یک هشدار کاملا جدی

trump_us_china_04485

دونالد ترامپ اخیرا در مصاحبه‌ای گفته که اگر دست من بود، ۱۸۰ روز پیش عدم پایبندی ایرانی‌ها را اعلام می‌کردم! به نظر می‌رسد اعلام پایبندی ایران به توافق هسته‌ای برای ترامپ بسیار دشوار است. به نظر می‌رسد اگر ترامپ به دل خود رفتار کند و این پایبندی را به زیر سوال برد، کنگره می‌تواند مجددا تحریم‌ها را به سرعت اجرا کند و احتمالا کار این توافق را یکسره کند. البته، ایرانی‌ها از منازعه‌های پشت این کارناوال کوچک به‌خوبی آگاهند. هم رییس‌جمهور حسن روحانی و هم علی‌اکبر صالحی، رییس سازمان انرژی هسته‌ای ایران، اخیرا اظهار داشتند که اگر ایالات متحده مجددا ایران را با تحریم‌های جدید مجازات کند، ایران می‌تواند به سرعت فعالیت‌های مشخصی را در زمینه هسته‌ای از سر بگیرد. اگر چه این اظهارات به طور گسترده‌ای به اشتباه نقل می‌شوند، اما به گفته تحلیل گران آنها به ما یادآوری می‌کنند که ایران گزینه‌های خود را برای مواجهه با وضعیت‌های مختلف در اختیار دارد. بنابراین وقت آن رسیده که یک هشدار شدیداللحن بدهیم: اگر ایالات متحده از برجام دور شود، ایران می‌تواند موشک‌های بالستیک بین قاره‌ای (با قابلیت حمله سلاح هسته ای) را سریعتر از آنچه شما تصور کنید، احتمالا قبل از اینکه آقای ترامپ از دفتر خود خارج شود شلیک کند. ایالات متحده در سال ۲۰۰۳ از چارچوب موافقت شده با کره شمالی دور شد. سه سال بعد، کره شمالی نخستین سلاح هسته‌ای خود را آزمایش کرد. این تابستان کره شمالی آزمایش موشک‌های دوربرد خود را انجام داد که می‌توانند این سلاح‌های هسته‌ای را به سمت شهرهای ایالت متحده مانند نیویورک و لس‌آنجلس حمل کنند. اگر ایالات متحده از برجام دور شود، ایران می‌تواند همان کار را انجام دهد البته شاید قدری سریعتر. این بدیهی است که این سناریو بدترین حالت است، اما آنچنان که در ماه نوامبر گذشته دیدیم سناریوهای بعید و حتی گاهی اوقات اتفاقات غیر‌قابل تصور در حال شکل گرفتن هستند.

ماموریتی که انجام شد
اول از اخباری بگوییم که نسبتا خوب هستند. یکی از اهداف برجام این بود که زمان لازم برای ایران برای «انفجار» این توافق نامه و ساخت یک بمب با استفاده از امکانات در اختیارش به حدود یک سال افزایش یابد. ماموریت انجام شد! در این زمینه من همیشه تصور می‌کردم که تمهیدات دیده شده برای این موضوع ضعیف بود، به‌خصوص که ایران بعید به نظر می‌رسد که از امکانات اعلام شده تحت نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA) و تصریح شده در پیش شرط‌های برجام استفاده کند. در شرایط نبود حضور آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای شکل‌گیری یک بحران می‌تواند یک بازه زمانی یک ساله را به‌عنوان فرصت در اختیار ما قرار دهد که بتوان برای حل و فصل این موضوع اقدام کرد. ساده لوحانه به نظر می‌رسد که در شرایط وقوع چنین بحرانی ایران تاسیسات غنی‌سازی نطنز را به‌عنوان مکان ساخت بمب قرار دهد و بخواهد از آنجا در چنین شرایطی بهره گیرد.
اگر ایران تصمیم به اتمی شدن بگیرد، تهران قطعا به دقت به جزییات آن می‌پردازد و اجازه می‌دهد که آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای در این کشور تحت شرایط پیش شرط‌های برجام باقی بماند، اما تاسیسات لازم برای این هدف خود را به‌صورت مخفی ایجاد می‌کند و خود را برای مواجهه با عملیات خصمانه دشمنانش آماده می‌کند. البته که نیل به این هدف ممکن است کمی طولانی‌تر از یک سال طول بکشد.

دسترسی‌هایی که پس از برجام از دست رفته اند
خبر بد این است که ایران می‌تواند خیلی ساده‌تر از تصور ما ساختن یک مرکز غنی‌سازی پنهانی را آغاز کند، چرا که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بسیاری از دسترسی‌های عمده خود را تحت شرایط برجام از دست داده است. آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای دیگر قادر به نظارت بر معادن اورانیوم ایران یا کارگاه‌های تولید سانتریفیوژهای ایران نخواهد بود. البته آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای می‌تواند از ایران بخواهد که این سایت‌ها را ببینند، اما ایرانی‌ها هیچ تعهدی برای پاسخ مثبت در این باره ندارند. و اگر ایالات متحده به‌عنوان یک بحران جدید با ایران بخواهد ورود به این موضوع را دنبال کند، پشتیبانی کمی از سوی متحدان بین‌المللی خود از جمله متحدان اروپاییش خواهد دید و واشنگتن برای فشار به ایران برای اجازه دادن به نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی صرفا به‌عنوان نشان دادن حسن نیتش کار سختی پیش رو خواهد داشت.
در گذشته، ایران سعی داشت تا زمانی که امکان دارد، امکانات غنی‌سازی خود را حفظ کند. سیستم‌های اطلاعاتی ایالات متحده این سایت‌ها را شناسایی کرده است، اما آیا ما می‌توانیم انتظار داشته باشیم که این اطلاعات الزاما کامل باشد؟ اگر یک سایت پنهانی جدید شناسایی شد، چگونه کشورهای دیگر به ادعای دولت دونالد ترامپ واکنش نشان می‌دهند؟ حتی اگر این اطلاعات درست هم باشند، دور از ذهن نخواهد بود که دیگران دونالد ترامپ را باور نکنند. همچنین از آنجایی که پایان برجام به معنای پایان مقررات فوق‌العاده‌ای برای دسترسی است، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی توانایی کمتری برای درخواست دسترسی به سایت‌های مورد نظر را خواهد داشت. در بیشتر موارد، ایرانی‌ها به سادگی می‌گویند «نه» و سپس از ما می‌پرسند هدف ما چیست و قصد داریم چه برنامه‌ای را دنبال کنیم؟
البته احتمالا یک راه باریک وجود دارد و آن اینکه آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای در یک اقدام اورژانسی فوق العاده درخواست بازرسی ویژه را صادر کند – چیزی که ایران تحت موافقت‌نامه برجام آن را قبول کرده است. اما، آنچنان که از عنوانش برمی آید، بازرسی‌های خاص رویداد فوق العاده‌ای است. آژانس بین‌المللی انرژی بین‌الملل تنها در یک موضوع و برای یک بار از این روش بهره گرفته است: با کره شمالی در سال ۱۹۹۳. در آن زمان کره شمالی اعلام کرد که از پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای خارج خواهد شد. حتی اگر ایران یک رویکرد مشابه کره شمالی را اتخاذ کند، می‌تواند با توقف مذاکرات کنار گذاشتن محدودیت‌های خودخواسته را ادامه دهد. نتیجه این موضوع دسترسی به نتایج پایین‌تر و کندتری است از آنچه تحت شرایط برجام برای جامعه بین‌المللی در دسترس است و این فرضیه را به واقعیت نزدیک می‌کند که آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای مایل است که رویه کنونی را که با ایران در پیش گرفته ادامه دهد؛ به واقع مایل نیست سناریوهایی به‌عنوان مثال مانند آنچه سوریه انجام شد تکرار شود و به نظر می‌رسد اگر ایالات متحده در این زمینه ایده متفاوتی داشته باشد برای به کرسی نشاندن آن کار دشواری در پیش داشته باشد.

الگوی کره شمالی را از یاد نبرید
با این حال همه این اتفاقات می‌تواند بسیار سریع رخ دهد. کافی است فقط به جدول زمانی برنامه هسته‌ای کره شمالی نگاه کنید. اندکی پس از آنکه بازرسان در آوریل ۲۰۰۹ اخراج شدند، کره شمالی تاسیس یک مرکز سانتریفیوژ جدید در یونگبیون را آغاز کرد. دانشمندان آمریکایی شوکه شدند وقتی که ۱۸ ماه بعد مشاهده کردند ۲۰۰۰ سانتریفیوژ در آنجا ساخته شده است و احتمالا قادر به غنی‌سازی اورانیوم به اندازه کافی برای چندین بمب در عرض یک سال خواهد بود. تنها سوال این است که چه نوع سانتریفیوژهایی در ایران نصب خواهد شد. برجام اگر چه سرعت پژوهش‌های ایرانی‌ها روی ماشین‌های جدید و سانتریفیوژهای نوین را کم کرد اما قطعا این تلاش‌ها متوقف نشد. اگر ایران مایل باشد امکانات مخفی احتمالی خود را با جدیدترین نسل سانتریفیوژها پر کند (حتی با استفاده از دستگاه‌های کوچک) حدود ۲۰۰۰ دستگاه قادر به تولید سالانه تعداد زیادی از سلاح‌های هسته‌ای در طول یک سال خواهند بود.
هنگامی که ایران به اندازه کافی مواد اولیه در دست دارد، می‌تواند آنها را به سرعت، به سلاح‌های هسته‌ای تبدیل کند که می‌توانند موشک‌ها را مسلح سازند – از جمله آنچه من تصور می‌کنم این است که در کوتاه‌مدت، یک موشک قاره پیمای مشابه کره شمالی روی موشک Hwasong-14 می‌تواند ساخته شود. ایالات متحده آمریکا متخصصان ایرانی را برای کمک به توسعه یک موتور جدید موشک سنگین کره شمالی، که به نظر می‌رسد مربوط به مرحله اول از جدیدترین موشک‌های کره شمالی است تحریم کرده است. تصاویری از موتور فوقانی موشک Hwasong-14 شباهت قابل توجهی به سطوح فوقانی پرتاب کننده‌های فضایی ایران دارد. در سال ۱۹۹۸، کمیسیون رامسفلد قویا پیش‌بینی کرد که کره شمالی و ایران می‌توانند ظرف مدت پنج سال تصمیم‌گیری تخریب و ضربه زدن به ایالات متحده آمریکا را دنبال کنند. این سناریو در آن زمان بدترین حالت ممکن بود. این پیش‌بینی نزدیک به ۲۰ سال پیش بود. فکر می‌کنید حالا ایران چقدر فرصت برای درپیش گرفتن چنین سیاستی نیاز دارد؟ یک موضوع دلداری‌دهنده اینکه با توجه به چرخش زمین، ایران به یک موشک قدرتمندتر از Hwasong-14 نیاز دارد تا به ایالات متحده برسد. بنابراین، می‌توانید فعلا قدری آرام باشید و امیدوار باشید که نمی‌میرید!
توافق بهتری در کار نخواهد بود
به نظر می‌رسد، هیچ چیز نمی‌تواند تهران را مجاب کند که با ساخت سلاح هسته‌ای توافق به‌دست آمده را ویران کند. ایرانیان قبلا نشان داده‌اند که اگر اروپایی‌ها به این توافق ادامه دهند، آنها به ایالات متحده اجازه خواهند داد که در راستای به احترام به توافق نامه، مواردی از جمله بازرسی‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را دنبال کنند. من به‌شدت معتقدم که کنار زده شدن تحریم‌های اتحادیه اروپا برای تقویت ائتلاف سیاسی در تهران که از توافق نامه حمایت می‌کند، کافی است. به نظر فتوای رهبر عالی جمهوری اسلامی ایران علیه بمب هسته‌ای واقعی باشد. شاید محمد جواد ظریف هم عمیقا به خلع سلاح هسته‌ای اعتقاد داشته باشد.
از سوی دیگر با تلاش برای قانع کردن خودمان که همه چیز خوب است وقت‌مان را تلف نکنیم و ظرفیت خودمان را دست کم نگیریم، در حالی که نمی‌توانیم کاری انجام دهیم. کره شمالی سال‌هاست که به طور آشکار درباره توسعه موشک‌های قاره پیمای مسلح هسته‌ای صحبت کرده است. با وجود نشانه‌های آشکار از آنچه در شرف وقوع است ما نتوانستیم کاری را انجام دهیم، در حالی که اعتقاد بر این بود که آنچه امروز می‌بینیم اتفاق خواهد افتاد. من درک می‌کنم که توافق با ایران از تحقیر کامل که بعضی‌ها می‌خواستند بر ایران روا داشته شود تهی بود. من همچنین می‌خواستم ببینم آیا روحانی هم مشاوری همچون «استیو بنن» برای خود انتخاب می‌کند. اما واقعیت همیشه کمی ناامید‌کننده است.
بنابراین فکر نکنید که ما در حال پیش رفتن به سمت یک توافق بهتر هستیم و با چنین خیال باطلی خود را فریب ندهید. به نظر می‌رسد برجام راهی بود که وجود داشت، چرا که ایرانی‌ها دارای اهرم‌های نفوذ زیادی بودند و نه به این خاطر که باراک اوباما می‌خواست به ایرانی‌ها امتیاز دهد. دولت جورج دبلیو بوش خوشحال بود که توافق مشابهی را به دست آورد، چیزی که رکس تیلرسون، اچ آر مک مستر و دیگر مقامات به طور غیرمستقیم پذیرفته بودند.
مفهوم همه این صحبت‌ها این است که اگر تصور کنیم یک توافق بهتر در دسترس است اگر «مایک پنس» یک چهره «حل و فصل‌کننده» از خود نشان دهد، این تصور افسانه‌ای بیش نیست. منطق اینها می‌گوید که دور از چارچوب موافقت شده با کره شمالی حرکت کنید، بازرسی‌ها را تعطیل و به عراق حمله و اوباماکر را لغو کنید. آنها فکر می‌کردند کره شمالی باید فروبپاشد و تصور می‌کردند که در عراق سلاح‌های کشتارجمعی وجود دارد. آنها نمی‌توانند درک کنند که مراقبت‌های بهداشتی می‌تواند یک موضوع بسیار پیچیده باشد.
خب، نمی‌گویم که نمی‌توانید این آینده را ببینید. اگر ما برجام را زیرپا بگذاریم، فرصت انتخاب به تهران تعلق دارد. ایران می‌تواند همه کارهایی را که کره شمالی در صورت نیاز انجام می‌دهد، انجام دهد و من نگران هستم، دیر یا زود، تهران هم به پیونگ یانگ تبدیل شود. بنابراین من به شما می‌گویم که اکنون اگر شما به چیزی مشابه موشک‌های قاره پیمای مسلح هسته‌ای کره شمالی علاقه مندید تلاش کنید هر چه زودتر توافق هسته‌ای با ایران نابود شود.

*جفری لوییس – فارین پالیسی



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *