارد بسیار کم است. اعتبار یک هفتم تا یک ششم برای کل حوزه‏های فرهنگی مثل حوزه سینما، حوزه هنری، حوزه قرآن، مطبوعات، رسانه‏های دیجیتال، بازی‏های رایانه‏ای، شورای فرهنگی عمومی، کانون‏های فرهنگی هنری، مساجد که حدود ۲۳ هزار کانون الان در کشور داریم در نظر گرفته شده است.
سازمان‏های تابعه هم اعتبارات‌شان کم است. ما امروز بیش از ۸۰ رایزن فرهنگی در دنیا داریم. و این۸۰ رایزن فرهنگی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی ما باید متولی کل کارهای فرهنگی و هنری ما در خارج از کشور باشد. حج و زیارت، نهاد کتابخانه‏های عمومی، اوقاف و امور خیریه، خبرگزاری جمهوری اسلامی، پژوهشگاه فرهنگ و هنر و ارتباطات، همه به وزارتخانه وابسته هستند و در جمع اعتبار آنها با وزارتخانه روی هم یک پنجم اعتبار فرهنگی کل کشور می‌شود. مشکل دیگر توزیع پراکنده اعتبارات بین دستگاه دولتی و غیردولتی است. یعنی از بودجه فرهنگی که خیلی کم است ۲۰ درصد به ما و سازمان‏های تابعه می‏دهند و ۸۰ درصد بین۲۰ و چند دستگاه خصوصی و دولتی و غیردولتی توزیع می‌شود که اینها باعث شده در حوزه فرهنگ موازی‌کاری زیاد باشد و نتواند کار به شکلی پیش برود که جلوی همپوشانی گرفته شود. این موضوع خود به خود باعث از دست رفتن بخشی از اعتبارات می‌شود. چون هر دستگاهی که تشکیل می‌شود نیرو و امکانات می‏خواهد و کلی از این اعتبارات صرف هزینه‏های پشتیبانی و جاری می‌شود. در نتیجه حدود ۲۵ دستگاه صرفا اعتبارات را می‏توانند صرف هزینه‏های جاری کنند و چیزی برای فعالیت‏های‌شان باقی نمی‏ماند.
اینها مشکلاتی است که در حوزه فرهنگی وجود دارد و بنابراین ضرورت دارد که یک هماهنگی بین فعالیت‏های کلی دستگاه‏های فرهنگی و هنری وجود داشته باشد. نکته دیگر این است که در بخش فرهنگ و هنر، بخش غیردولتی و بخش خصوصی و بانک‌ها آمادگی و تمایلی به سرمایه‏گذاری و مشارکت در پروژه‏های فرهنگی ندارند. به همین دلیل از نظر فضاهای فرهنگی کمبود داریم. ۳۰۰ پروژه در حال احداث ملی و استانی داریم که کلا تکیه بر اعتبارات دولتی دارد. این هم موضوعی است که ثابت می‌کند باید به بخش فرهنگ توجه ویژه‏ای بشود.
بخش اقتصاد فرهنگ هم بسیار مهم است و متاسفانه در کشور کسی روی این موضوع سرمایه‏گذاری مناسبی نکرده است. البته از شروع دولت یازدهم یک کارهایی در حوزه اقتصاد فرهنگ انجام داده‏ایم و داریم اهمیت اقتصاد فرهنگ را برای جامعه و مسوولان مطرح می‌کنیم و اینکه با اقتصاد فرهنگ هم می‌شود درآمدهای بسیار بالایی به دست آورد و شاید از این طریق سرمایه‏گذاران علاقه‌مند شوند و در حوزه فرهنگ هم سرمایه‏گذاری کنند. بنابراین سعی کردیم تاحدی فرهنگسازی کنیم ولی هنوز به حد کافی نیست و داریم آن را در برنامه‏های‌مان دنبال می‌کنیم. البته یک شرکتی با نام شرکت سرمایه‏گذاری هنر تاسیس کردیم که کارش را شروع کرده و امیدواریم این نمونه خوبی باشد که دیگران را تشویق کنیم وارد حوزه فرهنگ و هنر شوند.
مساله دیگری که در اعتبارات فرهنگ داریم این است که استان‏ها و شهرستان‏های ما دچار مشکلات بسیاری هستند. حداقل امکانات و تجهیزات را دارند. اعتبارات استان‏ها از طریق شورای برنامه‏ریزی و توسعه استان توزیع می‌شود و حدود دو درصد اعتبار هزینه استان است که بسیار کم است. عمده آن هم هزینه حقوق و دستمزد می‌شود و اعتبار فعالیت و تعمیر و تجهیزات کم دارند. مجتمع‏هایی که ما داریم و بیش از۸۰۰ مجتمع فعال در کشور است به جز چند تا بقیه تشکیلات ندارند و به همین دلیل نه نیرو می‏توانیم برای نگهداری بگیریم و نه درآمدزا هستند که بتوانند این درآمد را خرج خودشان کنند. البته مدیریت ۱۰۰ تا از این مجتمع‏ها را واگذار کردیم به بخش غیردولتی، ولی مابقی همچنان دچار مشکل هستند که باید در استان‏ها به این مساله توجه ویژه‏ای شود. بحث دیگر فرهنگسازی در جهت اجرای معماری ایرانی اسلامی در ساختمان‏ها و بناهایی است که در سطح کشور داریم احداث می‌کنیم. این هم از نظر فرهنگی مفید است و هم باعث می‌شود معماری غنی ایرانی فراموش نشود. ما این پیشنهاد را به مجلس دادیم که اگر مصوب شود در نتیجه آن مقرر می‌شود بخشی از اعتباراتی که در ساخت یک ساختمان یا یک فضا توسط دستگاه‌های دولتی دارد هزینه می‌شود روی معماری ایرانی متمرکز باشد.
در کل باید بگویم حوزه فرهنگ باید بیش از این هم توسط مردم مورد توجه قرار بگیرد و هم دولت و نظام باید حمایت بیشتری از نظر مادی و معنوی از آن کند. فعالیت‏های موازی‌کاری که در داخل و خارج از کشور می‌شود باید ساماندهی شود تا شاهد این باشیم که فعالیت‏های فرهنگی‌مان در سطح جامعه به نتایج بهتری برسد.
آقای دکتر روحانی اعلام کرده‏اند که بودجه سال ۹۷ باید عملیاتی باشد، آیا معنای این حرف این است که تا به حال نهادهای دریافت‏کننده بودجه پاسخگوی عملکردشان نبوده‏اند؟
بحث بودجه‏ریزی عملیاتی بحثی است که من از سال ۸۲ که در حوزه معاونت اداری مالی بودم تا الان در سیستم اداری شاهدش بودم و جدید نیست. بودجه‌ریزی عملیاتی به این معنی است که شما برای اینکه این فعالیت را انجام بدهی چقدر اعتبار لازم داری، چقدر هزینه‏های پشتیبانی است و بعد قیمت تمام شده را دستگاه‏ها باید مشخص کنند و بگویند مثلا با این پولی که به من می‏دهید می‏خواهم از نقطه آ به نقطه ب برسم. در نتیجه دستگاهی که بودجه را می‏گیرد تا آخر سال باید نشان بدهد که این هدف تامین شده و از نقطه آ به نقطه ب رسیده است.
مثلا در حوزه کتاب من اعلام می‏کنم با این اعتبار کاری می‏کنم که سرانه مطالعه در کشور از دو دقیقه به سه دقیقه برسد. این به معنی بودجه عملیاتی است که فردا مشخص شود من با این پول رسیدم به آن نقطه یا نه. در حوزه‏های اقتصادی و عمرانی و. . . هم همین حالت است. این بحث سال‌هاست مطرح است اما در عمل هیچ دولتی تا الان نتوانسته آن را اجرایی کند. به علت مشکلاتی که در بحث‏های مختلف بودجه‏ای داریم عملیاتی نشده است. امیدواریم با پیگیری‏ که دولت دوازدهم کرده و آقای رییس‌جمهور هم تاکید دارند و با توجه به اینکه سازمان برنامه و بودجه هم دنبال عملی شدن آن است، ما بتوانیم بودجه‌ریزی عملیاتی را تحقق ببخشیم و در کشور این به‌صورت واقعی پیاده شود. اگر پیاده شود نتایج بسیار خوبی را خواهد داشت. چون در آن صورت هر دستگاهی باید پاسخگو باشد.
به نظر می‏رسد همچنان نگاه دولت به بخش فرهنگ و هنر بیشتر یک نگاه ارزشی است و خود دولت انتظار سودآوری و اشتغال‏زایی از این بخش ندارد. فکر نمی‌کنید به همین دلیل وقتی دولت هدف کلی خود را اشتغال اعلام می‌کند، براساس چنین ظرفیتی در بخش فرهنگ و هنر نمی‏بیند که در نتیجه بودجه بیشتری به آن اختصاص دهد؟
اتفاقا بحث اشتغال در حوزه فرهنگ و هنر هم در دولت پیش‏بینی شده است. امسال در شورای عالی اشتغال به نهادهای مختلف سهمیه‏ای در حوزه اشتغال داده‏اند. برای بخش فرهنگ و هنر هم ۲۴ هزار سهمیه اشتغال جدید پیش‏بینی شده. ما به مدیران ارشاد در استان‏ها هم ابلاغ کردیم و تکلیف کردیم که اشتغالزایی را هم از اعتباراتی که می‏گیرند پیگیری کنند و هم از طریق گسترش فعالیت‏ها. شما وقتی مجوز می‏دهید برای ایجاد یک آموزشگاه فرهنگی یا هنری، در درون این مجوز اشتغال هم مشخص شده است. یک آموزشگاه هنری وقتی مجوز جدید می‏گیرد حداقل باید پنج تا نیرو هم داشته باشد و اینجا پنج تا اشتغال جدید هم ایجاد می‌شود.
بنابراین اشتغال مساله بوده و هست و درخواستی که من از مسوولان حوزه‏های اقتصادی و آقایان استاندارها و سازمان برنامه در استان‏ها دارم این است که به اشتغال صرفا با دید مسائل عمرانی نگاه نکنند. اگر اعتباری داده شده برای تسهیلات بانکی کم بهره، فقط به حوزه‏های جهاد کشاورزی و صنعت و معدن و راه و… توجه نداشته باشند، بلکه حوزه فرهنگ را هم پوشش دهند و تسهیلات بدهند که بتوانیم حوزه فعالیت‏هایمان را گسترده کنیم و اشتغالزایی را که برعهده‏مان است محقق کنیم. ما پیش‏بینی می‌کنیم که اگر حمایت شویم و از اعتبارات اشتغال‏زایی به فرهنگ هم داده شود، حتی می‏توانیم به جای ۲۴ هزار شغلی که پیش‌بینی شده تا ۴۷ هزار شغل جدید ایجاد کنیم، ولی لازمه‏اش این است که مسوولان استان‏ها و وزرای مربوطه که بیشتر حوزه‏های عمرانی و. . . مدنظرشان است، به حوزه فرهنگ هم در بخش اشتغال توجه کنند.
یکی از مشکلات ما این است که پاسخگویی را همیشه از وزارت ارشاد می‏خواهند اما ۲۰ درصد اعتبارات در اختیار وزارتخانه و سازمان‏های تابعه است. اشتغالزایی در حوزه فرهنگ هم بیشتر مشروط بر این است که مسوولان اقتصادی هم مساله فرهنگ مدنظرشان باشد.
چه میزان از بودجه‏ای که به بخش فرهنگ و هنر تعلق می‏گیرد صرف زیرساخت‏ها می‌شود که به نظر می‏رسد خلأ واقعی این بخش است ؟
یک بخش از بودجه‏ مربوط به زیرساخت‏ها و احداث فضاهای فرهنگی است. الان هم همان‌طور که گفتم حدود ۳۰۰پروژه در کشور دارد اجرا می‌شود و فضا دارد آماده می‌شود. با این حال نیاز به اعتبار بیشتری دارد و کمبود اعتبار مشکلی است که ما هم مثل دستگاه‏های دیگر داریم. یک بخش دیگر مربوط به فعالیت است. بخش فعالیت که عمده اعتبار ما صرف آن می‌شود دیگر خیلی به زیرساخت مرتبط نمی‌شود. برای فعالیت‏هایی است مثل تئاتر، سینما، قرآن و… بخشی هم داریم که در آن برخی از زیرساخت‏های فعالیت‏ها در وزارت ارشاد پیش‏بینی شده است؛ البته غیر از زیرساخت‏های عمرانی. در واقع کمک‏های فنی و اعتباری است که پیش‏بینی شده است، هرچند کم است.
امیدمان این است که در هماهنگی با سازمان برنامه بودجه و دولت یک مبلغی از صندوق ذخیره ارزی به فرهنگ و وزارت فرهنگ و ارشاد داده شود که هم مربوط به زیرساخت‏های عمرانی و هم زیرساخت‏های فعالیتی است. برای بالا بردن کیفیت کار در حوزه هنر لازم است از دستگاه‏های پیشرفته‏ای استفاده شود که شاید بخش خصوصی توان تامین آن را نداشته باشد و بنابراین وظیفه ماست که یا تسهیلاتی با سود کم بدهیم، یا خودمان یک جایی این دستگاه‏ها را وارد کنیم یا با بخشی مشارکت کنیم تا این امکانات در اختیار کسانی باشد که نیاز دارند در کار هنری و فرهنگی فعالیت کنند.
شما خودتان هم اشاره کردید که هنوز رویکرد دولت و سرمایه‏گذاران به‌طور جدی معطوف به صنایع فرهنگی نشده است. اگر این تغییر رویکرد ایجاد شود، همان‌طور که در کشورهای اطراف، حتی کشور کوچکی مثل کویت ایجاد شده است، دولت چه تغییری باید در نوع حمایتش از حوزه فرهنگ و هنر بدهد؟
در بخش فرهنگ و هنر کشورهای مختلف را باید با توجه به چارچوب‏ها و هنجارها و وظایف خودشان مورد قضاوت قرار دهیم. در کشور ما شرایط متفاوت است و نمی‌شود خودمان را با کشورهای دیگر مقایسه کنیم که اگر آنها درآمد بخش صنایع فرهنگی‏شان بالاست در کشور ما هم می‌تواند بالا باشد.
البته ما هم این پتانسیل‏ها را داریم. اما اینکه این پتانسیل تا چه حد است، قابل بررسی است. یک وقت است که می‏گوییم باید دولت بیاید حمایت کند و سرمایه‏گذاری کند که تجربه نشان داده هر جا دولت وارد سرمایه‏گذاری شده شکست خورده است. پس ما نباید دولت را به‌عنوان سرمایه‏گذار و آورنده سرمایه در بخش اقتصاد خلاق در نظر بگیریم. اما دولت می‌تواند همان‌گونه که در بخش صنعت و کشاورزی و. . . دارد یک حمایت‏هایی را انجام می‏دهد، در بخش فرهنگ و هنر هم این حمایت‏ها را پیش‏بینی کند که این لازمه‏اش این است که حتما دولت توجه ویژه‏ای به این بخش داشته باشد. از طرف دیگر باید شرایط اقتصادی مردم به نحوی باشد که بتوانند کالاهای فرهنگی و هنری را در سبد خانوار بگنجانند. امروز اگر فرد مشکلات اقتصادی‏اش در حدی باشد که نتواند نیازهای اولیه مثل خوراک، پوشاک، بهداشت و درمان را تامین کند، طبیعی است که به سمت کالای فرهنگی نمی‌رود.
پس معیشت اقتصادی مردم باید به حدی برسد که بتواند فرهنگ را وارد سبد خود کند. شاید در کشور بتوانیم کسانی را پیدا کنیم که در اقتصاد حوزه فرهنگ و هنر به‌طور حرفه‏ای فعال هستند. مثل حراج آثار هنری که مخاطبش عده خاصی هستند که می‏توانند برای مثال یک تابلوی یک میلیارد تومانی بخرند. اما این عمومیت ندارد و در واقع کالای فرهنگی در بین همین افراد به خریدوفروش می‏رسد. اگر اقتصاد فرهنگ و هنر در کشور بخواهد رونق پیدا کند باید طوری بشود که فردا حداقل ۵۰ درصد خانوارهای ما در خانه چهار تا تابلوی نقاشی داشته باشند. ۵۰ درصد مردم ما در سال پنج بار سینما بروند یا کتاب بخرند و… که مستلزم بالا رفتن درآمد سرانه و قدرت خرید مردم است.
دولت می‌تواند رویکرد حمایتی داشته باشد و این حمایت را از طریق تسهیلات اعمال کند. مثلا همین‌طور که دولت امروز به یک نفر که می‏خواهد پرورش ماهی بدهد تسهیلات با سود کم و امکانات می‏دهد، همان‌گونه هم بانک‌ها و دستگاه‏های اقتصادی به یک نفر که می‏خواهد آموزشگاه فرهنگی- هنری بزند باید تسهیلات بدهد و آن را به‌عنوان کاری که دارد ایجاد اشتغال می‌کند، ببیند.
به این نکته هم توجه داشته باشید که اگر کشور کویت وضعیت صنایع فرهنگی خوبی دارد به‌خاطر این است که سرانه درآمد مردم در آنجا بالاست. ما سرانه پایین‏تری داریم. زمانی که ما سرانه درآمدمان در سال ۳۰۰۰ دلار بود سرانه درآمد مردم کویت ۳۷۰۰۰ دلار بود. بنابراین می‏توانند مصرف‌کننده کالای فرهنگی باشند و مردم گرایش دارند به صنایع فرهنگی. بنابراین امیدواریم با تسهیلاتی که داده می‌شود اقتصاد فرهنگ و هنر را از سطح افراد محدود به سطح جامعه تعمیم دهیم.
با وجود پایین بودن سرانه درآمد در چند سال اخیر شاهد بالا رفتن استقبال مردم از برخی تولیدات فرهنگی مثل کنسرت‏ها و فیلم‏های سینمایی هستیم. به نظر شما با توجه به اینکه درآمد بالا نرفته بود، ساخت سالن‏های سینما و اجرای کنسرت‏ها عاملی در جذب مخاطب سینما نبود؟ و آیا این موضوع نشان‌دهنده خلأهایی دیگر علاوه بر پایین بودن درآمد مردم در این بخش نیست؟
فروش سینمای ما ظرف دو سه سال گذشته حدود ۱۵ برابر شد و قاعدتا مخاطب سینما افزایش پیدا کرد. این نشان داد اگر در کشور شرایط مناسبی باشد مردم علاقه‌مند هستند به سمت مصرف فرهنگی و هنری بروند. اما باز هم تعداد بلیت‏های فروخته شده در مقابل جمعیت ایران چندان قابل توجه نیست. شکی نیست که عوامل مختلفی در این موضوع دخیل هستند، از جمله تصمیمات مسوولان در حوزه فرهنگ و هنر. وقتی قرار است فیلمی بسازی که محدودیت داشته باشد و برای مخاطب جذابیت نداشته باشد، فروش هم نخواهد رفت. این تصمیمات ماست که می‌تواند رونق را بیشتر کند و سیاست‏های دولت و برنامه‏های دولت است که می‌تواند به رونق اضافه کند. قطعا عوامل دیگری هم وجود دارد که بهتر است مورد مطالعه قرار بگیرد. وقتی بحث کنسرت‏ها در سال‌های اخیر داغ شد معاون هنری گزارشی داد که ما در سال ۹۴ کلا ۷۰۰هزار بلیت کنسرت فروختیم. یعنی اگر فرض کنیم در سال یک نفر هر کدام از بلیت‏ها را خریداری کرده، درصورتی که ممکن است یک نفر چند بار به کنسرت رفته باشد، در طول سال ۹۴ تنها ۷۰۰ هزار نفر مصرف‌کننده کنسرت داشتیم که یک صدم جمعیت ما می‌شود و این هیچ است.
سینما هم همین‌طور. درصد کمی از مردم ما به سینما می‌روند. در همه حوزه‏های فرهنگی همین وضع وجود دارد. در مطبوعات و کتاب هم همین است. کل تیراژ روزنامه‏های ما روزانه یک میلیون تاست که مقداری هم برگشت می‏خورد. در نتیجه سرانه پایین است و بنابراین رونق واقعی به این معناست که سرانه خیلی بالا برود. و باید کار زیادی انجام شود تا این اتفاق بیفتد.
وقتی وضعیت تولیدات مختلف فرهنگی، اعم از کتاب، سینما، موسیقی و. . . را بررسی می‌کنیم به این نتیجه می‏رسیم که دو مشکل عمده در این میان وجود دارد. اول اینکه دخالت و حضور دولت در بازار فرهنگی هنری وضعیت بازار را برای بخش خصوصی ناعادلانه و رقابت در آن را مشکل می‌کند و دوم اینکه تولیدکننده‏های این حوزه با کمبود جدی دانش در زمینه تولید، بازاریابی و توزیع مواجه‏اند. دولت چه وظیفه‏ای در قبال این موضوع دارد؟
ما نه فقط در بخش فرهنگ و هنر، بلکه در بخش اقتصاد هم این مشکل را داریم. تجاری داریم که خیلی‏هایشان واقعا تاجر نیستند، فقط یک کارت بازرگانی گرفتند و اصلا بازاریابی بلد نیستند و بنابراین در کارشان شکست می‏خورند که هم خودشان دچار مشکل می‌شوند و هم دولت را دچار مشکل می‌کنند. این یک واقعیت است. این مشکلات بوده و هست و اینکه دولت رقیب بخش خصوصی می‌شود هم درست است. یعنی گاها بعضی از موسسات و شرکت‌ها که توان مالی بالایی دارند و حمایت‏ می‌شوند از نظر اعتبارات رقیب بخش خصوصی می‌شوند. در نتیجه بخش خصوصی نمی‌تواند رشد کند. ما در حوزه عمرانی این مشکل را داریم. یعنی چند تا شرکت وابسته به برخی نهادها چون توان بالا دارند و امکانات بالا دارند کل پیمانکاری عمده را در سطح کشور می‏گیرند و در مناقصات هم برنده می‌شوند، ولی آن بخش خصوصی که می‏خواهد روی پای خودش بایستد و با اعتبارات خودش فعالیت کند این وسط کنار زده می‌شود. این یکی از آفت‏های اقتصاد در کشور ماست که ما نه تماما دولتی هستیم و نه خصوصی. بینابین هستیم و این به بخش خصوصی آسیب می‏زند. در حوزه فرهنگ و هنر هم همین مطلب قطعا وجود دارد. الان در کنسرت‏هایی که در کشور گذاشته می‌شود چند شرکت خاص هستند که مجوز می‏گیرند و دیگران اصلا اجازه ورود ندارند و حذف می‌شوند. در حوزه ناشران هم قطعا هست، در حوزه سینما هم همین‌طور. ما در وزارت ارشاد سعی کردیم تا جایی که ممکن است این موارد را کمرنگ کنیم و بیشتر به بخش خصوصی واقعی فرصت حضور بدهیم.
اما در مورد آموزش باید بگویم هر دستگاهی در حوزه خود وظیفه آموزش دارد. ما در حوزه خودمان دو نوع آموزش داریم. یکی آموزش پرسنل خودمان است و یک بخش هم آموزش به اصحاب فرهنگ و هنر است که در رابطه با آن ما اداره کلی به اسم اداره کل آموزش داریم که زیر نظر حوزه معاونت هنری است و در حوزه‏های هنری آموزش می‏دهد. در حوزه‏های دیگر هم همین‌طور، مثل مطبوعات، سینما، قرآنی و… .
به نظر شما آیا نمی‌شود در بخش فرهنگ و هنر مزیت‏های هرکدام از زیرمجموعه‏های صنایع فرهنگی را در کشورمان ارزیابی کنیم و در نتیجه تمرکز و سرمایه عمده‏مان را روی ارتقای یک یا چند بخش که مزیت بالاتری دارند، قرار دهیم؟
هر بخشی وظیفه و فعالیت خودش را دارد. البته در برنامه‏ریزی‏ها و سیاست‌گذاری‏هایی که وزارتخانه انجام می‏دهد باید این نکته توجه شود که نیاز جامعه چیست و باید روی کدام نیازها سرمایه‏گذاری شود که نتیجه بهتری به دست بیاید. این لازمه کار است. مثلا وزارت بهداشت تصمیم می‏گیرد که روی پیشگیری بیشتر سرمایه‏گذاری کند یا درمان و روی آن سیاست‌گذاری می‌کند. در حوزه فرهنگ هم همین است. باید دید تصمیم اصلی سرمایه‏گذاری روی کدام حوزه باید باشد که سرانه‏اش افزایش پیدا کند. اینها سیاست‌گذاری‏هاست که دستگاه‏های مختلف انجام می‏دهند و در بخش‌های خودشان هر کدام تلاش می‌کنند که فعالیت خود را به حداکثر برسانند. این هم البته طبیعی است که هر کدام از زیرمجموعه‏های وزارت ارشاد می‏خواهد فعالیت خود را گسترده‌تر کنند تا آمارشان را افزایش دهند و نمی‌شود جلویش را گرفت.



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *