شهرهایی به اندازه یک بازار

london-copy

شهرگرایی در اقتصادهای در حال ظهور یکی از مهم‌ترین عوامل در رشد جهانی به شمار می‌رود. پیش‌بینی می‌شود تا سال ۲۰۵۰، بیش از ۵ میلیارد نفر از در شهرهای نوظهور جهان زندگی کنند و ۴۴۰ منطقه از این مراکز نیمی از رشد تولید ناخالص داخلی (GDP)جهان را در اختیار خواهند داشت. نرخ رشد اقتصادی و شهرگرایی ارتباط مستقیمی با یکدیگر دارند. در حال حاضر بیش از نیمی از جمعیت جهان در شهرها زندگی می‌کنند و بیش از چهار پنجم GDP جهان نیز از سوی همین جمعیت تولید می‌شود. از سوی دیگر در کشورهای توسعه‌یافته ۸۰ درصد مردم در شهرها زندگی می‌کنند در حالی که در کشورهای با اقتصاد نوظهور این رقم ۵۰ درصد گزارش شده است. براساس تحقیقی که از سوی دفتر مطالعات جمعیت سازمان ملل منتشر شده است، به هر حال در سال‌های آینده شهرهای امروزی بسیار بزرگ و برخی شهرها از جمله داکا، کراچی و لوگاس به بزرگ‌ترین شهرهای جهان تبدیل خواهند شد.

1

در واقع تا سال ۲۰۳۰ بیش از ۸۰ درصد از ۱۰۰ شهر پرجمعیت جهان و ۴۲ درصد از ۵۰ شهر پرجمعیت در اقتصادهای نوظهور خواهند بود.
در این راستا دولت‌ها می‌توانند کارگران را با استفاده از سیاست‌هایی همچون افزایش ساخت‌و‌ساز مسکن، بهبود قوانین کار و توسعه حمل ونقل عمومی به سمت شهرها هدایت کنند. در این میان همچنان که جوان‌ها برای دستیابی به موقعیت‌های شغلی بهتر و درآمدهای بیشتر روانه شهرها می‌شوند، شهرهای هوشمند نقش پررنگ‌تری را ایفا خواهند کرد؛ شهرهایی که از بالاترین میزان استفاده از تکنولوژی بهره می‌برند. شهرگرایی در واقع به معنای توسعه اقتصادی، افزایش تولید و کاهش فاصله تا بازارهاست. در این شرایط زیرساخت‌های اقتصادی همچون آموزش و پرورش، بیمه‌های درمانی و حمل‌و‌نقل نیز بهبود چشمگیری پیدا می‌کند. به هر حال، این خطر نیز وجود دارد که شهرهای اقتصادی جهان بیش ازحد سریع رشد کنند و توان تامین شغل به میزان جمعیت رو به افزایش خود را نداشته باشند. این وضعیت به مسائلی همچون آسیب‌های اجتماعی و مهاجرت به دیگر کشورها منجر خواهد شد.
۱۰ شهر بزرگ جهان در سال ۲۰۳۰ (میلیون نفر)

2
در حال حاضر بسیاری از شهرهای اقتصادی در جهان با ضعف کمبود خطوط مترو مواجه هستند. به طور مثال، بانک توسعه آسیا (Asian Development Bank) در گزارشی اعلام کرده که کشورهای آسیایی باید سالانه ۱.۵ تریلیون برای توسعه زیرساخت‌های خود هزینه کنند که این رقمی معادل ۵.۱ درصد از تولید ناخالص این کشورهاست. با این حال برخی آینده شهرها دیگر ظرفیت توسعه زیرساخت‌ها را ندارند و در حال حاضر بیش از حد بزرگ شده‌اند که این نیز یکی دیگر از چالش‌های شهرهای بزرگ در آینده خواهد بود. علاوه بر این نگرانی‌ها، افزایش جرم و جنایت، افزایش آلودگی هوا، نابرابری و افزایش بیش از حد قیمت مسکن از دیگر چالش‌های پیش روی شهرهای بزرگ خواهد بود. در این شرایط و در حالی که تکنولوژی نیز به خدمت انسان آمده ممکن است بسیاری از شهرها روی گردان شوند و به حاشیه شهرها بروند و از همانجا دورکاری کنند.
با وجود همه اینها تا همینجای کار نیز در برخی کشورها همچون زلاندنو، سوییس و لهستان شهرگرایی به اوج خود رسیده است.

نیمی از شهرهای ثروتمند در آمریکا
گزارش‌های جهانی، در دهه‌های اخیر با رشد اقتصادی کشورهای آسیایی و در حال توسعه توزیع ثروت نیز در جهان تغییر کرده است. در حال حاضر تنها نیمی از شهرهای ثروتمند یعنی با درآمد بالا در جهان در ایالات متحده آمریکا هستند و نیمی دیگر در کشورهای اروپایی و آسیا قرار دارند. این در حالی است که در بسیاری از زمینه‌های دیگر همچون بودجه نظامی و آموزش عالی آمریکا همچنان در صدر کشورهای دیگر قرار دارد.
براساس گزارش موسسه بروکینگ (Brookings Institution,) نیمی از ۲۰ کلان‌شهر با درآمد بالا در آمریکا قرار دارند و ۱۰ شهر دیگر در اروپای غربی و آسیای میانه هستند.
این فهرست براساس مقایسه میزان تولید ناخالص (GDP) در میان ۳۰۰کلان‌شهر جهان به دست آمده است. در میان شهرهای بررسی شده ۲۰۴ شهر از کشورهای توسعه‌یافته و دیگر ۹۶ شهر از کشورهای در حال توسعه همچون چین و هند انتخاب شدند.
با توجه به اندازه اقتصادی همچون بورس، تجارت و تولید ناخالص داخلی آمریکا اینکه نیمی از شهرهای ثروتمند در این کشور قرار دارند چندان شگفت انگیز نیست.

3
با تمام اینها، همه کارشناسان با رشد سریع اقتصادی شهرها موافق نیستند و لازم است مسوولان و شهرداران راه‌هایی را برای رشد متناسب و پایدار در دستور کار خود قرار دهند؛ امری که از سوی برخی شهرهای توسعه‌یافته در دنیا اجرایی شده است. ملاحظات زیست محیطی، کاهش نرخ بیکاری، کاهش آلودگی هوا و بسیاری از عوامل دیگر از جمله شرایط رسیدن به رشد اقتصادی پایدار در کشورها محسوب می‌شود.
در این زمینه، مفاهیمی چون رقابت‌پذیری شهری (Urban Competitiveness)، شهر هوشمند (Smart city)، شهر خلاق (Creative City) یا بهبود محیط کسب‌و‌کار به رویکردها و مفاهیمی شناخته شده برای برنامه‌ریزان، مدیران و سیاست‌گذاران شهری بدل شده است. اکنون به غیر‌از شهرهای جهانی تراز اول جهان، شهرهای پیشتاز اروپا، آسیا و خاورمیانه نیز تلاش برای هماهنگ‌سازی‌ و تعامل مثبت اقتصادی با جریان جهانی شدن را آغاز کرده‌اند و دست به تحول و تجدید ساختار در رویکردهای برنامه‌ریزی توسعه و حکمروایی خود زده‌اند تا بتوانند در عرصه رقابت‌پذیری و جریان کلان جهانی شدن از توفیق بیشتری برخوردار شوند.
اگرچه در شکل‌گیری محیط اقتصاد محلی و فضای کسب‌و‌کار، عوامل مختلفی چون شرایط جهانی و بین‌المللی، ثبات سیاسی کشور، امنیت اقتصادی، عوامل فناوری، نیروهای بازار (‌رقابت)، عوامل فرهنگی و اجتماعی، فرهنگ و نگرش مدیران، فرهنگ جامعه شرایط اقتصادی کشور و… که عمدتا متاثر از محیط جهانی و ملی‌اند دخیل هستند اما به‌نظر می‌رسد نمی‌توان از نقش مدیریت شهری در این زمینه و به‌ویژه در حوزه تامین زیرساخت‌های مرتبط با توسعه اقتصادی، ایجاد ساز‌وکارهای هدف‌گذاری و سیاست‌گذاری اقتصادی در مقیاس محلی و نیز بهبود و اصلاح رویه‌ها و فرآیندهای حامی توسعه کسب‌و‌کار غافل شد. باید توجه کرد که هرچه محیط کسب‌و‌کار در شهر تهران بهبود یابد، سهم این شهر در جریان اقتصاد ملی و جهانی افزایش خواهد یافت و در نتیجه کل شهر و نیز نظام مدیریت شهری، از امکان دستیابی به منابع مالی و درآمدی گسترده‌تر و پایدارتر، برخوردار خواهند شد.



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *