مقدمه‌ای بر شهر هوشمند

08115740

دیگر بعید به نظر می‌رسد که بتوان زندگی را بدون شهرهای بزرگ تصور کرد، وقتی که در هزاره سوم برای نخستین بار در تاریخ بشر، اکثریت جمعیت جهان در شهرها زندگی می‌کنند و سالانه جمعیت قابل‌توجهی نیز به آنان افزوده می‌شوند، چنانکه سازمان ملل پیش‌بینی می‌کند، دو سوم جمعیت جهان تا سال ۲۰۵۰ ساکن شهرها خواهند شد. پس بدیهی است این میزان مهاجرت به شهرها که با رشد جمعیت نیز همراه است آثار سوء بسیاری به دنبال داشته باشد، البته از منظری دیگر افزایش سکونت شهری می‌تواند هم‌سو و همراه با پیشرفت انسانی و توسعه شهری هم باشد، چرا که از سوی شهروندان و مهاجران گسیل شده به شهرها انتظار می‌رود
۱- شهرها موقعیت‌های شغلی و اقتصادی بیشتر و مطلوب‌تری فراهم ‌آورند.
۲- شهرها دسترسی به خدمات اولیه را تسهیل کنند.
۳- مرکز دستاوردهای علمی و فرهنگی باشند.
۴- بسترافزایش بازدهی، ابتکار و خلاقیت باشند
۵- بستر مناسبی از نظر محیط‌زیست، سازگاری و پایداری ایجاد کنند.
پس زندگی شهری همواره با اندیشه ارتقای کیفیت زندگی و به‌مثابه چالشی پیش روی حاکمیت و مدیریت شهری است.
اگر چه این یادداشت با رویکرد تقلیل شهر به مسائل و آسیب‌های شهری همسو نیست اما شهرنشینی در کشورهای رو به توسعه و البته در ایران، گسترش سریع و بی‌رویه کالبدی شهرها، کاهش منابع، رشد جمعیت، افزایش مهاجرت و چالش تغییرات آب و هوایی را به‌همراه داشته، رشد نامتعادل شهرها و عمدتا پراکنش افقی آنها نیز باعث از بین رفتن اجتماعات محلی، جدایی‌گزینی اجتماعی- فضایی، افزایش هزینه زیرساخت‌ها و خدمات شهری، افزایش طول و فاصله سفرهای درون و برون شهری و غیره شده است. مشکلات و محدودیت‌های ذکر شده موانعی برای دستیابی شهر به رشد و توسعه پایدار و یا عدم احراز موقعیت‌های مورد انتظار محسوب می‌شود و راهکارها و دیدگاه‌های مختلفی به عنوان راه‌های برون رفت، در جهان طرح و پیاده‌سازی شده‌اند که یکی از آنها مبتنی بر ضرورت پرداختن به «شهر هوشمند» به‌عنوان راهکاری مدرن و متناسب با زندگی شهری جهت پیشگیری، کنترل، کاهش و حل معضلات شهری است.
تعریف شهر هوشمند پهن‌دامنه و گسترده است اما به‌صورت کلی مفهومی است که به بهره‌گیری از فناوری اطلاعات در همه عرصه‌های حاکمیت و مدیریت اداری- شهری اشاره دارد که از تعریف نظری تا پیاده‌سازی در مقیاس شهری همچنان در حال به روزرسانی و تکمیل و تدقیق است، بنابراین با طیف وسیعی از انواع مفاهیم تولید شده مواجهیم که با جایگزینی کلمه هوشمند یا دیجیتال و پس‌زمینه بهره‌گیری از اینترنت مورد استفاده قرار می‌گیرند و به مرور می‌رود تا در زمره پدیده‌های نوین شهری مورد توجه همگان قرار بگیرد.
اما در کلیتی قابل طرح، گستره شهر هوشمند حداقل شامل اقتصاد هوشمند، حمل و نقل هوشمند، کسب و کار هوشمند، زیرساخت و ارتباطات هوشمند و شهروند هوشمند می‌شود.
توانایی و کارایی شهرهای هوشمند در مدیریت منابع و ارائه خدمات شهری نوین و مطلوب، تقریبا تنها راه پاسخ به نیازهای جامعه شهری و کلان‌شهری امروز است. از همین روی برخی از کشورهای توسعه یافته توانسته‌اند به واسطه‌ بهره‌گیری از شهرهای هوشمند در شکل و نحوه مصرف منابع تغییرات بهینه و با صرفه اقتصادی ایجاد کنند. از منظر اقتصادی به شهرهای هوشمند نگریستن بسیار بااهمیت است، چرا که معضل اصلی در زندگی شهری، همیشه و همواره به‌صورت بنیادین مبنای اقتصادی داشته و دارد و بسیاری از مردم شهرنشین دنیا، منابعی را که به کیفیت زندگی معقول و رضایت بخش منجر شود، ندارند.
به همین دلیل و به‌صورت کلی برنامه‌ریزی‌هایی که در شهرهای هوشمند در حال انجام شدن است بر کارایی و کاهش هزینه‌ها تمرکز دارد. بنابراین نگریستن به شهر هوشمند از منظر اقتصاد -که مشخصا به اقتصاد هوشمند اشاره دارد- شامل ترکیبی از تشکیلات اقتصادی خلاق، نوآوری‌های دانش بنیان و ایده‌هاست، درحالی‌که ارتقای کیفیت زندگی برمبنای بهبود و مطلوبیت انرژی و ترویج انسجام و مشارکت اجتماعی نیز غافل نمی شود، قابلیت‌های کلیدی این رویکرد از طریق استفاده از سرمایه فکری- انسانی، مهارت‌های دانش بنیان و خلاقیت نشات می‌گیرد که منجر به توانایی انتقال سرمایه فکری و دانش به شکل ایده‌های خلاق به فرآیندها، محصولات و خدمات باارزش می‌شود.
اقتصاد هوشمند، در بنیان‌های نظری خود، به استفاده بهینه از اکوسیستم و «اقتصاد سبز» نیز می‌پردازد و به‌طور مشخص چالش‌های ناشی از تغییرات آب و هوایی و ایجاد امنیت حاصل از بهبود کیفیت انرژی را در دستورکار دارد که شامل یک اقتصاد پویا با فرصت‌هایی برای سرمایه‌گذاری و اشتغال در صنایع پاک نیز می‌شود. این رویکرد، به توسعه اقتصادی با استفاده از منابع طبیعی و بخش‌های کشاورزی، جنگل‌داری، شیلات و از همه مهم‌تر اشکال مختلف گردشگری ختم می‌شود. با این اوصاف اقتصاد هوشمند به‌مثابه نیرویی پیش برنده و اصلی در شهرهای هوشمند تلقی می‌شود که همه‌جانبه‌نگر است و توانایی دارد از همه منابع به نحو بایسته‌ای بهره بگیرد و موتور محرک رشد، رقابت و سرآمدی شهر شود که به نظر می‌رسد، روزنه امیدی بر «مقابله با پیامدهای بحران اقتصادی و برون‌رفت ‌از معضلات شهرنشینی است.»
* الهام رحمت آبادی – دکترای مسائل اجتماعی ایران و کارشناس مطالعات شهری



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *