پایان دوران بی‌تفاوتی

شجاعیان

گویا زمان «به من چه» و «به تو چه» به‌سر آمده است. مردم طی چند شبانه‌روز و پیش از آنکه جزئیات لایحه بودجه در کمیسیون‌های مجلس واکاوی شود، زیر و بم آن‌ را به نقد و نظر گذاشته‌اند. احتمالا نگارندگانِ متون و پیوست‌های بودجه نیز از سرعت عمل کاربران فضای مجازی شگفت‌زده شده باشند. پدیده‌ای که در واکنش به بودجه پیشنهادی سال آینده ظهور کرد، پایان ایده‌ها و توصیه‌هایی بود که طی آن شماری از مردم و خانواده‌ها یکدیگر را از پرداختن به موضوعات سیاسی و اقتصادی برحذر می‌داشتند. با جشنواره بودجه‌خوانی روزهای اخیر، سیاست‌گذاری‌های اقتصادی کشور زیر ذره‌بین مردم قرار گرفت. بی‌میلی و بی‌تفاوتی نسبت به پیگیری سیاست‌ها و اثراتش بر زندگی روزمره جای خود را به جنبش کشف و برجسته‌سازی ریزترین تصمیمات دولت در مهم‌ترین لایحه سالانه داد. اما این تنها خرق عادت در فصل تقدیم بودجه به مجلس نبود. برخلاف گذشته که شهروندان تنها پیگیر قیمت بنزین بوده و تازه شب عید از تغییر نرخ آن مطلع می‌شدند، این‌بار ماجرا از انتقاد به افزایش سه‌برابری عوارض خروج از کشور آغاز شد؛ امری که در ظاهر ارتباط مستقیمی با نان شب ندارد اما حساسیت‌برانگیز شد. به‌تدریج کاربران که به مدد اینترنت به متن کامل لایحه بودجه دست یافته بودند با مطالب خود در فضای مجازی دیگران را از وجود بندها و جداولی که می‌توانست مورد نقد، جذاب و یا مسرت‌بخش باشد باخبر
می‌کردند.
این میزان از حساسیت جامعه نسبت به تصمیمات مسوولان شورانگیز بود و این‌بار نیز مانند چند انتخابات اخیر با مردمانی مواجه بودیم که جامه بی‌تفاوتی را از تن به‌درآورده و ردای نظارت بر منتخبان خود و ابراز نظر درباره سیاست‌های‌شان را پوشیده بودند.
در بین طوفان‌‌های توئیتری و بحث بر سر ارقام بودجه در انواع و اقسام شبکه‌های اجتماعی اما جای چند مولفه خالی بود. از آنجا که ستون‌های تبیین‌گر و شفاف‌سازی درباره منطق پیشنهادات بودجه کارکردی از خود بروز نداده بودند و جای اغلب اقتصاددانان و نظریه‌پردازان اقتصادی نیز در فضای مجازی خالی‌ بود، روند زیر و رو کردن متن بودجه سمت‌وسوی احساسی و قضاوت‌های عجولانه نیز پیدا کرد. شور ابتدایی به ملامت‌گری گرایید و ابراز نظر و مطالبه‌گری برای اصلاحات در بودجه جای خود را به مچ‌گیری داد. حال آنکه اگر لایحه بودجه را مجموعه‌ای از سیاست‌ها بدانیم که برآیند اجرای کاملش باید به نتیجه مدنظر سیاست‌گذاران که قاعدتا بهبود وضعیت است منتج شود، چطور می‌توان از تنها یک پیشنهاد آن برآشفت و به رأی خود پشت کرد. در لحظات ابتدایی افشای متن بودجه بود بسیاری تنها به‌خاطر پیشنهاد افزایش عوارض خروج از کشور که مشخص نیست در راهروهای مجلس چه سرنوشتی پیدا کند از رأی اردیبهشتی خود ابراز ندامت کردند.
در عین حال با دور شدن از ساعات اولیه ارائه بودجه به مجلس، مطالب مثبتی نیز در ارزیابی‌ لایحه از سوی کاربران در شبکه‌های اجتماعی قرار گرفت که اگر چه از منظر حجم و تنوع به پای انتقادت نمی‌رسید اما تاحدی تیزی قضاوت سیاه و سفید را گرفت.
مقصود از این اشارات متهم کردن کاربران به برخورد احساسی و سطحی نیست، مگر می‌شود در زمانی که بسیاری از کارشناسان و نخبگان کارکرد تبیینی خود را وانهاده‌ و انفعال اختیار کرده‌اند، از مردمی که همچون گذشته پس از رأی دادن به خانه‌های‌شان برنگشته و رفتار مسوولان را زیر نظر دارند، خرده گرفت. شاید به همین دلیل که برخی اقتصاددانان و نهادها عافیت‌طلب شده‌اند فضا منحصرا در اختیار انتقاد قرار گرفته بی‌آنکه نسخه و راهکاری جایگزین ارائه شود. با این وجود، در ادامه ماجرا مشخص شد همان کاربرانی که برشدت انتقادات افزوده بودند از هوشمندی لازم به‌منظور جلوگیری از یک سوء‌استفاده سیاسی برخوردارند.
کاربران به نفس «افزایش‌ها» در بودجه حساسیت و اعتراض نشان دادند. حالا وقت ورود ماهیگیران سیاسی به ماجرا بود، همان‌ها که هنوز حاضر نیستند مسوولیت ۸۴ تا ۹۲ را برعهده بگیرند. اصولگرایانی که در چهار سال گذشته از هیچ موقعیتی برای مأیوس کردن مردم چشم‌پوشی نکرده‌اند، فرصت تازه‌ای یافتند که «پشیمانی» را سوژه کنند بی‌آنکه دقت داشته باشند اگر در شرایط فعلی «پشیمانی» هشتگ است، در خرداد ۹۲، اسفند ۹۴ و اردیبهشت ۹۶ پشیمانی از مدیریت اصولگرایان در برگه‌های سرنوشت‌ساز رأی به منصه ظهور رسید. اگر در روزهای اخیر حساسیت اقشار مختلف اجتماعی بر لایحه بودجه امری مبارک است، حاصل تجربه‌اندوزی نسبت به طرح تثبیت قیمت‌ها در مجلس هفتم و پایه‌گذاری سیاست واریز یارانه به یک جیب و برداشت چند برابری از جیب دیگر در دولت اصولگراست. آنها با خرسند از نوشته‌های انتقادی حامیان دولت در تنور ناامیدسازی می‌دمند غافل از آنکه بارها شده و خواهد شد که موضوع اصلی نقد کاربران جریان اصولگرایی و عملکردشان بوده است. در این بین تنها جریانی سربلند است که توانسته باشد فرآیند شنیدن و اقناع جامعه را به‌درستی طی کند. اگر کارنامه جریان اصلاح‌طلب و اعتدال‌گرا در توجه به نظرات مردم قابل نقد است، کارنامه اصولگرایان که مستمرا شیوه نادیده گرفتن و برچسب‌زنی به منتقدان را در پیش گرفته‌اند از اساس مردود است. وقتی این جریان دست به‌کار شد و شادی‌کنان هشتگ پشیمانی را برجسته کرد، منتقدان بودجه به‌سرعت وارد عمل شده و تفاوت نقد با ترک حمایت را به اصولگرایان یادآوری کردند. به‌عنوان نمونه باران كوثری در اینستاگرامش نوشت: «من با صراحت دولتی را كه به آن رأی دادم، «نقد می‌كنم» و این به معنای «پشیمانی» از رای‌ام نیست. من مطالباتم را تكرار می‌كنم.»
بهتر است از نگاه صفر و صدی به نظرات کاربران شبکه‌های اجتماعی دست برداریم، شیفتگی محض نسبت به گرمای این روزهای این فضا و یا نادیده گرفتنش با برچسب سطحی‌ بودنش گره‌گشا نخواهد بود. مناسب آن است که به‌جای قضاوت درباره منتقدان به اصلاح رویکردها و عملکردها بپردازیم تا هرچه زودتر کشف کنیم چگونه می‌توان اتفاق و اراده‌ای جمعی در کشور به‌دست آورد که سیاست‌گذاری‌های کلان به‌شکل روان و با همراهی و رضایت افکار عمومی به اجرا درآید. در این‌صورت نتیجه، قابل‌قبول‌تر خواهد بود.

*رضا شجاعیان



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *