مثلث کارآموزی، تامین اجتماعی و افزایش مهارت

DSC00833

براساس آمار صندوق بین‌المللی پول كه در فروردین ماه سال جاری منتشر شد نرخ بیكاری در ایران ۱.۵ درصد در سال ۹۵ افزایش یافته است. این در حالی‌است که انتظار می‌رفت به دنبال برنامه‌های دولت یازدهم و اهتمامی که مسوولان دولت بر اشتغال‌زایی داشته‌اند رشد نرخ بیكاری کاهش یابد و آمار اشتغال افزایش یابد. همچنین این آمار با رونق نسبی و بهبود وضعیت اقتصاد کشور هم همخوان نیست.
بله. البته نرخ بیکاری از ۱۱ درصد در سال ۹۳ به ۱۲.۴ درصد در سال ۹۴ رسیده که نشان از افزایش بیکاری است و این روند ادامه هم داشته است. البته رشد نرخ بیکاری به عوامل گوناگونی وابسته است و غلبه بر آن با دشواری‌های بسیار
همراه است.
رشد نرخ بیكاری ناشی از تاثیر چه عواملی است آیا تنها فاکتورهایی مانند کاهش رشد اقتصادی یا افت تولید ناخالص داخلی، نرخ بیکاری را افزایش می‌دهند؟
رونق یا عدم رونق بازار کار حاصل تعامل بخشی ازعواملی است که عبارتند از نیروی کار، عرضه و تقاضا، قوانین فضای اقتصاد کلان کشورها و… که تعامل این عوامل و کنش و واکنش آنها بر تحولات بازار کار موثر است و می‌تواند موجب افزایش یا کاهش نرخ بیکاری شود.
علت پایین بودن نرخ بیکاری در کشورهای توسعه یافته چیست؟
در کشورهای توسعه یافته انجمن‌های کارگری فعال هستند و قدرت چانه زنی این انجمن‌ها بالاست، انجمن‌ها نقش فعالتری نسبت به دولت در بازار کار ایفا می‌کنند و دولت نقش کمتری دارد اما در کشورهای توسعه نیافته یا کمتر توسعه یافته، دولت‌ها نقش مهم‌تر و موثرتری دارند و انجمن‌های کارگری چندان موثر نیستند در این کشورها دولت‌ها بر حجم عظیمی از اقتصاد حاکم هستند. همین موارد کاهش نرخ بیکاری در کشورهای توسعه یافته را موجب می‌شود ضمن اینکه در این کشورها شاهد ثبات شرایط اقتصاد کلان
هستیم.
سایر كشورها چه راهكارهایی را برای كاهش نرخ بیكاری و اشتغالزایی مورد استفاده قرار داده‌اند؟
در کشورهای توسعه یافته که نرخ بیکاری کمتر از سایر کشورهاست به دو فاکتور: نهادسازی و همچنین اعمال سیاست‌های مناسب بازار کار توجه می‌شود که مشهورترین آنها سیاست فعال os است که در بازار کار بسیار موفق بوده است، براساس این سیاست خدمات کاریابی، آموزش‌های فنی و حرفه‌ای، یارانه دستمزد وکارآموزی، حمایت از ایجاد بنگاه‌های خرد، ایجاد تعادل میان عرضه و تقاضا در بازار کار و. . . از شاخص‌های مهم محسوب
می‌شوند.
در سیاست فعال چه موضوعاتی به عنوان محور اصلی محسوب می‌شوند و تکیه سیاست بر چه اصولی است؟
محور اساسی این سیاست بر کارآموزی، تامین اجتماعی و افزایش مهارت قرار دارد. در اجرای این سیاست فرض اصلی بر ثبات اقتصاد کلان و وجود فضای مناسب کسب وکار است، درواقع این دو عامل باید وجود داشته باشند تا دولت‌ها براساس آن، سیاست‌های موفق در بازار کار را اجرایی کنند.
آیا این راهكارها در ایران هم قابل استفاده است؟ و در حال حاضر ایران در زمینه نرخ بیکاری در چه وضعیتی قرار دارد؟
در ایران، آمارها نشان می‌دهد که که تا سال ۹۳، نرخ مشارکت رو به کاهش و نرخ بیکاری هم رو به کاهش بوده اما از سال ۹۳، نرخ مشارکت افزایش یافته است، نرخ بیکاری هم رشد کرده است؛ در سال ۹۳، نرخ مشارکت از ۳۸ درصد به ۳۹ درصد رسیده است.
به عبارت دیگر از سال ۹۳ تا ۹۴، هم نرخ مشارکت و هم نرخ بیکاری افزایش یافته است.
اگر جمعیت وارد شده به بازار کار را به دو بخش جمعیت فعال و غیرفعال تقسیم بندی کنیم جمعیت فعال، جمع مشارکت‌کنندگان و بی‌کاران را شامل می‌شود. پیش ازسال ۹۳، نرخ مشارکت و نرخ بیکاری رو به افزایش اما جمعیت فعال رو به کاهش بود درحالی که جمعیت غیرفعال رو به افزایش بود.
جمعیت غیرفعال، جمعیت دلسرد شده از بازار کار است که با وجود داشتن شرایط فعالیت و شرایط سنی، ممکن است بی‌کار باشند یا حتی افرادی که شغل دارند اما از انجام کار دچار دلسردی شده‌اند هم در زمره جمعیت غیرفعال تقسیم بندی می‌شوند
در سال ۹۴، ۹۵ که حدود یک میلیون و ۳۰۰ هزار نفر به تعداد شاغلان افزوده شد، نرخ مشارکت افزایش یافت اما شاهد افزایش نرخ بیکاری هم بودیم که این به معنای کاهش جمعیت غیرفعال و دلسرد شده از جامعه است هر چند ممکن است این افراد بی‌کار شده یا حتی شاغل باشند اما این انگیزه را یافتند که بیکاری یا شغل خود را به ثبت برسانند، ضمن اینکه در این میان خالص اشتغال زنان هم از سال ۹۴ به بعد افزایش و نرخ مشارکت آنها بهبود یافته و سهم اشتغال آنها رشد
کرده است.
ایجاد اشتغال در سال‌های ۹۴، ۹۵ به دلیل اجرای کدام سیاست‌های دولت یازدهم بوده است؟ آیا برنامه خاصی در این زمینه موفقیت‌های یاد شده را به دنبال داشت؟
از سال ۹۳ تا ۹۴، برای حدود یک میلیون و ۳۰۰ هزار نفر شغل ایجاد شد که منشا آن بنگاه‌های خرد با تعداد نیروی انسانی کمتر از ۱۰ نفر بوده است.
درواقع ۸۰ درصد از اشتغال ایجاد شده طی سال ۹۳ تا ۹۴ مربوط به بنگاه‌های خرد بوده که تعدادشان بسیار است ضمن اینکه بسیار کمتر از بنگاه‌های بزرگ دستخوش نوسانات اقتصاد کلان می‌شوند، ناگفته نماند که ایجاد یک میلیون و ۳۰۰ هزار شغل بدون اعمال سیاست خاصی از سوی دولت بوده است.
یکی از محورهای سیاست‌های فعال بحث آموزش، مهارت آموزی، افزایش تطابق با نیازهای بازار کار است که این سیاست‌ها شباهت بسیاری با سیاست‌های اعمال شده در کشورهای توسعه یافته را دارد البته این سیاست‌ها در شرایطی قابل اجراست که شاهد ثبات اقتصاد کلان و بهبود فضای کسب و کار باشیم.
خلا موجود در فرآیند این است که به شرایط اقتصاد کلان کشور توجهی نشده است، انعطافی در برابر تغییر شرایط اقتصاد کلان مشاهده نشده. بنگاه‌های خرد در این برنامه مورد توجه قرار نگرفته‌اند و حضور بخش خصوصی در این برنامه مغفول مانده است ضمن اینکه راهکارهای تقویت این بنگاه‌ها در نظرگرفته نشده است.
آیا دولت ایران برنامه ویژه‌ای مانند سایر کشورها برای کاهش نرخ بیکاری دارد؟
براساس برنامه قرار است که دولت طرح اشتغال فراگیر را که شامل آموزش، طرح کارورزی، منابع تخصیص یافته از صندوق توسعه ملی و بودجه سالانه دولتی و… را اجرایی کند و از این طریق سالانه ۹۷۰ هزار شغل ایجاد کند اما موضوع این است که در برنامه فراگیر، توازن منطقه‌ای در نظر گرفته نشده اگرچه فعالیت‌های مثبتی انجام می‌شود.
در واقع با توجه به اینکه سیاست خاصی از سوی دولت اجرایی نشده، یک میلیون و ۳۰۰ هزار شغل ایجاد شده است پس به نظر می‌رسد با اجرای این سیاست شاهد بهبود اشتغال باشیم البته ناگفته نماند که باید منابع لازم برای انجام این طرح تزریق و امکان تزریق منابع وجود داشته باشد. البته خلأهای این برنامه فراگیر از جمله شناسایی رسته‌ها، شناسایی مزیت‌های شغلی منطقه‌ای و منابع هدفمند تخصیص یافته به درستی انجام نشده است.

*زهره علامی



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *