عشق و نفرت ملت‌ها

silk-road

«جغرافیا، سرنوشت است»؛ این را اگرچه زمانی ناپلئون بناپارت گفته بود اما کم نیستند امپراتوری‌های جهان که به همین رویا دل بسته‌اند. روزگاری استعمار بریتانیا در عصر ملکه ویکتوریا با شعار «آفتاب در سرزمین‌های انگلستان هرگز غروب نمیکند‌» دل به همین جغرافیای جهانی بسته بود. زمانی در همین سده اخیر، ایالات متحده آمریکا ـ آخرین مدعی جهانگشایی ـ با همین سودا سرنوشت بسیاری از ملت‌ها را تغییر داد. قرن بیست و یکم اما جهان دیگری است. عددها، رقم‌ها و الگوریتم‌ها و البته ثانیه‌ها بر سرنوشت ملت‌ها پیشی میگیرند. این جست‌وجو و مکاشفه تعقیب و گریز قرن تازه است. این را چینی‌ها از دو دهه پیش هوشمندانه‌تر از دیگر ملت‌ها دریافته‌اند. رشد متوالی ۵/۸ درصدی اقتصاد این کشور چنان چرخ‌دنده‌های ماشین صنعتی ایالت‌های دور و نزدیکش را چرخانده که بسیاری از ملت‌های توسعه یافته رقابت تولید ثروت و سرمایه را به این زردپوستان چشم‌تنگ واگذار کرده‌اند. طرح قاره‌پیمای «یک کمربند، یک جاده‌» چین بخشی از نقشه صنعتی کشورگشایی این کوتوله‌های صنعتی است که بدون ستیز و خونریزی قلمرو کشورها و حتی قاره‌ها را خواهند پیمود. با این همه، آیا در دهه‌های آینده ما با جهان اقتصادی متفاوت و معادلات جدیدی مواجه خواهیم بود؟ یا جهانی در پرتو تجارت امن‌تر و سریعتر، البته صلح‌مندانه و مسالمت‌جویانه‌تر زندگی خواهیم کرد. پرسش اصلی اما این واقعیت است که هدف امپراتوری جدید چین از بازسازی جاده ابریشم چیست؟ آیا رهبران این کشور میخواهند همسایگان دور و نزدیک چین را به هم مرتبط سازند و آنگونه که تبلیغات رسمی چینی‌ها میگوید: جهان را به هم نزدیک‌تر کنند؟ آیا شرکت‌های چینی به جهان‌روایی نوینی نیازمندند تا به اقتصاد کم و بیش به نفس افتاده خود خون تازه‌ای بدمند و راه‌های صادراتی تازه‌ای برای مازاد تولید کالاهای خود بیابند و راه‌های وارداتی نفتی به کشور خود را تضمین کنند؟ یا تلاش گسترده‌ای است تا سیطره سیاسی غرب را درهم بشکند و برنامه‌ای برای تسخیر جهان طراحی کند؟
***
در آخرین روزهای ماه مه امسال، شهر پکن میزبان ۲۹ کشور و ۱۲۰۰ هیات و ۷۰ نهاد بین‌المللی از سراسر جهان بود تا آنچه که به عنوان یک «مگاپروژه جهانی‌» قلمداد می‌شود را بطور نمادین رخ نمایی کند. کشورهایی از آسیا و اروپا در یکی از بزرگترین سالن‌های شهر پکن گردهم آمدند تا آخرین روایت «شی جی پینگ‌» رییس جمهور چین را درباره نقش جاده ابریشم جدید که به «برنامه قرن‌» معروف شده است به گوش خود بشنوند.
مرد شماره یک چین میگوید: «این کشور براي احياي جاده ابريشم قديم ۱۲۴ ميليارد دلار سرمايه‌گذاري مي‌کند و ميلياردها دلار براي بازسازي بنادر، جاده‌ها و خطوط آهن در کشورهايي که در مسير جاده ابريشم جديد قرار دارد، سرمايه‌گذاري مي‌کند و از جمله ۹ميليارد دلار به عنوان کمک اقتصادي به کشورها و نهادهاي در حال توسعه اختصاص خواهد داد.‌»
اگرچه از میان کشورهای توسعه یافته تنها نخست وزیر ایتالیا پائولو جنتیلونی خود را به این گردهمایی رساند اما بسیاری همچون چون ولادیمیر پوتین (روسیه)، رجب طیب اردوغان (ترکیه)، ماریانو راخوی (اسپانیا)، آلکسیس سیپراس (یونان)، نور سلطان نظربایف (قزاقستان)، نواز شریف (پاکستان)، هان سن (کامبوج)، آنگ سان سوچی(میانمار)، نجیب رزاق (مالزی)، جوکو ویدودو و نمایندگانی از ۱۰ کشور دنیا و ۷۰ سازمان بین‌المللی در این نشست شرکت کردند که به سهم خود در این رویای قرن بیست و یکمی نقش ایفا کنند.
اگرچه هرکدام از این کشورها به فراخور حال خود نقشی ایفا می‌کنند اما کمتر کشوری هست که بتواند آینده محتوم این طرح را پیش‌بینی کند. با اینهمه اغلب کشورها به جلوه‌ها و دستاوردهای مثبت این جاده چشم دوخته‌اند.
ایران که از بسیاری کشورها از قدمت بیشتری برخوردار است و در شاهراه این تبادلات قرار گرفته بیش از دیگر کشورها در چنین موقعیتی به سر میبرد. مخصوصا خط مسیر ایران به آسیای میانه یکی از حلقه‌های وصلی است که اغلب کشورها از جمله هند، چین و افغانستان برای عبور از آن شایقند.
چند روز پیش از ورود هیات ایرانی به اجلاس پکن، سفیر اسبق ایران در چین در گفت‌وگو با یک خبرگزاری غیررسمی گفته بود ««جایگاه ایران در جاده ابریشم با توجه به مشارکت بیش از ۶۰ کشوری که چینی‌ها برای عضویت در جاده ابریشم یا طرح «یک کمربند، یک جاده» در نظر گرفتند، جایگاهی اصلی و اساسی است؛ یا دستکم اگر ۱۰ الی ۲۰ کشور را در محوریت آن قرار دهیم ایران حتما جزو این کشورها است. اما هنوز ما و چینی‌ها نتوانستیم به یک نقطه مشترکی از میزان حضور، سهم و همکاری در این جاده دست یابیم.»
اگر کشورهای هند، ژاپن و آمریکا را از نظر دور نگه داریم که آشکارا مخالف چنین طرحی هستند اغلب کشورها در خلأیی حرکت می‌کنند که نمی‌دانند در آینده چه ثمره‌ای از این طرح را به‌دست خواهند آورد. اگرچه اغلب معتقدند در بدترین موقعیتها، موقعیت اقتصادی و تجاری آن‌ها بهتر از موقعیت کنونی خواهد بود.
جاده ابريشم جديد از سه مسير شمالي، مرکزي و جنوبي طراحی شده است. بخش شمالي، چين را از طريق کشورهاي آسياي مرکزي (قزاقستان، قرقيزستان، تاجيکستان، افغانستان، ترکمنستان و ازبکستان) به روسيه و اروپا متصل مي‌کند و مسير مرکزي از آسياي مرکزي به ايران و خليج فارس و همچنين ترکيه و درياي مديترانه مي‌رسد. مسير جنوبي از چين آغاز و به آسياي جنوب شرقي، جنوب آسيا، پاکستان و اقيانوس هند ختم خواهد شد.
«یک کمربند یک جاده‌» به‌واقع طرحی است که در آینده نزدیک اساسا مسیر جدید جغرافیایی برای بسیاری از کشورهای فوق ایجاد خواهد کرد که میتوانند تجارت متفاوتی را با معادلات جدید (ارزش افزوده، سرعت و تنوع بیشتر، هزینه کمتر، دسترسی راحت‌تر و محاسبه دقیقتر) رقم بزنند.
طرحی جاه‌طلبانه با کشوری با رشد اقتصادی بالای ۸درصد و جمعیت یک میلیارد و ۳۰۰ میلیونی که همچون اژدهای زرد در برابر کشورهای توسعه یافته قد علم کرده است.
در دهه‌های اخیر کشورهای پیشرفته ایده‌ها و نوآوری‌های مختلفی را طراحی کرده که بتوانند از اهمیت مسیرهای قدیمی که از هژمونی سیاسی و تجاری برخوردار است بکاهند. پیش از این، کشورهای منطقه خلیج‌فارس با طرحی موسوم به لندبریج/ اتحاد با سرمایه‌گذاری ۲۸۶ میلیارد دلاری سعی داشتند که دسترسی به تنگه هرمز را به صفر برسانند. این پروژه ریلی، قرار است کشورهای عرب منطقه خاورمیانه را با عناوین «لندبریج‌» و «اتحاد‌» تا سال ۲۰۱۸ میلادی سواحل دریای سرخ را به خلیج‌فارس و متعاقب آن بنادر صحار و صلاله عمان را در حاشیه اقیانوس هند به اردن و در نهایت به سواحل مدیترانه متصل کند. پروژه‌ای که همگان اذعان دارند که یکی از گران‌ترین پروژه‌های حمل‌ونقلی جهان قلمداد می‌شود.
کریدور «عبور‌» که بخشی از آن تحت عنوان China Pakistan Economic
Corridor – CPEC شرق چین را از طریق کاشغر ( واقع در شمال پاکستان در مرز چین) به بنادر پاکستانی گوادر و در صورت نیاز به کراچی میرساند یکی دیگر از طرح‌های آسیای جنوبی است که اگرچه مستقیما به ایران مرتبط نیست اما بخشی از معادلات اقتصاد تجاری ایران و منطقه را تغییر میدهد. حجم سرمایه‌گذاری چین برای ایجاد این دالان ۴۶ میلیارد دلار اعلام شده که عمدتا در محدوده جغرافیایی پاکستان صورت میگیرد.۳۴ میلیارد دلار آن در حوزه انرژی، بیش از ۷ میلیارد دلار برای احداث و بهسازی خطوط ریلی، حدود ۴ میلیارد دلار برای توسعه و بهبود وضعیت جاده‌ها و ۷۰۰ میلیون دلار برای توسعه بندر گوادر و گسترش شبکه فیبر نوری صرف خواهد شد.
همه این‌ها نشانه‌هایی است که جغرافیای منطقه و گاهی نیمی از جهان در حال تغییرات اقتصادی و سیاسی است و چنانچه کشورهای جهان هوشمندانه رفتار نکنند و این نشانه‌ها را جدی نگیرند و آن را بخش مهمی از حیات آینده خود ندانند، ممکن است با یک شاهراه جدید که احیانا از نزدیکی کشورشان عبور میکند از قافله توسعه به‌دور بمانند. انگاره‌های توسعه و تحولی که در طی زمان محو نمیشود و زود گذر نیست و برای سالیان متمادی بر اقتصاد کشورها اثر گذار است.
در بین همه کشورهایی که طرح یک کمربند، یک جاده را یک فرصت استثنایی در آینده میبینند هستند کشورهایی که آن را بالقوه تهدیدی برای آینده اقتصاد تجاری خود پنداشته‌اند. از بین این کشورها ـ هندوستان، ژاپن و آمریکا ـ هند بیش از همه پرچمدار مخالفت با چنین طرحی است. کشوری که با غیبت خود در اجلاس پکن اعتراض خویش را بر تعرض احتمالی بر حاکمیت ملی نشان داد.
هند از این بابت خشمگین است که پروژه مبتکرانه یک کمربند و یک جاده چین از خاک کشمیر و پاکستان میگذرد. پیشتر چین با تقویت مالی و لجستیکی بندر گوادر پاکستان سعی داشت موقعیت ممتاز هند را در برابر بندر چابهار ایران تهی سازد.
از قضا در روزهای منتهی به اجلاس پکن، کوپال باگلای سخنگوی وزارت خارجه این کشور خاطر نشان کرد: هیچ کشوری نمیتواند یک پروژه که نگرانیهای اصلی اش را در زمینه حاکمیت و تمامیت ارضی نادیده گرفته، بپذیرد.
او همچنین نسبت به مخاطرات خسارت بار بدهی عظیم ناشی از این پروژه هشدار داده چه آنکه یکی از انتقادها درباره طرح جاده ابریشم جدید مربوط به آن است که کشورهای میزبان ممکن است به دشواری بتوانند وام‌های مربوط به پروژه‌های زیرساختی عظیم را که از سوی بانک‌ها و شرکت‌های چینی تامین میشوند بازپرداخت کنند.
هشدار دولت هند مربوط به وام‌هایی است که بانک «ای.آی.آی.بی‌» در پی توسعه این پروژه به کشورهای این قلمرو اعطا میکند. دولت چین به منظور تامین مالی این پروژه غول‌آسا به تأسیس یک موسسه مالی اقدام کرده که «بانک سرمایه‌گذاری زیرساخت‌های آسیایی‌» یا «ای.آی.آی.بی‌» نام دارد. سال‌ها بود که این کشور از این مسأله رنج میبرد که آمریکا به چین اجازه نمیداد در سازمان‌های بین‌المللی مانند بانک جهانی یا صندوق بین‌المللی پول حرفی برای گفتن داشته باشد.
سال ۲۰۱۵ برخلاف اراده ایالات متحده آمریکا، ۵۷ کشور به طرح تاسیس بانک فوق اقدام نموده که در میان آن‌ها بریتانیا، فرانسه و آلمان هم به چشم میخورند.
در کنار مخالفان، ترکیه یکی از کشورهایی است که به فرصت‌های پیش رو بیشتر تمرکز شده و سرمایه‌گذاری‌های بزرگی در زمینه زیرساخت‌ها و همچنین در بخش انرژی صورت داده است. این سرمایه‌گذاری‌ها به دلیل موقعیت جغرافیایی ویژه‌اش از اهمیت بسزایی برخوردار است.
نمونه‌های عینی اقدامات انجام شده در رابطه با این پروژه در واقع احداث و تکمیل پروژه دریای مرمره، پروژه پل سلطان سلیم و پروژه خط آهن باکو ـ تفلیس ـ قارص در سال‌های اخیر، نشانه تلاش‌های بی‌وقفه این کشور برای اجابت به همگرایی با این پروژه بزرگ است. اخیرا در گزارش دیگری درباره مولفه‌های دیگر این پروژه آمده است «انرژی یکی از مهمترین موضوعات مورد توجه یک کمربند، یک جاده است. در حال حاضر ترکیه به دلیل احداث خط لوله «تاناپ‌» و نیز خط لوله گاز «جریان ترک‌» از موقعیت ممتازی در منطقه برخوردار است و به یک بازار مهم انرژی در میان آسیا و اروپا تبدیل شده است. ترکیه میتواند با تامین جریان انرژی از سمت شرق به غرب، نقشی مهم در جاده مدرن ابریشم بازی کند.»
* * *
پروژه عظیم یک کمربند، یک جاده بیش از آنکه یک سازه عمرانی در جهت توسعه حمل‌ونقل ریلی در بخشی از جهان متراکم کنونی بوده باشد یک ایده برای آینده متنازع جهان است. آینده‌ای که به شدت متأثر از شکست‌ها و ناکامی‌های گذشته است و میخواهد جهانی را طراحی کند تا قابل لمس‌تر و سودمند‌تر باشد. آن جهانی که روزگاری آرنولد توئين بي در اثر درخشان «تمدن در بوته آزمايش‌»نوشته بود‌: «در حالي كه تمدن‌هايي ظاهر و ساقط مي‌شوند، هنگام سقوط زمينه ظهور تمدن هاي ديگري را فراهم مي‌آورند. يك عمل جسورانه كه از عملكرد آن تمدن‌ها جسورانه‌تر باشد، هميشه ممكن است راه خود را به جلو باز كند‌» به روایت امروز دانشي كه از رنج حاصل ناكامي‌هاي تمدن‌ها به وجود آيد، ممكن است وسيله عمده‌اي‌براي ترقي باشد.



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *