اختلاف ثروتمندان

rtx3ahb3-e1499441445564

تجارت آزاد در چند دهه گذشته به یکی از ستون‌های دنیای امروز تبدیل شده است. کارشناسان و نظریه‌پردازان مسائل بین‌المللی تقریبا در این نقطه اجماع نظر دارند که مبادله آزاد کالا و خدمات یکی از اصلی‌ترین مولفه‌های نظام اقتصاد بین‌المللی است که در سال‌های پس از جنگ جهانی دوم شکل گرفت. این نظام اقتصادی مبتنی بر تجارت آزاد علاوه بر آنکه در دهه‌های ۷۰ و ۶۰ میلادی به افزایش استانداردهای زندگی در سراسر جهان کمک می‌کرد، در خدمت کشورهای توسعه‌یافته‌ای نیز قرار گرفت که قدرت‌های اصلی جهان در ۶۰ سال گذشته هستند. اهمیت نظم بین‌المللی موجود که شالوده آن بر تجارت آزاد قرار گرفته است برای یک کشور، بیش از سایر بازیگران بین‌المللی است. ایالات متحده آمریکا به‌عنوان ابرقدرت سیاسی و اقتصادی جهان همواره در قامت مروج و حافظ جریان آزاد مبادله کالا و خدمات عمل کرده است. بسیاری از نظریات در حوزه روابط و اقتصاد بین‌الملل تولید شد که توضیح‌دهنده نقش آمریکا در تجارت آزاد و به طور کلی ثبات نظام اقتصادی حاکم بر جهان بود. تجارت جهانی در ۶۰ سال گذشته گسترشی فوق‌العاده پیدا کرد و به دنبال آن نهادهایی نیز تاسیس شدند که بتوانند محتوای لیبرال نظم اقتصاد بین‌المللی را سازماندهی کنند. صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی بعد از پایان عصر برتون وودز تشکیل شدند که اصلی‌ترین تعیین‌کنندگان دستور کار برای آنها نیز کشورهای غربی به‌ویژه عمده‌ترین آنها، ایالات متحده آمریکا است.
برای سال‌ها قدرت‌های جهانی در قالب کلوب‌های تجاری و متحد با یکدیگر از منافع اقتصادی جهانی بهره‌مند می‌شدند. جهانی شدن، عصری پر از منفعت برای کشورهای قدرتمند جهان رقم زد اما با شروع قرن بیست و یکم بود که قدرت‌های دیگری نیز از گوشه و کنار عالم قد علم کردند. مکانیسم‌های اقتصاد جهانی به بسیاری از کشورها این امکان را داد که در مدت یکی دو دهه از فقر گسترده رهایی یابند و به میزانی از رشد اقتصادی و حتی توسعه برسند. شاید مهم‌ترین مصداق برای این کشورها اقتصادهای نوظهوری مانند چین، هندوستان و برزیل باشند که از اواخر قرن بیستم و اوائل قرن حاضر با رشد اقتصادی بالا میلیون‌ها نفر را از فقر کامل خارج کردند و توانستند وارد باشگاه قدرتمندان جهان شوند. کشورهایی که توانستند بلوک عمدتا غربی قدرت در اقتصاد جهانی را قانع کنند که وقت آن رسیده تا دیگر کشورها نیز در مذاکرات برای تعیین مسیر تجارت جهانی وارد شوند.
گروه جی ۲۰ که متشکل از ۲۰ قدرت اقتصادی دنیا است اما اکنون با چالشی کم سابقه مواجه شده است. تجارت جهانی هنوز نتوانسته بود با خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا و دشواری‌های آن کنار بیاید که رأی مردم آمریکا دردسر بزرگ‌تری برای تجارت جهانی ایجاد کرد. نامزد جمهوریخواهان به ریاست جمهوری رسیده بود. در ابتدا این خبر می‌تواند برای حامیان تجارت آزاد جهانی خبر خوبی باشد اما تفاوت این نامزد جمهوریخواه با گذشتگان این بود که دونالد ترامپ بر خلاف اسلاف خود از منتقدان تجارت آزاد بود. رییس‌جمهور جدید آمریکا با شعار مخالفت با نحوه مبادلات تجاری میان آمریکا با سایر کشورها بود که توانست نظر مساعد بسیاری از کارگران صنعتی را جلب کند و ایالت‌های معروف به کمربند زنگ زده (پنسیلوانیا، ویسکانسین، میشیگان) از رقیب دموکرات خود ببرد و به کاخ سفید راه یابد.
ترامپ از همان ابتدا آشکارا با پیمان نفتا که همکاری تجاری آزادانه میان کشورهای کانادا، مکزیک و آمریکا را تضمین می‌کند مخالفت کرد و تهدید کرد که باید این پیمان بازنگری شود. چین دیگر کشوری بود که ترامپ از میزان مبادلات تجاری آن با آمریکا ابراز نگرانی و اعلام کرد احتمالا برای کاهش کسری تراز تجاری که میان دو کشور و به ضرر آمریکا در جریان است بر کالاهای چینی تعرفه وضع خواهد کرد. خروج از پیمان پاریس که برای مقابله با تغییرات اقلیمی میان کشورهای جهان منعقد شده نیز از دیگر سازهای مخالفی است که ترامپ برای کشورهایی زده است که متحد آمریکا قلمداد می‌شوند. ماه جاری سران بیست قدرت اقتصادی جهان نشست خود را در هامبورگ آلمان برگزار کردند و برای نخستین مرتبه بود که دونالد ترامپ در مقام ریاست جمهوری آمریکا در آن شرکت می‌کرد. واضح است که آمریکا در اقتصاد بین‌الملل دارای نقشی است که نمی‌توان بی‌اعتنا از کنار آن گذشت. ترامپ با شعار «اول، آمریکا» به اجلاس جی ۲۰ وارد شد که نشان‌دهنده مسیری است کاملا بر خلاف سیاست‌های سایر قدرت‌های اقتصاد جهانی نظیر اروپا،
چین و ژاپن.

اقتصاد قدرتمند؛ اهرم فشار ترامپ
آمریکا اکنون در مخالفت با تجارت آزاد و قراردادهای اقتصادی در میان قدرت‌های برتر جهانی منزوی شده است. اتحادیه اروپا از برگزیت به بعد موضع خود را تقویت کرده است. بعد از برگزیت و پیامدهایی که هنوز همه ابعاد منفی و تاثیر آن بر اقتصاد بریتانیا آشکار نشده بسیاری را در اروپا به این باور رسانده است که لازم است روند همگرایی را در میان خود تقویت کنند. این روند بعد از انتخابات ریاست جمهوری فرانسه و انتخاب یکی از حامیان اتحادیه اروپا امانوئل ماکرون شدت نیز گرفت. محور آلمان و فرانسه در اتحادیه اروپا مستحکم‌تر شده است. از سوی دیگر چین نیز در حالی که متحدان اروپایی آمریکا از مواضع ترامپ ناراضی هستند بر آزادی تجارت تاکید می‌کند و سعی می‌کند روابط اقتصادی محکم‌تری را با اروپایی‌ها بنا کند. از همین روست که اروپا به دنبال برقراری مکانیسم‌های گسترش روابط تجاری خود با سایر قطب‌های اقتصاد جهانی است. ژاپن به‌عنوان سومین قدرت اقتصادی دنیا و اتحادیه اروپا قرار است قرارداد تجارت آزاد منعقد کنند. اروپا و ژاپن در سطحی گسترده به دنبال مبادله کالا هستند. قرار است اتحادیه اروپا مرزهای خود را به روی تولیدات صنایع اتومبیل ژاپن که از توسعه‌یافته‌ترین شاخه‌های صنعتی این کشور است باز کند. در عوض ژاپن نیز پذیرای لوکوموتیوهای ساخت کشورهای اروپایی و مواد‌غذایی و تولیدات کشاورزی از قبیل پنیر و شکلات خواهد بود. این قرارداد تجاری گسترده میان اروپا و ژاپن یادآور عصر امضای قراردادهای تجارت آزادی مانند پیمان نفتا است. کانادا نیز به‌عنوان یکی از هفت قدرت اقتصادی جهان برای امضای قرارداد تجارت آزاد با اروپا اعلام آمادگی کرده است.
در صورتی که توافق میان اتحادیه اروپا و ژاپن در خصوص امضای موافقت‌نامه تجارت آزاد نهایی شود می‌تواند نشانه‌ای باشد برای کشورهای دیگری که در اقتصاد جهانی نقش دارند. این قرارداد می‌تواند به الگویی برای امضای قرار دادهای تجاری دو یا چندجانبه تبدیل شود. ترامپ به هرگونه قرارداد تجاری مبتنی بر مبادلات آزاد را به دیدی همراه با سوء ظن می‌نگرد. پیش از این ترامپ به تلاش‌هایی که برای امضای قرارداد تجاری میان آمریکا با ژاپن و سایر کشورهای آسیایی در جریان بود پایان داد و تهدید کرد که از قراردهای تجاری مانند نفتا و همچنین یک قرارداد تجاری جداگانه میان آمریکا و
کره جنوبی خارج می‌شود. ترامپ قبل از اجلاس جی ۲۰ در یک تصمیم‌گیری تعیین‌کننده به دنبال این است که محدودیت‌های تجاری جدید برای واردات فولاد از کشورهای اروپایی اعمال کند که با اعتراض شدید کشورهایی مانند آلمان رو‌به‌رو شده است. گروهی از مشاوران ترامپ در خصوص پیامدهای این تصمیم به رییس‌جمهوری آمریکا هشدار داده‌اند و اعلام کرده‌اند این تصمیم می‌تواند به یک شکست اقتصادی منجر شود. ترامپ همچنین در نظر دارد محدودیت‌هایی را بر صادرات فولاد چین اعمال کند. کارشناسان اقتصادی معتقدند ترامپ در صورت موفقیت در اعمال محدودیت‌های مذکور اراده ترامپ برای به چالش کشیدن همه قراردادهای تجاری که براساس مکانیسم‌های تجارت آزاد تنظیم شده‌اند تقویت می‌شود اما در صورتی که رهبران قدرت‌های اقتصادی جهان با سیاست‌های اقتصادی ترامپ در حوزه تجارت جهانی مخالفت کنند می‌تواند انزوای واشنگتن را در میان متحدانش به دنبال داشته باشد. نشست ۲۰ قدرت اقتصادی جهان، برای آینده نظم اقتصادی دنیا در مقابل انتخاب‌های متعددی قرار گرفته است. مسیر اقتصاد جهانی در آینده در گروی نحوه تنظیم سیاست‌های تجارت جهانی است که توسط قدرت‌های بزرگ
صورت می‌گیرد.
استراتژی آمریکا به رهبری ترامپ مشخص است. ترامپ می‌خواهد از قدرت اقتصادی آمریکا برای بازنگری در قراردادهای تجاری و مذاکره مجدد درخصوص قراردادهایی که قبلا امضا شده‌اند استفاده کند. در حالی‌که سایر قدرت‌های اقتصادی به دنبال دور زدن آمریکا و امضای قراردادهای دوجانبه با سایر کشورها هستند. آمریکا فشار تجاری به چین را در اولویت قرار داده و به دنبال آن است که تا دیگر کشورها را نیز قانع کند تا فشار به اقتصاد چین را افزایش دهد. صنایع فولاد یکی از موارد مناقشه میان چین و آمریکا است. آمریکا فولاد زیادی از چین وارد نمی‌کند اما معتقد است سوبسیدی که دولت چین به کارخانه‌های فولادسازی می‌دهد باعث کاهش قیمت فولاد چین شده است و این به صادرات محصولات صنعتی آمریکا آسیب زده است. تنش میان دو شبه جزیره کره نیز در روابط اقتصادی و سیاسی آمریکا و چین سایه انداخته و مناقشه تجاری را افزایش داده است. آمریکا همچنین به صراحت از سیاست‌های تجاری آلمان نیز انتقاد کرده و خواستار افزایش موازنه میان صادرات و واردات کالا از آلمان شده است اگرچه لحن انتقاد آمریکا از آلمان با مناقشه تجاری این کشور با چین متفاوت است. میزان صادرات آلمان به آمریکا بسیار بیشتر از واردات از آمریکاست. آلمان در سال ۲۰۱۶ بیش از ۶۴ میلیارد دلار به ایالات متحده اتومبیل صادر کرده
است.
خروج آمریکا از قرارداد پاریس درباره تغییرات اقلیمی نیز به انتقادات کشورهای غربی از آمریکا دامن زد. اختلاف نظر کشورهای غربی بر سر موضوعاتی مانند تغییرات اقلیمی و سیاست‌های حمایت‌گرایانه در اقتصاد شکافی کم‌سابقه میان قدرت‌های اقتصادی به وجود آورده که باید به انتظار مشخص شدن تاثیرات میان‌مدت و بلندمدت آن بر تجارت جهانی بود.



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *