مرگ تدریجی پدر پولدار

IMG_0488

 
در طول بیش از سه‌دهه گذشته، اصلاحیه‌های متعدد بر قانون استخدامی كشوری و تصویب ماده تبصره‌های متعدد از سوی هیات دولت و مجلس، تكالیف جدیدی برای صندوق بازنشستگی كشوری ایجاد كرد كه براساس این تكالیف ۴۳۵ هزار میلیارد تومان بار مالی اضافی بر دوش این صندوق‌ گذاشته شد.بازبینی اتفاقاتی كه در چهار دهه اخیر در بخش قوانین بازنشستگی كشور افتاده است، به خوبی نشان می‌دهد شرایط صندوق‌ها تا چه حد به وخامت نزدیك شده، به‌گونه‌ای كه اگر امروز كمك دولت به صندوق‌ها نباشد، پرداخت مستمری بازنشستگان به‌درستی امكان‌پذیر نخواهد بود. در این میان بحث اصلی مسوولان صندوق بازنشستگی كشوری نه تصویب قوانین جدید است، نه اصلاحیه‌های مكرر. نكته مورد اعتراض، در نظر نگرفتن هیچ برنامه جبرانی برای بار مالی اضافی است كه امروز بر گردن این صندوق‌ سنگینی می‌كند. در واقع برای تصویب این قوانین كه بعضا تصمیماتی سیاسی بوده، نظام محاسبات بیمه‌ای (اكچوئری) كه اساس شكل‌گیری چنین صندوق‌هایی در دنیاست، طی چند دهه گذشته در ایران اساسا دیده نشده و بدون لحاظ هرگونه محاسبه هزینه و درآمد صندوق‌ها این تصمیمات اتخاذ شده است. محمود اسلامیان، مدیرعامل صندوق بازنشستگی کشوری در این رابطه در گفت‌وگو با ماهنامه «صنعت و توسعه» می‌گوید: «۲۸ تصمیم طی ۴ دهه گذشته برای صندوق بازنشستگی کشوری گرفته شده است؛ البته برخی از این تصمیمات خیرخواهانه بوده، اما ایراد این بوده که هزینه‌های این تصمیمات بسیار بالا بوده است.» وی متذکر می‌شود: «ما ۴۳۵ هزار میلیارد تومان تصمیم غلط گرفتیم و کل دارایی صندوق ۲۰ هزار میلیارد تومان است.» مدیرعامل صندوق بازنشستگی کشوری یادآور می‌شود: «نفت برای ما، به مانند یک پدر پولدار بوده است که باعث شد نه‌تنها در رابطه با صندوق‌های بازنشستگی، بلکه در خیلی از حوزه‌های دیگر نفت تصمیمات اشتباه بگیریم. حالا این پدر پولدار در حال مرگ تدریجی است و ما دو گزینه داریم: یا این‌که به دیوار بخوریم و یا این‌که فکر کنیم و خود را از این چالش دربیاوریم.» اسلامیان متذکر می‌شود: «رییس‌جمهور تاکید خیلی جدی دارند که صندوق‌ها باید از اداره واحدهای اقتصادی بیرون آیند. این یک تصمیم درست است و دلیلی ندارد که ما واحدهای کم‌بازده و کوچک را اداره کنیم. ما همه واحدها را باید بفروشیم و به سمت بازار سهام برویم.» آنچه در ادامه می‌خوانید، مشروح گفت‌وگوی ماهنامه صنعت و توسعه با محمود اسلامیان، مدیرعامل صندوق بازنشستگی کشوری است.

طی چند ماه گذشته سخنان زیادی درباره ابرچالش‌های اقتصادی کشور مطرح می‌شود؛ از اشتغال و بیکاری گرفته تا محیط‌زیست. یکی از ابرچالش‌هایی که خیلی درباره آن ابراز نگرانی می‌شود، بحران صندوق‌های بازنشستگی است. اگر بخواهیم شرایط کنونی و دلیل بحران مالی صندوق‌های بازنشستگی را ریشه‌یابی کنیم، منشا آن را در کجا می‌بینید؟
صندوق‌های بازنشستگی در دنیا یکی از نهادهای مهم بیمه‌ای هستند. به این معنا که برای مثال، شما خودروی خود را بیمه می‌کنید که اگر یک روزی خسارت پیش آمد، هزینه آن را جبران کنید. صندوق‌ها نیز همین نقش را دارند و افرادی که مشمول کار می‌شوند، به صورت طبیعی دوران بازنشستگی دارند. نیروی انسانی وقتی وارد بازار کار می‌شود، بخشی از حقوق خود را با فرمول‌هایی پرداخت می‌کند و با فرمول‌هایی نیز در زمان بازنشستگی این پول‌ها به او عودت داده می‌شود.
یک فرد به عنوان کارمند می‌تواند بیمه ندهد. در این شرایط این فرد نمی‌تواند ذخیره پول را تبدیل به ثروت کند که ۳۰ سال بعد فرد را اداره کند. در دنیا جهت‌گیری و هدف این بوده که نهادهایی تشکیل شوند که کسورات را جمع کنند و این کسورات انبوه شده، سرمایه‌گذاری شود و ارزش‌افزوده‌ای از این محل ایجاد شود تا فرد بتواند در دوران بازنشستگی حقوق را به طور مستمر دریافت کند. این فلسفه کلی صندوق‌های بازنشستگی است. صندوق بازنشستگی کشوری در سال ۱۳۵۴ تشکیل شد. در این سال‌ها ایرادی که چه در صندوق بازنشستگی کشوری و چه در اکثر صندوق‌های کشور به وجود آمده، این است که به این نکته توجه نکردیم که این مجموعه‌ها باید تابع قوانین اقتصاد باشند. شاید در اوایل خیلی این موضوع خود را نشان نمی‌داد.
من فکر می‌کنم اگر هر چالش واکاوی علمی نشود و تا به کمک متخصصان و مشاوران درد را نشناسیم، امکان ندارد بتوانیم درد را درمان کنیم. در رابطه با بیمار هم، این‌گونه است. بیمار باید آزمایش‌های متعدد انجام دهد و بیماری او واکاوی دقیق شود. بعد، پزشک تصمیم می‌گیرد که متناسب با حال بیمار چه باید کرد. در رابطه با صندوق‌های بازنشستگی متاسفانه دائما از چالش‌های آن صحبت می‌کنیم، اما واکاوی علمی از مشکلات آن نکردیم.
اولین قدمی که در صندوق برداشتیم، این بود که از تمامی مدیران که قبل از انقلاب در صندوق حضور داشتند، کمک گرفتیم. خوشبختانه بنیان‌گذار صندوق بازنشستگی کشوری، آقای کاشانی، هنوز در قید حیات است و حدود ۹۰ سال سن دارد. از ایشان تا همه مدیرانی که بودند، مستندی از مدیران صندوق تهیه کردیم تا نظرات آنها را بدانیم. سپس از متخصصان و شرکت مشاوره بین‏المللی مکنزی هم کمک گرفتیم. مکنزی یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های مشاوره در دنیا است. با شرکت مکنزی قراردادی امضا کردیم و این شرکت با توجه به تجربیات بین‌المللی، گزارشی را به ما ارائه داد. به این ترتیب، یک واکاوی علمی درباره چالش‌های صندوق انجام دادیم و یک گزارش ۴۰۰ صفحه‌ای در دو حوزه بیمه‌ای و اقتصادی تهیه شد.
خوشبختانه این مطالعه بسیار کامل و دقیق بود و این نشان می‌دهد که چه اشتباه‌هایی در این ۴ دهه انجام دادیم که امروز منجر به چالش‌های صندوق شده و چه اقداماتی را باید انجام دهیم که از این بحران خارج شویم.
مهم‌ترین اشتباه‌ها مربوط به چه سیاست‌هایی بود؟
ببینید، ۲۸ تصمیم طی ۴ دهه گذشته برای صندوق بازنشستگی کشوری گرفته شده است. حتی برخی از این تصمیمات خیرخواهانه بوده، اما ایراد این که هزینه‌های این تصمیمات بسیار بالا بوده است. برای مثال، یک فردی که بازنشسته می‌شود، میانگین ۵سال آخر خدمت او را بگیرند و به او پرداخت کنند. فرمول این بود. اما بعد، برای کمک به بازنشستگان و کارمندان این بازه زمانی، را دو سال می‏کنند تا درآمد بازنشسته بیشتر شود. تصمیم خوبی بوده، ولی توجه نشده که این اختلاف، هزینه‌ای روی دوش صندوق می‌اندازد و این هزینه محاسبه نشد.
همچنین مساله بازنشستگی پیش از موعد که بار مالی آن تاکنون محاسبه نشده است. وقتی یک فرد به جای ۳۰ سال، با ۲۵ سال کار بازنشسته می‌شود، چه هزینه‌ای برای صندوق بازنشستگی دارد. یعنی فرد به جای این‌که ۳۰ سال کسورات بدهد که مستمری بگیرد، تنها ۲۵ سال کسورات می‏دهد، یعنی، هم ۵ سال کمتر کسورات می‌پردازد و هم ۵ سال بیشتر و زودتر مستمری می‏گیرد.
عمده‌ترین این ۲۸ تصمیم، در کدام دهه گرفته شده است؟
این تصمیم‌ها در دوره‌های مختلف گرفته شده است. یعنی در هر دولت، چند تصمیم گرفته شده است. آخرین تصمیم، بازنشستگی پیش از موعد زنان بود. البته خوشبختانه در این دولت و در این چند سال، یک تصمیم بیشتر گرفته نشده و آن هم اجرا نشد. نه این‌که ما اجرا نکردیم؛ چون ما چالش‌های صندوق را دیده بودیم، بر اساس محاسبات اکچوئری که صورت گرفت، درخواست کردیم که هزینه‌اش را منظور کنند و به ما بدهند.
در کل این ۲۸ تصمیم که هزینه‌هایش برای صندوق کشوری لحاظ نشده و احتمالا در بقیه صندوق‌های کشور نیز به همین شکل است، به قیمت روز، حدود ۴۳۵ هزار میلیارد تومان است. تاکنون دو بار این محاسبات توسط متخصصان زبده و مشاور بین‌المللی صورت گرفته است.
یکی از این تصمیمات، مربوط به سن بازنشستگی است. سن بازنشستگی در اکثر کشورهای دنیا به جز بعضی کشورهای ثروتمند عربی، به طور معمول برای زنان حدود ۶۰ سال و مردان حدود ۶۵ سال است. زمانی که یک مرد، برای مثال در ژاپن، خدمت می‌کند و ۱۸ سال نیز بعد از ۶۵ سال عمر کند، حدود ۲۰ سال مستمری می‌گیرد. اما در کشور ما با این سن پایین، حدود ۴۰ سال بازنشستگی باید مستمری بدهیم. این نشان می‌دهد که هزینه تصمیمات گذشته بالا بوده است.
صندوق، مثل یک بانک است. شما به بانک می‌گویید برای مثال برای آبیاری قطره‌ای وام ۱۰ درصد بدهید. بانک می‌گوید این وام را می‌دهم، اما اختلاف ۱۰ تا ۱۵ درصد را چه کند. دولت جبران می‌کند. اما دولت بگوید وام ۱۰ درصد بدهید، اما اختلاف ۵ درصد را جبران نکند، به طور طبیعی بانک ورشکست می‌شود.
پایین‌ترین سن بازنشستگی را ایران دارد؟
بله، ایران با ۵۱.۵ سال یکی از پایین‌ترین سن بازنشستگی را نه تنها بین کشورهای در حال توسعه، بلکه در تمام دنیا دارد. یعنی در حقیقت ۱۳.۵ سال پایین‌تر از بسیاری از کشورهای دنیا. نکته جالب این‌جاست که گاهی اوقات یک فرض غلط تبدیل به یک اصل می‌شود و مبنای این فرض غلط، تصمیمات غلط است. فرض غلط این است که یک کارمند را در ۵۰ سالگی و در اوج پختگی بازنشست می‌کنیم. این فرد واقعا تا ۶۵ سال می‌تواند کار کند. این فرد زودتر از زمانی که باید، بازنشست می‌شود و به دنبال آن، دچار افسردگی می‌شود و در عین حال، کشور از تجربیات او محروم می‌شود. در کنار آن نیز صندوق بازنشستگی با هزینه بالایی روبه‌رو می‌شود. دلیلی که می‌آورند، این است که استخدام جدید انجام شده و مساله اشتغال حل شود.
آیا واقعا با بزرگ کردن دولت‌ها مشکل اشتغال حل می‌شود؟
برای اشتغال باید بستر سرمایه‌گذاری و موانع ‌تولید حل شود تا مردم ایجا‌د اشتغال کنند. هنوز هم متاسفانه می‌بینیم که برای مثال می‌گویند ۱۰۰ هزار نفر را در آموزش و پرورش بازنشسته کنیم تا ۱۰۰ هزار استخدام جدید داشته باشیم. ما یک معلم را در اوج پختگی و در سن ۵۰ سالگی به پارک می‌فرستیم. نمونه این اتفاق را در دنیا نداریم- البته به غیر از کشورهای ثروتمند عربی- من سراغ ندارم که کشورهای صنعتی و در حال توسعه چنین خطایی کنند.
هنوز هم می‌بینیم در مجلس یک نماینده پیشنهاد می‌دهد که دوره خدمت برای زنان ۲۰ سال شود. نکته این‌جاست که آیا هزینه‌های تصمیم دیده شده بود. من فکر می‌کنم که اگر این پیشنهاد تصویب می‌شد، چند صد هزار نفر از آموزش و پرورش بازنشست می‌شدند.
چالش اصلی صندوق‌‌های کشور در یک جمله، تصمیماتی بوده که هزینه‌های آن لحاظ نشده است، مثل سن بازنشستگی. در بیشتر صندوق‌های دنیا نسبت شاغلان به بازنشستگان ۶ به یک است. یک صندوق زمانی می‌تواند ادامه حیات دهد که به ازای هر ۶ شاغل، یک بازنشسته داشته باشد. در حال حاضر این نسبت در صندوق کشوری ۰.۹ به یک است. یعنی تعداد شاغلان کمتر از بازنشسته‌هاست. در بسیاری از صندوق‌های کشور مثل لشکری این اتفاق افتاده است. شما زمانی که این فرمول و نسبت را نگاه می‌کنید، دیگر نیاز به فکر کردن درباره مسایل صندوق‌ها ندارید. در حال حاضر در تنها صندوقی که این نسبت حفظ شده، تامین‌اجتماعی است که فکر می‌کنم ۶ به یک است. برای مثال، در دولت یک میلیون نفر استخدام شده و این یک میلیون نفر را به صندوق تامین‌اجتماعی فرستادند. این هم یکی از آن ۲۸ تصمیم اشتباهی است که اتخاذ شده است.این مجموعه باعث شده که چه صندوق کشوری و چه بقیه صندوق‌های کشور در چالشی جدی قرار گیرند.
شما در بخشی از صحبت‌های خود عنوان کردید که مجموعه صندوق‌ها هیچ‌گاه تابع قوانین اقتصاد نبودند. در این رابطه توضیح می‌دهید؟
فرمول‌های بیمه‌ای در دنیا، فرمول‌های استانداردی است. مجموعه‌های مختلف را می‌توانند جلوی کارمند بگذارند و کارمند انتخاب کند. یک زمانی کارمند می‌گوید ۲۰ درصد در سال از حقوق من کسر کنید، اما موقع بازنشستگی این عدد را به من بدهید.
این‌که من می‌گویم فرمول‌های استاندارد رعایت نشده، یعنی این‌که وقتی تصمیم گرفتند که سن بازنشستگی را حداقل کنند، باید این هزینه‌ها را به صندوق می‌دادند. وقتی هزینه‌ها را ندادند، یعنی ما فرمول‌های اقتصادی را لحاظ نکردیم. این در حالی است که در دنیا همه اصول اقتصاد رعایت می‌شود. وقتی در دنیا سن بازنشستگی ۶۵ و ۶۷ سال است و در ایران متوسط سن بازنشستگی تا این حد پایین است، هزینه‌های بالایی را به دنبال دارد.
در واقع معادلات اقتصادی در صندوق‌ها لحاظ نشده و ۲۸ تصمیم نیز حدود ۴۳۵ هزار میلیارد تومان به قیمت روز بار هزینه‌ای داشته است. زمانی که ما واکاوی علمی نمی‌کنیم و یک مساله را به طور دقیق نمی‌شناسیم، احساسی و از منظر خودمان چیزی را می‌گوییم، بهتر از این نمی‌شود. برای مثال، برخی می‌گویند اگر مجموعه اقتصادی صندوق به خوبی اداره می‌شد، این مشکلات را نداشتیم. من نمی‌گویم مجموعه اقتصادی صندوق خوب اداره شد، اما صندوق بازنشستگی کشوری ۲۰ هزار میلیارد تومان ثروت دارد. شما این ۲۰ هزار میلیارد تومان را هر چقدر هم خوب اداره کنید، بیشتر از ۱۰ درصد که سود نمی‌دهد. شما دارید سالانه ۳۳ هزار میلیارد تومان پرداخت می‌کنید؛ ۳ هزار میلیارد تومان نیز کسورات است. اقتصاد صندوق را اگر بیل‌گیتس هم اداره کند، مگر چقدر از ۲۰ هزار میلیارد تومان سود درمی‌آید.
شما معتقدید که انحراف‌های مدیریتی در عملکرد صندوق اثر نداشته است؟
نه این‌که حوزه‌های اقتصادی صندوق‌ها خوب اداره شده است. من معتقد هستم که وزن ۲۸ تصمیم با مدیریت مجموعه صندوق‌ها خیلی فرق می‌کند. ما وقتی با یک معضلی برمی‌خوریم، امکان دارد چند عامل باعث شده باشد که این معضل به‌وجود آید. ما باید به این‌ها وزن دهیم و ببینیم وزن اداره صندوق‌ها چه عددی بوده و وزن تصمیمات اشتباه ۴۰ سال گذشته چقدر بوده است. وزن تصمیمات ۴۰ سال گذشته ۴۳۵ هزار میلیارد تومان است. کل دارایی‌های صندوق ۲۰ هزار میلیارد تومان. حالا فرض کنید این ۲۰ هزار میلیارد تومان نیز واحدهایی است که بابت دیون دادند و ارزش اقتصادی ندارند؛ مثل کفش ملی و هواپیمایی آسمان. این واحدها را هم خوب اداره کنید، چیزی از آن در نمی‌آید.
درست است هر دو مساله مهم است، اما وزن تصمیمات اشتباه شاید ۲۰ برابر نحوه اداره صندوق باشد. این‌که می‌گویم ما به اشتباه می‌رویم، همین است. یعنی نمی‌آییم آنالیز مکتوب دقیق داشته باشیم، شاخص‌ها را دربیاوریم و وزن هر کدام را سنجش کنیم.
رییس‌جمهور تاکید خیلی جدی دارند که صندوق‌ها باید از اداره واحدهای اقتصادی بیرون آیند. این به نظر من تصمیم بسیار درستی است. دلیلی ندارد که ما واحدهای کم‌بازده و کوچک را اداره کنیم. ما همه این‌ها را باید بفروشیم و به سمت بازار سهام برویم. حل این موضوع راحت است. یعنی در حوزه اقتصادی به نظر من راحت می‌شود قضیه را مدیریت کرد و به سمت و سویی برد که به جای ۱۰۰ بنگاه، ۵ یا ۶ واحد بزرگ را به خوبی اداره کنیم.
صندوق بازنشستگی کشوری در سال ۹۲ حدود ۸۴۰ میلیارد تومان سود داشته، الان ۲۲۰۰ میلیارد تومان شده است. این سود را می‌شود از ۳ یا ۴ بنگاه پتروشیمی در آورد؛ لازم نیست که ۱۰۰ بنگاه داشته باشیم.
شما فرمودید که وزن هر متغیر را در شرایط کنونی صندوق باید بدانیم. فکر می‌کنید رکود چند سال اخیر چقدر در بحران صندوق‌های بازنشستگی اثر داشته است؟
محاسبات موسسه مکنزی نشان می‌دهد که اگر خیلی خوب هم مجموعه‌های اقتصادی عمل می‌کرد و حتی از رکود خارج شویم، ۵ یا ۶ درصد سرمایه صندوق‌ها پایین و بالا می‌شود تا بحران طی شود. ۹۰ درصد تصمیمات اثر دارد. یعنی باید سن بازنشستگی را تغییر دهیم و تصمیمات غلطی که در گذشته برای صندوق‌ها گرفته شده، اصلاح کنیم و شاخص‌های پارامتریک را تغییر دهیم. به عبارتی، با توجه به همه تصمیمات غلطی که ۴۳۵ هزار میلیارد تومان هزینه داشته، مطلقا دیگر نباید از این تصمیمات بگیریم، اما متاسفانه بعضا شاهد هستیم که این اتفاق دارد می‌افتد. یعنی محاسبات نشان می‌دهد که ۹۰ درصد اصلاحات اثر دارد. اصلاح این‌ها هم زمان می‌بر و اتفاقی که ۴۰ ساله افتاده را نمی‌شود یکباره حل کرد.
سن بازنشستگی را می‌شود تغییر داد؟
ما هیچ چاره‌ای جز این نداریم. ما اگر سالانه ۱۰۰ میلیارد تومان درآمد نفت داشتیم، می‌توانستیم این‌گونه تصمیمات غلط اقتصادی را تداوم بدهیم، اما وقتی این پول را نداریم، باید تغییر رویکرد دهیم. فقط سن بازنشستگی مطرح نیست.
علت هم این است که در گذشته تا این حد بازنشسته نبوده و هر تصمیم غلطی هم که ما می‌گرفتیم، خیلی هزینه پرداخت نمی‌کردیم. اما در حال حاضر تعداد بازنشسته‌ها افزایش یافته و بحران خود را نشان داده است. تا سال ۷۵ کسوراتی که از کارمندان دولت کسر می‌شده، به حساب صندوق واریز نمی‌شده است. یک مقدار از درآمد صندوق، کسورات است. یعنی ما از کارکنان کسورات می‌گیریم و به بازنشستگان می‌دهیم. در نتیجه اندوخته‌ای ایجاد نشده است. در این شرایط در سال ۷۵ با تعداد زیادی بازنشسته روبه‌رو شدند و وقتی به سراغ حساب‌های آن روز صندوق که در آن دوران سازمان بود، رفتند، دیدند که پول ندارد. دلیل آن هم این بوده که اصلا پول به حساب نمی‌آمده است. این یکی از آن تصمیمات اشتباهی بوده که امروز صندوق را دچار بحران کرده است.
نفت برای ما، به مانند یک پدر پولدار بوده است. نه‌تنها در رابطه با صندوق‌های بازنشستگی، در خیلی از حوزه‌های دیگر نفت باعث شد تصمیمات اشتباه بگیریم. ما به این نکته توجه نکردیم که نفت یک سرمایه بین‌نسلی است و آینده‌نگری نداشتیم. به نظر من، خیلی از تصمیمات اشتباه ما ریشه در درآمدها نفت داشت. این باعث شد که ما به مبانی و اصول اقتصاد در کارهای خود توجه نکنیم. این در شرایطی است که این پدر پولدار (نفت) در حال مرگ تدریجی است. حالا ما دو گزینه داریم: یا این‌که به دیوار بخوریم یا این‌که فکر کنیم و خود را از این چالش در بیاوریم.
در این تحقیقی که انجام شده، راهکار اصلی حل مشکل صندوق‌های بازنشستگی چه شناخته شده است؟
راهکارهای اصلی زمان‌بر است. یعنی ما نمی‌توانیم یکباره سن بازنشستگی را در حد استاندارد دنیا ببریم و این شاخص‌ها باید به طور تدریجی اصلاح شود. محاسبات حقوق و دستمزد، محاسبات بیمه‌ و محاسبات سن بازنشستگی نیز مطرح است. همه این عوامل پارامتریک باید اصلاح شود و به سمت استانداردهای دنیا برود. این‌ها نیز زمان‌بر است. اگر همه این کارها را انجام دهیم، در یک دوره ۲۰ ساله نه اینکه وابستگی‌مان به دولت صفر شود، بلکه وابستگی‌مان به دولت کم می‌شود. این نکته مهمی است. ما اگر تمام اشتباه‌ها را بخواهیم اصلاح کنیم، اولا باید تدریجی تغییرات را لحاظ کنیم، چون هزینه به ما تحمیل شده است.
راه‌حل در دو جمله این است که تمام تصمیمات غلط را به طور تدریجی اصلاح کنیم. جداول استاندارد باید تهیه شود و مشخص شود هر سال چه تغییراتی دهیم و این تغییرات به تدریج باشد. بحث اقتصاد صندوق و خروج صندوق‌ها از بنگاه‌داری و حرکت به سمت بورس نیز باید مشخص شود. ما باید به سمت صنایعی برویم که مزیت اقتصادی دارد.
یک موضوعی که مطرح است و در گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس نیز عنوان شده، این است که صندوق‌های بازنشستگی به مالکان اصلی خود برگردد.
یک بحثی مطرح است که صندوق تامین‌اجتماعی به دلیل این‌که سرمایه‌های آن حاصل اندوخته کارفرمایان و بیمه‌شدگان است، دولت نباید تصدی‌گری کند و بعضا نمایندگان مجلس این بحث را مطرح کردند و در گزارش هم این بوده که باید آن را اداره نکند و به مالکان خود برگرداند. البته خوب است که صندوق‌ها مستقل باشند و هیات امنایی داشته باشند. بیشتر صندوق‌ها در دنیا خصوصی هستند و مرتب تغییرات در آن ایجاد نمی‌شود. این‌ها حرف درستی است.
آقای رییس‌جمهور عنوان کردند که ما یک ساختاری برای صندوق‌های بازنشستگی در نظر بگیریم که تصدی‌گری روی آن نباشد و ثبات داشته باشد. این فرمول‌هایی با مکانیزم‌هایی می‌خواهد. در این‌جا به طور حتم بهره‌وری بالا می‌رود.
این صحبت‌های آقای رییس‌جمهور در حد حرف مانده یا این‌که اقداماتی نیز صورت گرفته است.
دکتر نیلی از طرف آقای رییس‌جمهور مسوول شدند و جلسات مختلفی در حوزه بیمه‌ای و اقتصادی برگزار می‌شود. ایشان مرتبا پیگیر هستند و نظرات خود در این جلسات مطرح می‌کنیم و اصلاحاتی که در حوزه‌های بیمه‌ای و اقتصادی باید صورت گیرد، پیگیری می‌شود. در این ۴۰ سال این اتفاق نیفتاده بود و اولین بار است که یک دولتی مصمم شده که به این مساله بپردازد. ما در حال حاضر یک میلیون و ۳۰۰ هزار بازنشسته داریم که در دولت‌های نهم و دهم ۶۷.۷ درصد قدرت خریدشان پایین آمد. این یک فشار بزرگی بود. یعنی تورم نرخ بالایی داشت، اما افزایش حقوق متناسب با تورم نبود. کاهش قدرت خرید بازنشستگان خیلی ناراحت‌کننده بود. اتفاقی که در دولت یازدهم افتاد، این بود که تورم کاهش یافت. در عین حال، در چهار سال گذشته یا در حد تورم یا بیش از تورم پرداخت داشتیم. برای مثال، در سال‌جاری به طور میانگین ۱۸ درصد حقوق‌ها را بالا بردیم تا یک مقدار کاهش قدرت خرید ۶۷.۷ درصدی را تعدیل کنیم. قبلا کف حقوق در ۴ سال قبل ۴۹۵ هزار تومان بود. الان کف حقوق یک میلیون و ۱۵۰ هزار تومان شده است. میانگین حقوق نیز از یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان در ۴ سال قبل، به یک میلیون و ۷۹۰ هزار تومان افزایش یافته است. در حال حاضر امیدواری‌ ایجاد شده و امیدواریم در سال‌های آینده نیز این روند ادامه باشد. در کنار آن، چند اقدام صورت گرفته است. برای مثال، وام‌های قرض‌الحسنه در سال ۹۲، ۴۰ هزار وام دو میلیون تومان بود که ۸۰ میلیارد تومان می‌شد. امسال این رقم به ۳۰۰ هزار وام ۴ میلیون تومانی و معادل ۱۲۰۰ میلیارد تومان رسیده است.

 



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *