چشم‌اندازهای روابط ایران- چین

n3340423-5500079

چین و ایران، وارثان مدرن دو تمدن باستانی هستند؛ این مهم واقعیتی است که ارتباطات و هویت آنها را در جهان معاصر شکل می‌دهد. چین هزاران سال پیش از طریق جاده ابریشم روابط تجاری با ایران باستان برقرار کرد. گرچه ايران با منابع انرژي فراوان و نقش برجسته در سياست‌هاي بين‌المللي، هميشه کشوري است که مورد علاقه چين است، به نظر میرسد در آینده‌ای نه چندان دور روابط بين ايران و چین حتي شديدتر و استراتژيک‌تر خواهد شد، زيرا منافع مشترك دو كشور در «كمربند اقتصادی و ابتکار جاده ابریشم جدید»(BRI)، و همچنین از طریق «سازمان همکاری شانگهای» (SCO) و «بانک سرمایه‌گذاری زیرساخت آسیایی» (AIIB) زمینه‌ساز نزدیکی هر چه بیشتر دو کشور خواهد بود.

فراز و نشیب‌های یک رابطه
رابطه بین ایران و چین بدون لحظاتی از عدم قطعیت یا ابهام نبوده است، به ویژه در دهه ۱۹۷۰ زمانی که نظام جدید ناشی از انقلاب، به دستگاه حکومتی چین و رابطه صمیمانه آن با رژیم شاه بدگمان بود و یا در دهه ۱۹۸۰، زمانی که چین فروش سلاح به ایران و عراق را همزمان در دستور کار داشت. با این وجود، رابطه بین ایران و چین طی دهه‌ها به نحو منسجم، به لطف منافع قابل ملاحظه‌ای مشترک در عرصه‌های انرژی، تجارت و دیپلماتیک توسعه یافته است. از لحاظ سیاسی، این دو کشور در مورد مخالفت با تسلط ایالات متحده در امور جهانی و تلاش برای ارتقای یک سیستم چند قطبی بین‌المللی، دیدگاه مشابهی دارند. برای چین، ایران یک شریک مهم و منبع قدرت در برابر ایالات متحده است. رابطه با ایران برای چین فرصت منحصر به فرد برای پایداری استراتژیک در خاورمیانه و آسیای مرکزی را فراهم میکند و در پیاده‌سازی استراتژی كمربند اقتصادی و ابتکار جاده ابریشم جدید به پکن کمک میکند. علاوه بر این، یک ایران قوی، تمرکز و توجه نیروهای ایالات متحده را به سمت و سوی خلیج فارس منحرف میکند و حرکت آنها به سوی چین را خارج از اولویت قرار میدهد. دیدگاه و رویکرد چین نسبت به ایران، بخشی از درک آن از ایالات متحده به عنوان یک رقیب ژئوپولیتیک و نظامی است. به‌رغم وابستگی اقتصادی خود با ایالات متحده، چین به اهداف و مقاصد نهایی ایالات متحده اعتماد ندارد. پکن به ویژه در مورد توانایی واشنگتن در تسلط بر مناطق جهانی استراتژیک و قطع انرژی چین در طول یک درگیری بالقوه نظامی نگران است. بنابراین، یک همکاری قوی اقتصادی، دیپلماتیک و نظامی با ایران به چین کمک میکند تا قدرت ایالات متحده در خاورمیانه را متعادل سازد. ایران از این واقعیت آگاه است که رابطه چین و ایالات متحده بسیار پیچیده است و ملاحظات ژئوپولیتیک نیازمند توضیح و تفسیر قابل‌توجه هستند. در حالی که پکن هر فرصتی را برای نشان دادن نارضایتی خود و در برخی موارد مخالفت قوی خود با ماهیت یکجانبه سیاست خارجی ایالات متحده مورد استفاده قرار داده، چین و ایالات متحده دارای منافع اقتصادی و دیپلماتیک مشترک هستند. با در نظر داشتن این موضوع، دولتمردان ایران سعی کرده‌اند انتظارات خود را از چین تنظیم کنند و یک رویکرد عملی بپذیرند. در مورد مساله هسته‌ای، تهران از موضع چین استقبال میکند. تهران در جریان مذاکرات ماراتن بین ایران و سایر قدرتها، از شرکت سازنده و مستقل چین قدردانی کرد. به طور خاص، تاکید چین بر ضرورت اینکه همه طرف‌ها، از جمله ایالات متحده آمریکا باید به طور کامل متعهد به اجرای موفقیت‌آمیز یک معامله باشند، برای ایران مهم بوده است.

مشارکتی اگر چه دیر ولی ضروری
همان طور که كمربند اقتصادی و ابتکار جاده ابریشم جدید برای چین اهمیت دارد، جاده ابریشم یک مفهوم آشنا برای ایرانیان هم است و همچنان یک نماد قدرتمند از میراث غنی است: تصویر امپراتوری‌های فارسی و چینی، دو تمدن در انتهای مخالف زمین‌های اوراسیایی، موجب افتخار هر دوی ایران و چین است. چنین تصویر مثبتی یک سرمایه دیپلماتیک عالی برای پیشبرد اهداف یکپارچه‌سازی منطقه‌ای است و درس‌های چین در مورد توسعه اقتصادی را به خاورمیانه میدهد. به نظر میرسد از ديدگاه ايران، مشارکت چين درتوسعه خاورميانه تا به امروز هم دير شده و اکنون به آرامي هم در حال گسترش است. حضور چین به عنوان سدی برای مقابله با کشورهای اروپایی و آمریکایی، توسط کشورهای دیگر منطقه نیز مطرح و مورد استقبال است. از این دیدگاه، در منطقه از ایران تا حدی استقبال می‌شود که میتواند جایگزین خوبی برای سیاست‌های دیپلماتیک و اقتصادی غرب باشد. به عنوان مثال، رسانه‌های ایران تأکید کردند که کشور از راهبرد توسعه چین بسیار یاد میگیرد و همکاری‌های اقتصادی نزدیک‌تر میتواند به رشد اقتصادی ایران کمک کند. چین از سال ۲۰۰۷ از نظر صادرات و واردات، شریک تجاری اصلی ایران بوده است؛ علاوه بر این، سهم سرمایه‌گذاری‌های چینی در ایران از سال ۲۰۰۹ به میزان کمتر از یک درصد به ۶.۵ درصد در سال ۲۰۱۵ افزایش یافته است، حتی در سال ۲۰۱۴ به میزان ۸ درصد افزایش یافته است. در عین حال، گرچه تنوع استراتژی چین به کاهش سهم ایران در بازار نفت چینی (۱۸ درصد در سال ۲۰۰۱) منجر شده است، نفت ایران هنوز بیش از ۸ درصد از واردات نفت خام چین را تشکیل میدهد.
به‌رغم برخی اختلافات بالقوه ناشی از روابط پیچیده بین چین، ایالات متحده آمریکا و ایران، وضعیت پس از تحریم‌های بین‌المللی بهبود یافته است. برای تهران، فضای مانور دیپلماتیک در حال افزایش است، زیرا کشور دوباره به جامعه بین‌المللی و بازارهای جهانی بازمیگردد. این چالش و فرصت برای چین و طرح جاده ابریشم جدید است. از یک طرف، پایان محدودیت‌های مالی بسیاری از موانع را که شرکت‌های خصوصی چینی تا به حال در انجام تجارت با ایران تحمل کرده‌اند از بین برده است. از سوی دیگر، افتتاح بازار ایران شرکت‌های بسیاری از کشورهای دیگر را جذب خواهد کرد و بازیگران چینی رقابت‌های فزاینده‌ای تجربه خواهند کرد.

*سجاد طالبی – دانشجوی دکترای روابط بین‌الملل در دانشگاه شانگهای



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *