غولی که بیدار شده و به‌ سادگی نخواهد خفت

100

«بیکاری» واژه ترسناکی است برای خانوارهای ایرانی هرچند در عین ترسناکی دیگر نا آشنا و غریبه با جامعه ایرانی نیست. اصل وجود درصدی از بیکاری در هر اقتصادی پذیرفته شده و به مثابه کالایی در معرض عرضه و تقاضا همواره با کاهش و افزایش روبه‌روست. در اقتصاد‌های پیشرفته شاخص موفقیت یک دولت با ایجاد اشتغال، سنجیده می‌شود و موضوعاتی چون تورم فرع بر اصالت موضوع اشتغال و بیکاری در اقتصاد این دست کشورهاست.
بیکاری و ایجاد اشتغال از آن جمله موضوعات اقتصادی مهم است که افزایش یا کاهش آن درصدهای آن تاثیرات مستقیم اجتماعی دارد. سطح درآمد خانوارها بر کیفیت زندگی و سبدهای فرهنگی و اقتصادی آنها تاثیر مستقیم دارد و از همین روست که افزایش متواتر و رشد اعداد بیکاری در جامعه می‌تواند در نهایت به تکانه‌های شدید سیاسی منجر شود.
در کشور ما آمارها حکایت از بیدار شدن غول بیکاری دارد و با از دست رفتن فرصت مطلوب افزایش درآمدهای نفتی در دهه میانی ۸۰ تا ۹۰، بسیار سخت است که این غول دوباره به خواب فرو رود.
در صفحات پیش رو به این موضوع مهم و راهکارهای بلند‌مدت برای حل آن پرداخته شده است. موضوعی که به نظر می‌رسد مسوولیت در قبال آن فراتر از دامنه دولت‌ها و متوجه عموم جامعه است و نمی‌تواند به شکل بخشی و خرده سیستمی برای آن علاج و چاره‌ای جست. هزینه‌کرد بلندنظرانه در حوزه آموزش و مهارت آموزی و تضمین ثبات سیاسی و سیستمی از مهم‌ترین مولفه‌هایی است که می‌تواند راهکاری تاثیرگذار بر مهار این چالش واقعی باشد.



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *