شرکای باستانی در جهان پس از امپراتوری‌ها

silkroad_primary

دکتر جان گارور نویسنده ۹ کتاب، چندین پژوهش و بیش از صد مقاله ژورنال و کتاب درباره روابط خارجی چین است. دکتر گارور از موسسه فولبرایت، آکادمی ملی علوم آمریکا، وزارت علوم آمریکا، موسسه چیانگ چینگ کو، موسسه مطالعات پاکسان آمریکا جوایزی دریافت کرده و بیش از ۶ سال از عمرش را در نقاط مختلف چین زندگی کرده و بسیاری از استان‌های چین را از نزدیک مشاهده کرده است. آنچه در ادامه می‌آید بخش‌هایی از کتاب ایران و چین، شریکان باستانی در جهان پس از امپراتوری‌ها است که توسط خانم سعیده موسوی ترجمه و توسط انتشارات وزارت امور خارجه منتشر شده است.
مهمترین وجوه تحکیم روابط ایران و چین در طول تاریخ ممانعت از گسترش نفوذ اتحاد جماهیر شوروی در دهه ۷۰، ضدیت با سلطه ایالات متحده در دهه ۹۰، توسعه نیروهای اقتصادی و نظامی در کشور خودشان، تولید و مصرف انرژی بوده است. به واقع آنچه این دو را پیوند میزند تجربیات مشابه تاریخی آنها در مواجهه با غرب و ستم ناشی از این مواجهه بوده که موجب نادیده گرفتن آنان به عنوان امپراتوری‌های باستانی شده است. وضعیتی که منافی آرمانهای اولیه آنها بوده و به اعتقاد ایشان نیازمند تغییر در مناسبات بین‌المللی است که ایران و چین را به جایگاه سابقشان بازگرداند. برجسته‌ترین عامل همکاری این دو تاثیرات متقابل این دو بر هم، سخت‌ترین موضوع، پیشروی این دو قدرت، بزرگترین موضوع استفاده از معانی تمدنی بود که برآیند آن شعار وحدت تمدنی است که حس مشترک قربانی شدن و شکایت دو ملیت از بی اعتنایی غربی را تداعی میکند.
در سال ۱۹۷۹ هنگامی که دولت انقلابی ایران برای تغییر جامعه ایران شکل میگرفت، دولت چین برای غیرانقلابی کردن جامعه خود تلاش میکرد. آنها خواهان پایان دادن به مبارزه طبقاتی برای جامعه کمونیستی و تمرکز بر جنبه‌های عملی توسعه اقتصادی بودند. چین در این زمان خود را در مقابل جمهوری اسلامی ایران یافت. امام خمینی هم در ۱۹۷۸ بی‌اعتمادی خود را به چین نشان داد و چین و روسیه و آمریکا را در یک سمت نامید. البته برخلاف تفاوت‌های عمیق ایدئولوژیک میان حاکمان کمونیست چین و حاکمان مذهبی جدید ایران، منافع دو کشور باز آنها را در کنار هم قرار داد. آغاز جنگ ایران و عراق موجب ازسرگیری روابط با چین شد.
سران انقلابی ایران زمانی که به تبادل دیدگاه‌ها پرداختند دریافتند ۲۰ میلیون مسلمان چین در آزادی عمل مذهبی به سر میبرند، چین عمیقا از حاکمیت‌های جهانی غرب بیزار است، در مورد برتری فرهنگ ملت‌های غربی سرسخت است و در ایجاد نظام جهانی جدید که در آن جهان غیرغربی نقش بزرگتری ایفا میکند و به معنای کامل متحد با سایر ملل غیر غربی است، مصر است. به علاوه این که چین در مهمات‌رسانی در جریان جنگ، کمک به ایجاد شغل و توسعه اقتصادی، کمک به برنامه اتمی ایران و گرفتن جانب مثبت به نفع ایران در شورای امنیت میتوانست موثر باشد.
ولی برنامه اقتصادی چین او را نیازمند به دستیابی به بازارهای ایالات متحده میکرد و این ضرورت توسعه محدودیت‌هایی را بر همکاری با ایران اعمال میکرد. رویکرد انقلابی ایران (بخصوص پس از تسخیر لانه جاسوسی) همان چیزی بود که چین در تلاش از بین بردن آن در درون خود بود. البته چین در محدود کردن رابطه‌اش با ایران با ظرافت عمل میکرد چرا که خواهان روابطی پایا، دوستانه و همکارانه با یک قدرت بزرگ منطقه‌ای در ناحیه بسیار مهمی در جهان بود و هنوز هم نگران گسترش‌سلطه‌طلبی شوروی بود به این دلیل سیاست‌های میانه‌ای پیش گرفت.
چین در راستای بهبود روابطش با ایران رسما از تهران و شخص آیت‌الله خمینی به دلیل دیدار هوآ با شاه عذرخواهی کرد؛ در جریان گروگانگیری سعی کرد راهی میانه پیش گرفته و به‌رغم محکوم کردن این جریان با برنامه تحریم اقتصادی آمریکا یا حمله نظامی آمریکا به ایران مخالفت کرد؛ موضع رسمی پکن در جنگ ایران و عراق بیطرفی همراه با اظهار دوستی و ادامه تجارت با دو طرف درگیر در جنگ بود. چین منازعه ایران و عراق را به نفع هیچکدام از طرفین ندانسته، مخالف دخالت ابرقدرتها در آن و مخالف گسترش نبرد بود.
البته چین همواره رفتاری ضد و نقیض در مسائل در قبال ایران پیش گرفت. در قطعنامه‌های شورای امنیت تفاوتی میان متجاوز و مورد تجاوز قرار گرفته قائل نشد و این امر نه فقط از سوی آمریکا که از سوی سایر اعضای شورای امنیت مورد تایید قرار گرفت و باعث منفی‌تر شدن دیدگاه امام به چین شد ولی با سخت شدن جنگ و کمبود جنگ افزار ایران، چین پیشقدم کمک به ایران شد که در این راستا هیاتی به ریاست
آیت‌الله خامنه‌ای به چین سفر کرد. لازم به ذکر است که فروش اسلحه دولت ریگان به تایوان در ۱۹۸۲ و اصلاح اتحاد جهانی چین وی را نسبت به آمریکا مستقل‌تر و متنفذتر کرده بود که این امر موجب سرعت آشتی چین و ایران شد و پکن از اتحاد نزدیک با آمریکا در اوج کاهش روابط ایران و آمریکا خلاص شد.
البته فروش اسلحه به ایران در طول جنگ به‌رغم مخالفت آمریکا، حسن نیت قابل‌توجهی از سوی تهران تلقی گردید و چین را شریکی توانا و قابل اطمینان نشان داد. هر چند چین هم زمان مهمات قابل‌توجهی هم به عراق فروخت ولی تمایل چین به کمک به ایران در حل مشکلاتش درست همانگونه که ایران تعیین میکرد موجب شد خشم ایران از این موضوع تعدیل گردد. چین در سازمان ملل نیز نقشی تعدیل‌کننده در قبال ایران بازی می‌کرد. وی پس از جنگ نفتکش‌ها مذاکرات متعددی با هیات‌های اعزامی ایران به عمل آورد که هر چه سریعتر جنگ خاتمه پیدا کند چرا که ادامه یافتن جنگ احتمال مواجهه آمریکا و ایران را بالا میبرد و به گمان وی در این صورت آمریکا پیروز میدان بوده و سیاست‌های سلطه‌گرانه‌اش تشدید میشد. وی در جریان قطعنامه ۵۹۸ هم جانب ایران را گرفت و مخالف حرکت نظامی آمریکا بدون تایید همه اعضای شورای امنیت بود. در حالی که واشنگتن، پاریس و لندن معتقد به تحریم اجباری فروش اسلحه به ایران، بودند، شوروی و چین این موضوع را رد کردند هرچند مقاومت چین در برابر سایر اعضای شورای امنیت به نفع ایران، در حالی که ایران جنگ نفتکش‌ها را ادامه میداد هزینه‌های زیادی برای چین به دنبال داشت ولی چین از نظر کلامی در کنار ایران باقی ماند تا این که ایران قطعنامه را پذیرفت. پس از آن ایران در دیدارهایی که با مقامات چینی داشت خواهان تلاش چین برای سوق دادن سازمان ملل در جهت متجاوز شناختن صدام بود که چین اعلام بیطرفی کرده و وعده‌هایی برای توسعه و بازسازی پس از جنگ به ایران داد. در واقع در این برهه زمانی چین توانست توازن مناسبی میان آمریکا و ایران برقرار سازد.

فصل مشارکت
عوامل نزدیکی چین و ایران در ۱۹۸۹، پایان جنگ و آغاز نوسازی، درگذشت امام خمینی و گرایش واقع‌بینانه سردمداران ایران، سرکوب نظامی تظاهرات مردمی چین در ۱۹۸۹ بود که مورد خشم ملت آمریکا قرار گرفت. این نزدیکی فواید چندی برای چین داشت: حمایت ایران از لحاظ داخلی و بین‌المللی در اثبات این دعوی پکن که انتقاد غرب از سرکوب ۱۹۸۹ دخالت بوده، مفید بود؛ جریمه آمریکا به خاطر سیاست‌های ضد چپگرایانه‌اش و گوشزد کردن لزوم ارتباط با چین.
سال‌های ۹۶- ۱۹۹۱ اوج مشارکت ضد سلطه‌گرایی ایران و چین بود. در این سال‌ها مقامات دو کشور به کرات از کشورهای یکدیگر دیدار کردند و تفاهمنامه‌های چندی در زمینه‌های فرهنگی، علمی، تحصیلی میانشان منعقد گردید و پیرامون مسائل جهانی همچون قضیه فلسطین و سلطه‌گری آمریکا به بحث و تبادل نظر پرداختند هر چند در برخی موضوعات همچون عادی‌سازی روابط چین و اسرائیل در ۱۹۹۲ اختلاف نظر نیز داشتند.
به طور کلی میتوان گفت در این سال‌ها سیاست چین سیاست ایجاد توازن میان حمایت از ایران و حفظ منافع‌اش با آمریکا بود. مثلا زمانی که معاون وزیر امورخارجه ایران (بروجردی) در ژوئن ۹۶ خواهان شراکتی میان کشورهای مهم آسیا و روسیه برای مقابله با سلطه آمریکا شد چین با این امر مخالفت کرد و آن را مخاطره آمیز دانست.
ولی در ۱۹۹۷ به دنبال بحرانی شدن شرایط میان چین و آمریکا، چین تغییری ناگهانی در سیاست هایش نسبت به ایران اعمال کرد. بنا به توافق تازه شکل گرفته چین کمک‌های هسته‌ای خود به ایران را خاتمه داد و فروش موشک‌های کروز ضدکشتی پیشرفته را متوقف کرد. البته این مساله منجر به واقع‌بینی عمیق‌تری در برآورد ایران از چین و نقش آن شد.
در سال ۹۹ به دنبال بمباران سفارت چین در بلگراد توسط جنگنده‌های آمریکایی و حمله مردم به سفارت آمریکا در پکن، چین فرصتی برای مانور مجدد روی رابطه‌اش با ایران یافت. معاون وزیر امورخارجه چین در دیداری از ایران به زوایای تازه‌ای از همکاری طرفین اشاره کرد و مکانیزم مشاوره سیاسی به شکل ملاقات‌های منظم معاونان وزرای خارجه در این سال میانشان شکل گرفت. چین از تلاش ایران برای برنامه «گفت‌وگوی تمدن‌ها» در برابر «برخورد تمدن‌ها» در ۲۰۰۰ و ۲۰۰۱ حمایت کرد.
روابط چین و ایران در دوران جرج دبلیو بوش به دلیل سیاست‌های جسورانه‌تر و بی‌ملاحظه‌تر آمریکا تشدید شد و آنها را به سمت مشارکت ضدسلطه طلبی سوق داد و چین از کاربرد واژه «محور شرارت» در مورد ایران از سوی رپیس‌جمهور آمریکا ابراز مخالفت کرد. در جریان حمله آمریکا به عراق این دو در کنار هم با آن مخالفت کردند و حتی چین از اقدام ترکیه، ایران، مصر، اردن، عربستان و سوریه برای برگزاری اجلاسی در استانبول برای جلوگیری از جنگی تازه در خلیج فارس پشتیبانی کرد.
زمانی که در سال ۲۰۰۳ آمریکا تلاش کرد مساله غنی‌سازی اورانیوم ایران را مجددا در شورای امنیت مطرح کند، چین این موضوع را نقشه بعدی آمریکا برای تسلط بر خاورمیانه دانست. تحلیلگران چینی هدف آمریکا را برقراری دموکراسی آمریکایی در خاورمیانه میدانستند که معتقد بودند این مساله توسط کشورهای منطقه پذیرفته نخواهد شد.
با این حال باز هم حمایت پکن از تهران به دقت محدود شده بود. پکن از شکل گیری واضح مشارکت با ایران اجتناب کرد و پیوستن به جبهه اروپایی- آسیایی ضدآمریکایی را رد کرد؛ هرگز عهدنامه دوستی با ایران منعقد نکرد و بیشتر کمکهایش به ایران به طور ضمنی مخفی نگه داشته میشدند. یعنی پکن همواره فاصله محاسبه‌گرایانه‌ای را با ایران حفظ میکند و در زمینه همکاری نظامی آشکار با ایران نیز بسیار محتاط است.

کمک چین به برنامه‌های هسته‌ای و نظامی ایران
حمایت از برنامه‌های اتمی ایران، عنصر اساسی در تلاش پکن به منظور تحکیم همکاری با ایران در دهه‌های ۸۰ و ۹۰ بود. از سال ۸۵ تا ۹۷ چین شریک اتمی اصلی ایران بود. سران ایران برنامه‌های اتمی خود را به شدت مهم ارزیابی کردند و حمایت چین در این حوزه پکن را برای تهران ارزشمند ساخت، نهایتا در سال ۱۹۹۷ چین همکاری اتمی خود را با ایران تحت فشار شدید ایالات متحده و به منظور حفظ روابط حیاتی چین با آمریکا، رها کرد.
چین همواره به توسعه نظامی ایران هم کمک کرده است. طی جنگ سال‌های ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸، چین به مهمترین تامین‌کننده مهمات و کالاهای اصلی تولید مهمات ایران تبدیل شد. طی دوران پس از جنگ، روسیه جانشین چین به عنوان عمده‌ترین تامین‌کننده نظامی ایران شدند ولی پکن همچنان پراهمیت باقی ماند. چین از همراه شدن با اقدامات آمریکا به منظور قطع واردات مهمات به ایران یا ایجاد مشکل برای دستیابی ایران به آنچه واشنگتن «سلاح‌های غیراتمی پیشرفته» مینامید امتناع کرد. همکاری نظامی یک حوزه مهم در همکاری جمهوری خلق چین- جمهوری اسلامی ایران بوده است. حمایت مستمر چین در این حوزه ضایعه سرمایه سیاسی را که پکن طی پایان دادن به همکاری اتمی‌اش در سال ۱۹۹۷ متحمل شد جبران میکند.

روابط انرژی – اقتصادی چین و ایران
انقلاب اسلامی سال ۱۹۷۹ ایران تاثیر عمیقی بر روابط اقتصادی چین و ایران داشت. انقلاب هم در گسترش تجارت ایران با چین تاثیر عمیقی داشت و هم موجب شد چندین شرکت تجاری عمده سنتی ایران از جمله آمریکا و انگلیس از ایران خارج شوند.
ضرورت بازسازی اقتصادی پس از جنگ و رحلت امام بسیار احساس میشد و در این میان چین شریک عمده در توسعه پس از جنگ بود. یک مشکل جدی برای اقدامات چین به منظور گسترش همکاری با ایران این بود که سطح فنی کالاهای اصلی چینی اغلب پایین‌تر از محصولات کشورهای غربی بود و این تصور در ایران جاافتاده بود که کالای غربی بهتر از کالای چینی است بخصوص این تفکر که وقتی قیمت پایین می‌آید حتما کیفیت هم پایین آمده است. ولی سطح فنی پایین بودن محصولات چینی باعث متخصص شدن ایرانیان گردید و نیاز به متخصصان گران غربی را کاهش داد. این کالاها مزایایی نیز در ایجاد شغل برای ایران به دنبال داشت که آن به دلیل خاصیت توسعه‌ای ایران و سطح نسبتا بالای شهرسازی و اتکای کم به کشاورزی بود. البته تحریم‌های غربی نیز در این مورد تاثیرگذار بودند. به علاوه این که کالاهای اصلی چینی معمولا ارزان‌تر از اقلام اروپایی و ژاپنی بودند.
طی دهه ۱۹۸۰ روابط اقتصادی چین و ایران روندی بالا به پایین و نشات گرفته از دو دولت بود. اما در دهه ۹۰ اقتصاد ایران دولتی باقی ماند و اقتصاد چین در جهت معکوس در حال جهانی شدن بود. همکاری اقتصادی چین و ایران در سال ۱۹۸۲ آغاز شد، با ایجاد یک سد بزرگ و ارسال ۲۶ قایق ماهیگیری و بیش از ۸۰۰ کارگر به خلیج فارس. از سال ۱۹۸۴ شرکت‌های چینی پروژه‌های ساخت در ایران گرفتند که با پایان جنگ این قراردادها به ۱۲ مورد رسید.. این همکاری‌ها و تفاهمنامه‌ها در دیدار میان مقامات دو کشور ادامه یافت و در سال ۱۹۹۰ بر پایه تجاری محکم‌تری بنا شد و چین اعطای وام به منظور حمایت از همکاری گسترده با ایران را آغاز کرد. در این سال اولین وام به پروژه مترو تهران تعلق گرفت.
به طور کلی اصل مشارکت اقتصادی ایران و چین دورنمایی مثبت دارد که بر پایه صادرات مقادیر عظیم کالاهای سرمایه‌ای، خدمات مهندسی و مهمات چینی در ازای نفت، مواد معدنی و فلزات قلیایی ایران است. آنها در زمینه تکنیک‌های خانه‌های پیش ساخته چینی، استخراج معادن و تکنولوژی، استخراج روی و مس، انتقال فناوری در زمینه فلزات غیرآهنی، استخراج ذغال سنگ، ماشین‌سازی و الکترونیک، اتومبیل‌سازی، ساخت سرمای آبی، پروژه‌های بزرگ برق رسانی همکاری‌های گسترده‌ای داشتند. کشاورزی نیز عرصه فرعی همکاری دو کشور بود. در اواخر دهه ۹۰ چین به نوسازی ناوگان کشتی رانی اقیانوس‌پیمای ایران کمک کرد. حمل و نقل هم عرصه مهم دیگری در همکاری دوجانبه بود. اما مهمترین بخش همکاری اقتصادی چین- ایران طی دهه ۱۹۹۰ قطار زیرزمینی تهران یا مترو بود. مطالعات احداث مترو در دوران شاه آغاز شده بود ولی با وقوع جنگ متوقف شده بود و پس از جنگ مجددا به کمک متخصصان چینی راه‌اندازی شد.
در طی دهه ۹۰ به علت کاهش ذخایر نفتی چین، پکن وابستگی فزاینده‌ای به واردات نفت پیدا کرده و در مورد امنیت انرژی خود دچار نگرانی شدید شد و عمده این نگرانی ناشی از محدود ساختن واردات نفت از آمریکا به چین و وقوع درگیری بر سر تایوان بود.
از سوی دیگر ایران نیز از تحریم‌های غربی که صادرات نفت ایران را مختل میکرد نگران بود بنابراین این دو همکاری گسترده‌ای در زمینه انرژی پیدا کردند. این امر ناشی از بی‌علاقگی شرکت‌های غربی برای همکاری با تهران نیز بود. البته پکن مراقب بود که به شرکت‌های خود اجازه ندهد سردسته همکاری نفتی با ایران شوند تا به اهداف تحریم‌های آمریکا تبدیل شوند.
یکی دیگر از ابعاد مهم حمایت چین از اقدامات توسعه نفت جمهوری اسلامی ایران کمک به پیشرفت پروژه «معاوضه نفت جمهوری خزر» بود. تلاش‌های عمده‌ای از سوی جمهوری اسلامی ایران برای ایفای نقشی در توسعه ذخایر انرژی دریای خزر با گشوده شدن کرانه‌های دریای خزر صورت گرفت. این پروژه به تقویت زیرساخت‌های ایران برای انتقال نفت خام خزر میپرداخت که چین نقش عمده‌ای در آن ایفا کرد.
مذاکره‌کنندگان ایرانی به این باور بودند که شرکت‌های چینی نسبت به شرکت‌های غربی بیشتر متمایل به انتقال چرخه‌های کامل تولید بر ایران هستند و این امتیاز خوبی برای ایران محسوب میشد.
لازم به ذکر است که میزان حمایت‌های چین یک منبع دائمی تنش نیز بوده. اظهارات نمایندگان چینی بر سود دوجانبه رد مودبانه درخواست‌های ایران برای حمایت مالی بیشتر چین بوده. مشکلات متعددی روابط اقتصادی آنها را پر دردسر می‌ساخت. نمایندگان ایران برای حداقل ممکن قیمت فشار می‌آوردند. سیستم اداری ایران نیز بسیار پیچیده و کند بود. گاهی نیز چینی‌ها دچار زورگویی یا نقض قراردادها از سوی نهادهای ایران می‌شدند. گاهی ایران در پرداخت قروضش ناتوان بوده و حداقل تا سال ۱۹۹۹ ایران کسری همیشگی در تجارت دوجانبه داشته است.

الگوی روابط چین – ایران
سیاست چین با ایران همواره تحت تاثیر مناسباتش با آمریکا بوده و هر زمان که با آمریکا همکاری کرده برخلاف سیاست ایران حرکت کرده و برعکس زمانی با ایران مخالف سیاست‌های آمریکا همکاری کرده است. نمونه آن پایان دادن به فروش موشک‌های ضد کشتی کرم ابریشم در ۱۹۸۷ و یا متوقف کردن همکاری اتمی با ایران و درخواست از تهران برای همکاری با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بود.
پکن درخواست‌های ایران برای این که اسرائیل را در تیررس نگه دارد و یا از نفوذ خود برای حفظ حقوق فلسطینیان استفاده کند را رد کرد. پکن دعوت ایران برای نوع دیگری از جبهه متحد علیه سلطه آمریکا را نیز رد کرد، ولی مخالفتهایش با سیاست‌های آمریکا در همکاری با ایران هم به همین نسبت زیاد بود. چین همواره مخالف تحریم ایران بود، با عملیات جلوگیری در جریان جنگ ایران و عراق مخالفت کرد، سیاست مهار دوجانبه را رد کرد، همکاری اقتصادی و فنی با ایران را دنبال کرد، فناوری و سلاح‌های غیراتمی پیشرفته در اختیار تهران گذاشت و با سیاست آمریکا برای استفاده از نیروی نظامی آمریکا جهت نگهبانی از خلیج فارس مخالفت کرد و با انتقال پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت نیز مخالفت کرد.
چین در هر حال متمایل به رها کردن کامل همکاری‌های خود با ایران به‌خاطر تسکین واشنگتن نبود و گرچه فروش موشک‌ها را متوقف کرد ولی ماشین آلات و فناوری ساخت موشک‌های مشابه را در اختیار ایران گذاشت. چین راه‌های زیادی برای توسعه همکاری‌های اقتصادی با ایران یافته و دنبال کرد. از پیشنهاد رییس جمهور خاتمی برای «گفت‌وگوی تمدن‌ها» استقبال کرد. به بیان دیگر پکن توازن صحیحی میان فشارهای واشنگتن و پیشبرد همکاری با تهران ایجاد کرده از دیدگاه پکن برداشت واشنگتن از محق بودن برای تنظیم روابط چین – ایران مظهر سلطه‌گری است.
چین و ایران قصد دارند حس مشابه اعتراض به قربانی شدن طی تاریخ مدرن را به اشتراک بگذارند. چین به ایران به عنوان تمدنی باستانی و بزرگ می‌نگرد و او را در جناح
حق قرار می‌دهد. پایداری چین در دوران‌های مختلف نشان داد که چین شریک قابل اطمینانی است و در سختی‌ها در کنار دوستانش باقی میماند.
البته عناصر پرتنش قدرتمندی همپای همکاری‌ها در روابط چین و ایران وجود دارد. آنها اغلب منابع مختلفی در قبال ابرقدرت‌ها داشته‌اند و این سبب میشد پکن در مورد همکاری بسیار نزدیک با ایران محتاط باشد. تفکرات رادیکال برخی نهادهای ایران نیز موجب اختلاف بوده. مضافا اینکه تجارت با ایران همواره سختی‌هایی برای چین داشته است. به طور کلی ممنوعیت‌های غربی انتقال تکنولوژی به ایران، فرصت‌های درخشانی برای شرکت‌های چینی به دنبال داشت.



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *