آشوب در کاخ سفید

29Vatican4-superJumbo

گزافه نیست اگر ادعا شود که کاخ سفید در هیچ دورانی به اندازه دوران کوتاهی که از حضور دونالد ترامپ در مقام ریاست جمهوری آمریکا می‌گذرد بی‌نظم اداره نشده است. آمریکا در دوره‌ای پر از بحران و مساله در حوزه سیاست خارجی، رییس‌جمهوری دارد که از طریق شبکه‌های اجتماعی با سیاستمداران و رسانه‌ها صحبت می‌کند و هفته‌ای ده‌ها توییت که در حساب توییتری رییس‌جمهور منتشر می‌شود، پیوسته دستگاه دولت در ایالات متحده را با حاشیه مواجه می‌کند. بسیاری از ناظران مسائل آمریکا بر این نظرند که جامعه ایالات متحده هیچگاه به اندازه کنونی قطبی نبوده و شکاف احزاب با یکدیگر و حتی شکاف‌های درون حزبی بیش از گذشته به چشم می‌خورد. ماشین دولت فدرال آمریکا همواره مثالی قوی از نظم در اداره امور بوده اما از زمانی که ترامپ به کاخ سفید آمده اصلی‌ترین ستون‌های دولت پی‌در‌پی اخراج شده یا از سمت‌های‌شان استعفا داده‌اند. ابتدا مایکل فلین، مشاور امنیت ملی که به علت ارتباط با روسیه استعفا داد ضربه اول را به حیثیت و اعتبار کاخ سفید وارد کرد و نشان داد که قرار نیست در این دوره شاهد نظم و ثباتی باشیم که در دوران روسای جمهور قبلی بر کاخ سفید حاکم بود. پس از آن اسکاراموچی مدیر امور ارتباطات کاخ سفید با افشای فایل صوتی اظهارات توهین‌آمیزش علیه ریس پریبائوس، رییس ستاد کارکنان کاخ سفید مجبور به استعفا شد و پس از آن نوبت به خود پریبائوس رسید که در مقام رییس کمیته ملی حزب جمهوریخواه کمک بسیاری به ترامپ کرده بود.
ترامپ برای مسلط شدن به امور یکی از ژنرال‌های خوش سابقه آمریکایی، جان کلی را که با انتخاب ترامپ به جایگاه وزیر امنیت داخلی رسیده بود به ریاست ستاد کارکنان کاخ سفید و رییس دفتر رییس‌جمهور منصوب کرد. رییس دفتر رییس‌جمهور وزن بسیار بالایی در مناسبات کاخ سفید دارد. تعیین وقت ملاقات و افرادی که می‌توانند با رییس‌جمهور مستقیما دیدار کنند بر عهده رییس دفتر است و همچنین ارتباط رییس‌جمهور با کنگره نیز از سوی رییس دفتر تنظیم می‌شود. انتخاب جان کلی این امیدواری را ایجاد کرده که رییس‌جمهور قرار است دست‌کم از تداوم حاشیه‌ها در کاخ سفید جلوگیری کند. اما شاید مهم‌ترین قسمت دومینوی برکناری نزدیکان ترامپ از کاخ سفید، ابتدا کنار گذاشتن وی از شورای عالی امنیت املی آمریکا توسط ژنرال مک مستر مشاور امنیت ملی رییس‌جمهور و سپس برکناری وی از جایگاه استراتژیست ارشد کاخ سفید است که این دومی با مدیریت جان کلی رییس دفتر قدرتمند رییس‌جمهور رقم خورده که نشان داده برای بازگرداندن نظم و استحکام به امور، کمترین ملاحظه ندارد. حالا تیم جدید کاخ سفید متشکل از ژنرال مک مستر و جان کلی باید با رییس‌جمهوری کار کنند که کمترین آشنایی با اداره امور دولت و ماهیت مسائلی که آمریکا با آن روبه رو است ندارد. ارتباط‌گیری با مردم و رسانه‌ها از طریق توئیتر به‌عنوان نقطه منفی مدیریت ترامپ شناخته می‌شود.
اما از آن مهم‌تر ارتباط کمپین انتخاباتی ترامپ با روسیه است که منجر به تشکیل تیم تحقیقاتی ویژه از سوی کنگره شده است و رابرت مولر، رییس اسبق اف‌بی‌آی که مورد احترام دوحزب اصلی در آمریکاست ریاست این تیم تحقیقاتی را بر عهده گرفته است. شاید اگر این تیم تحقیقاتی به این نتیجه برسد که روسیه در انتخابات آمریکا دخالت کرده و ترامپ از این دخالت برای کسب پیروزی استفاده موثر کرده پایان کار ترامپ رقم بخورد اما احتمال این مساله با توجه به اکثریت حزب جمهوریخواه در کنگره اکنون چندان زیاد نیست.

تردید در میان متحدان
حالا ژنرال‌هایی نظیر مک مستر در شورای امنیت ملی و جان کلی در کاخ سفید و دانفورد در ستاد مشترک ارتش در تلاشند تصویری تازه از آمریکا ترسیم کنند و اطمینان را به متحدان آمریکا در سراسر جهان بازگردانند. ژنرال جوزف دانفورد به صراحت گفته است قصد آمریکا این است که از نظم بین‌المللی دفاع کند و ضرورت دفاع از نظم سیاسی و اقتصادی حاکم بر جهان کنونی دقیقا همان نکته‌ای است که رهبران اروپای غربی نگران نگرش‌های ترامپ در مورد آن بوده‌اند. اروپا خواهان حفظ روندهای موجود در جهان است و خواستار دفاع از پیمان‌های دفاعی و تجاری است که حاصل سال‌ها تلاش دنیای غرب برای مدیریت جهان است.
امری که با حضور ترامپ در کاخ سفید درباره آن تردیدهای جدی ایجاد شده بود. تیلرسون، وزیر امور خارجه نیز از همان ابتدا نشان داد قصد دارد شبیه به روندهای گذشته که برای سال‌ها در حوزه سیاست خارجی آمریکا در جریان است کشتی سیاست خارجی را به پیش ببرد. اولین اختلاف آشکار با دونالد ترامپ، توافق هسته‌ای با ایران بود. تیلرسون اعلام کرد که ایران به توافق هسته‌ای پایبند بوده اما ترامپ به تیمی جدید در کاخ سفید دستور داد بر توافق هسته‌ای با ایران نظارت کنند و بهانه‌ای پیدا کنند تا رییس‌جمهور آمریکا مجبور نباشد پایبندی ایران به توافق را تایید کند. در اقدامی کم سابقه رییس‌جمهور آمریکا از وزیر امور خارجه انتقاد کرد و تیلرسون هم اعلام کرد با رییس‌جمهور اختلاف دارد. در چند دهه اخیر سابقه نداشته است که رؤسای جمهور در رسانه‌ها از یکی از اصلی‌ترین اعضای تیم شان وزیر امور خارجه انتقاد کنند.
ترامپ بیش از هر زمان دیگر دستگاه تصمیم‌گیری در سیاست خارجی را با بحران مواجه کرده است.
شخصیت‌های استخوان خرد کرده‌ای مانند مک مستر نگران پیامد دخالت‌های موثر نزدیکان ترامپ، افرادی نظیر کوشنر داماد وی و تا همین چندی قبل استیو بنن بر روند تصمیم‌گیری‌های کاخ سفید بودند. تاکنون تیم مک مستر و و همچنین جان کلی موفق شدند مزاحمانی همچون استیو بنن را از دایره تاثیر بر تصمیمات رییس‌جمهور خارج کنند اما بازگرداندن اعتماد به متحدان، ماموریتی است بسیار دشوار که این افراد باید این مهم را به انجام برسانند. اصلی‌ترین چالش میزان التزام آمریکا به تعهداتی است که سال‌ها محل اشتراک نظر آمریکا و اروپا بود. تیم امنیت ملی آمریکا که اکنون از اطرافیان ترامپ پاکسازی شده باید برای متحدان ایالات متحده را قانع کند که سیاست «اول آمریکا» به معنانی زیر پا گذاشتن تعهدات آمریکا و بی‌توجهی به منافع مشترک آمریکا و اروپا نیست. ترامپ با اعلام حمایت مطلق از کالاهای داخلی، بازنگری سیاست تجاری با چین، مساله ناتو به‌عنوان محوری‌ترین پیمان دفاعی غرب، انتقال سفارتخانه آمریکا از تل آویو به بیت‌المقدس و همچنین لغو پیمان نامه‌های تجارت آزاد با دیگر کشورها و توافق هسته‌ای با ایران به شدت متحدان خود در اروپا را نگران کرده است. تیم امنیت ملی به رهبری ژنرال مک مستر، وزیر دفاع جیمز متیس به دنبال تضعیف نقش امثال استیو بنن در سیاست‌گذاری امنیت ملی آمریکا هستند و متحدان آمریکا نیز بی‌میل نیستند که دست کم نگاه مک مستر بر سیاست و تجارت خارجی آمریکا حاکم شود.

سایه جنگ بر روابط خارجی
بعد از سال‌ها که شبه جزیره کره بیش و کم در آرامش به سر می‌برد حضور ترامپ در این جایگاه بیش از گذشته احتمال تنش در این منطقه حساس را بالا برده است. آزمایش‌های موشکی کره شمالی و تهدید واشنگتن از سوی پیونگ یانگ، باعث شد ترامپ با لحنی کم سابقه در این مورد صحبت کند. ترامپ اعلام کرد در صورتی که پیونگ یانگ آمریکا را تهدید کند ایالات متحده با «آتش و خشم پاسخی خواهد داد که دنیا به چشم ندیده است.» بعد از این لحن غیر دیپلماتیک و خشن که از سوی کارشناسان امنیت ملی آمریکا نیز نامناسب تشخیص داده شد مقامات آمریکایی دیگر نظیر رکس تیلرسون سعی کردند از سطح تنش بکاهند و به جای ادبیات جنگی بر تلاش‌های دیپلماتیک بیفزایند. بعد از آن بود که آمریکا به رایزنی با متحدانش تلاش کرد با تصویب قطعنامه‌ای در شورای امنیت، فعالیت‌های نظامی و هسته‌ای کره شمالی را کنترل کند. تحریم صادرات سنگ آهن، ذغال سنگ، سنگ‌های معدنی و محصولات دریایی از جمله تحریم‌های اعمال شده در قطعنامه سازمان ملل است.
دولت ترامپ اما نشان داده در مورد کره شمالی تنها به تحریم‌ها فکر نمی‌کند. مقامات نظامی آمریکا برای پاسخ متناسب نظامی به حملات احتمالی کره شمالی با مقامات کره جنوبی رایزنی کرده است. کره شمالی نمونه دیگری است از آزمایش سیاست خارجی ترامپ در عرصه عمل. ترامپ تصور می‌کرد با کنار گذاشتن لحن آرام و نرم باراک اوباما و اتخاذ لحن و سیاست تهاجمی می‌تواند بحران کره شمالی را حل کند. اما سیاست تهاجمی نه تنها مشکل را حل نکرد بلکه بر شدت تنش افزود و احتمال وقوع جنگ را افزایش داد. در همین مدت کوتاه کره شمالی آزمایش‌های موشکی را پی‌در‌پی تکرار کرد. ساخت اقتصادی و اجتماعی کره شمالی و سال‌ها زندگی در شرایط سخت این امکان را به حکومت کره شمالی داده که همچنان استراتژی دستیابی یه تسلیحات هسته‌ای را ادامه دهد و تحریم‌های سنگین نیز نتواند بر تصمیم مقامات این کشور تاثیر بگذارد. عادات مردم کره شمالی و انزوای مردم آن از سایر نقاط جهان، اقتضائاتی برای مسائل اقتصادی و معیشتی مردم ایجاد کرده که امکان تاثیرگذاری فشارهای اقتصادی بر سیاست‌های هسته‌ای آن را به حداقل رسانده است. از همین روست که سوزان رایس، مشاور امنیت ملی آمریکا در دوران ریاست جمهوری اوباما، به دونالد ترامپ توصیه کرده که به زندگی با کره شمالی هسته‌ای عادت کرده و آن را بیاموزد. اما باید دید در این شرایط که سیاست داخلی آمریکا بیش از هر زمان دیگری دچار چند دستگی و کمترین سطح اتفاق نظر است پرونده‌های گوناگون سیاست خارجی نظیر مساله کره شمالی چگونه حل می‌شود.



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *