آینده تروریست‌ها

763291_109

در پایان سال ۲۰۱۶، ابوبکر البغدادی، سرکرده گروه تروریستی داعش (ISIS)، اعلام کرد که حوزه قلمرو داعش گسترش پیدا کرده و برخی از فرماندهان، رسانه‌ها و ثروت داعش به آفریقا منتقل شده است.
مجله دابق که به‌عنوان ارگان رسانه‌ای داعش شناخته می‌شود ترسیم گستره خلافت داعش در آفریقا پرداخت. بر این اساس این قلمرو مشتمل می‌شد از «سودان، چاد و مصر که استان آلکینانای خلافت نام گذارده شده‌اند؛ منطقه‌ای که شامل اریتره، اتیوپی، سومالی، کنیا و اوگاندا می‌شود و از آن به‌عنوان استان حبشه یاد شده است؛ منطقه شمال آفریقا شامل لیبی، تونس، مراکش، الجزایر، نیجریه، نیجر و موریتانی که به‌عنوان استان مغرب خوانده شده است و بدین ترتیب، این استان‌ها بخش‌های مختلف خلافت را از هم متمایز کرده‌اند.»
هر چند عدم تطابق گروه بندی‌های قومی زبانی در هر یک از این استان‌های خلافت داعش غیرقابل انکار است اما در هر حال علاقه داعش به حضور در آفریقا از ابتدا وجود داشته و در قالب بخشی از چشم‌انداز داعش برای ایجاد یک خلافت جهانی مورد تاکید قرار داشته است.
سنگرهای داعش در میدان جنگ عراق و سوریه از سال ۲۰۱۵ وجود داشته است، با این حال، این پرسش مطرح است که: آرزوهای آفریقایی داعش چه تاثیراتی بر قاره آفریقا می‌تواند داشته باشد. یک نقطه شروع مفید در رابطه با این سوال این است که بدانیم که تهدید گروه‌های اسلام‌گرای خشن در آفریقا یکپارچه نیست و از انواع نهادهای مجزا تشکیل شده است. در اکثر موارد، گروه‌ها از لحاظ جغرافیایی پراکنده هستند و هر کدام در منطقه‌ای با اهداف ارضی یا سیاسی محلی متمرکز شده‌اند.
به طور خاص، موسسه آفریقایی مطالعات استراتژیک پنج دسته عمده از گروه‌های شبه نظامی اسلام گرا در آفریقا را شناسایی کرده است. این گروه‌ها در سطح قاره از این قرارند: بوکوحرام، ال شباب، گروه‌های وابسته به داعش در شمال آفریقا، القاعده در مغرب اسلامی و گروه‌های متمرکز در صحرای سینا که در ادامه به بررسی آنها خواهیم پرداخت.
روابط داعش با اینها و نفوذ هر یک از گروه‌های یاد شده به طور گسترده‌ای متفاوت است. در نتیجه، چشم‌انداز آینده داعش در سوریه و عراق می‌تواند بازتاب‌های متنوعی در سراسر آفریقا داشته باشد.
بوکوحرام: در حالی که رهبر بوکو حرام ابوبکر شیکاو، در سال ۲۰۱۵ از اعلام وفاداری گروه متبوعش به داعش خبر داد، حمایت داعش از بوکو حرام از آن زمان حاشیه‌ای بوده است. اگر چه از آن زمان به بعد شواهدی هر چند محدود از روابط عمومی بهبود یافته توسط بوکو حرام وجود دارد، با این حال، نشانه‌هایی اندک وجود دارد دال بر اینکه داعش تاثیر استراتژیک معناداری بر بوکوحرام ایجاد کرده باشد و کنترل سازمانی، بودجه، دارایی، یا مبارزان برای حمایت از عملیات بوکوحرام را مورد حمایت قرار داده باشد.
در عوض، مبارزان بوکوحرام هنوز به میزان گسترده‌ای به عملیات خود از شمال شرقی نیجریه با تمرکز عملیات در نیجریه و مناطق مرزی کامرون و نیجر ادامه داده‌اند. بر این اساس ادامه تنزل قابلیت‌های داعش در سوریه و عراق، بر این اساس، به احتمال زیاد نمی‌تواند تاثیر قابل توجهی بر ظرفیت عملیاتی بوکو حرام یا تمرکز فعالیت‌های آنها داشته باشد. به طور مشابه، اگر داعش در آینده بتواند مجدد قلمرو و منابع خود در خاورمیانه را توسعه دهد انتظار نمی‌رود که این امر به حمایت اضافی برای بوکو حرام به‌ویژه در آینده نزدیک بینجامد.
تاثیر اصلی داعش در بوکو حرام، در مقابل، شهرت بوده است. هم پیمانی داعش و بوکوحرام کمک کرده به ترسیم این چشم‌انداز که داعش یک خلافت اسلامی جهانی را در نظر دارد. این تصویر بسیار جذاب به مبارزان جوان برای جهاد انگیزه می‌دهد. به این ترتیب، تعهد بوکوحرام به وفاداری به داعش در مارس ۲۰۱۵ به طور گسترده‌ای به‌عنوان یک فرصت برای افزایش بخت و اقبال ضعیف بوکوحرام برای موفقیت در شمال شرق نیجریه دیده می‌شد. بنابراین از این منظر و از حیث انگیزه‌های ایدئولوژیک آینده داعش در سوریه و عراق به احتمال زیاد بیشترین تاثیر را در بوکو حرام خواهد داشت. اگر داعش شکست بخورد و رویاپردازی آن برای رهبری یک خلافت جهانی پایان یابد، بخش قابل توجهی از این جاذبه‌های ایدئولوژیک و انگیزه و نیروی تازه برای مبارزان بوکوحرام احتمالا از میان خواهد رفت.
ال شباب: الشباب در سال ۲۰۱۶ با اقدام علیه دولت شکننده سومالی و نیروهای آمیسوم ظهوری مجدد را تجربه کرد. الشباب تقریبا به طور کامل متمرکز در سومالی است و از پس رقابت‌های سیاسی و قبیله ‌های متمرد در سومالی، به دنبال ارائه روایتی خشونت‌آمیز از اسلام در این کشور است. این گروه تا به حال وابستگی طولانی به القاعده داشته و نگاه آن به داعش خصمانه بوده است. تلاش‌های عناصر جدایی طلب آل‌شباب در سومالی در سال ۲۰۱۶ برای ایجاد وابستگی به داعش به‌شدت توسط سرکردگان آل‌شباب رد شد.
بنابراین سرنوشت داعش در عراق و سوریه به احتمال زیاد اثر معناداری بر آل‌شباب در کوتاه‌مدت نخواهد داشت و آینده افراط‌گرایی اسلامی در سومالی تحت تاثیر عوامل و معادلات دیگر در این کشور است.
گروه‌های مرتبط با داعش در شمال آفریقا: گروه‌های وابسته به داعش در تونس و لیبی در سال ۲۰۱۴، مدت کوتاهی پس از افزایش دامنه فعالیت‌های داعش در عراق و سوریه ظاهر شدند. با این حال، نقش آفرینی این گروه‌ها به میزان قابل توجهی متفاوت است. تونس به‌عنوان یک منبع تغدیه نیروهای داعش در سوریه از طریق گروه انصارالشریعه خدمت کرده است. برآورد می‌شود حدود ۶،۵۰۰ تونسی-بیش از هر کشور دیگری- برای کمک به داعش راهی سوریه و عراق شده‌اند. فراخوان ایدئولوژیک داعش برای ایجاد یک خلافت جهانی آشکارا و عمیقا در گوش بسیاری از جوانان از خود بیگانه تونسی طنین انداز شد.
شکست داعش در عراق و سوریه می‌تواند یک مسیر تغذیه معکوس از مبارزان تونسی ایجاد کند که با بازگشت به تونس به بی‌ثباتی در این کشور دامن خواهند زد. در حالی که انصار الشریعه مسئول تعدادی از حملات بزرگ در تونس (و به میزان کمتر الجزایر) در سال‌های اخیر بوده است، بازگشت مبارزان با تجربه، می‌تواند قابلیت‌های آنها برای ایجاد بی‌ثباتی در تونس را افزایش دهد. بنابراین، به نظر می‌رسد تونس بیش از هرکشور آفریقایی ثبات و آرامش خود را با ادامه حیات داعش در سوریه و عراق مرتبط می‌بیند.
در لیبی، فعالیت‌های داعشی‌ها در سرت شایع‌ترین فعالیت داعش در آفریقا بوده است. با این حال، داعشی‌ها از پشتیبانی بومی در لیبی برخوردار نیستند. حضور داعشی‌ها در این منطقه می‌تواند به مکانی برای بازگشت نیروهای مبارز از سوریه و عراق تبدیل شود. هر چند ادامه حیات داعشی‌ها در لیبی بیشتر بازتابی از عدم وجود یک قدرت حکومت مرکزی مقتدر است و نشانه‌ای از حمایت محلی که برای ادامه حیات این نیروها در این منطقه مورد نیاز خواهد بود وجود ندارد.
القاعده در مغرب اسلامی (AQIM): برخی گروه‌های انشعابی از القاعده وجود دارند وفاداری خود به داعش را اعلام کرده‌اند. دورنمای جابه‌جایی نیروهای داعش از عراق و سوریه می‌تواند به افزایش ظرفیت نیروهای داعش در این منطقه کمک کند. بر خلاف دیگر گروه‌های اسلامی خشونت آمیز در آفریقا، القاعده در مغرب اسلامی AQIM به یک بافت محلی خاص یا دستور کار منطقه‌ای ویژه یا قلمروخاص منحصر نیست. در ارتباط نیست. نه نشانی از آن قلمرو نگه دارید. در عوض، این گروه با استقرار در منطقه‌ای هدف قراردادن اهداف غربی یا دولت‌ها را دنبال می‌کنند. هرگونه تغییر در ظرفیت مبارزان داعشی می‌تواند به‌صورت مستقیم به تقویت فعالیت این گروه‌ها هم بینجامد.
گروه‌های داعشی مستقر در صحرای سینا: مدت زمان طولانی است که تعدادی از گروه‌های اسلام‌گرای خشن در صحرای سینا به حملات علیه دولت اسراییل و مصر و اهداف برنامه‌ریزی شده مشغولند. با ظهور داعش یکی از مشهورترین این گروه‌ها انصار بیت‌المقدس (ABM) به داعش اعلام وفاداری کرد. بعد از این اعلام، بسیاری از تاکتیک‌های تبلیغات و جنگیدن این گروه شبیه به نیروهای داعش در عراق و سوریه بوده است. از دست دادن قلمرو داعش در سوریه و عراق به احتمال زیاد به بازگشت مبارزان بیشتری به سینای مصر خواهد انجامید که در نتیجه آن فعالیت‌های شورشیان ABM تقویت می‌شود. این وضعیت می‌تواند یک چالش بزرگ برای ارتش مصر باشد، که از سال ۲۰۱۴ و با احیای داعش در سوریه و عراق مشغول مبارزه با این نیروها بوده است. هرچند بهبود موقعیت داعش در سوریه و عراق هم می‌تواند به تقویت بودجه، سلاح و پشتیبانی فنی از گروه‌های داعشی صحرای سینا بینجامد.

داعشی‌ها در قاره سیاه
داعش آنچنان که باید در جوامع آفریقایی که میزبان گروه‌های اسلام گرای خشن هستند ریشه ندوانده است. به‌ویژه در کشورهای جنوب صحرای آفریقا این موضوع مشهودتر است. بیشترین ارتباط‌گیری داعش در تونس و صحرای سینا، به علاوه یک کادر از مبارزان آواره در سرت آواره در جنوب لیبی و ساحل آپیا بوده است. اثر اصلی تضعیف موقعیت داعش و از دست دادن خاک عراق و سوریه افزون بر تعداد جنگجویان داعش در آفریقا به واسطه بازگشت آنها به قاره سیاه خواهد بود. بدین ترتیب برند داعش در آفریقا به ادامه حیات خواهد پرداخت. بدون بودجه و پشتیبانی فنی داعش به احتمال زیاد بخشی از این نیروها هم جذب گروه‌های خشن موجود در منطقه خواهند شد.
جاذبه اصلی داعش در آفریقا، کمتر برخاسته از منابع اعتباری آن و بیشتر به واسطه مبانی ایدئولوژیک و بیشتر در مورد قدرت آن بوده است. تحولات داعش در آفریقا باید در بستر تحولات این منطقه تحلیل شود. خطرناک‌ترین گروه‌های تروریستی در آفریقا (بوکوحرام و ال شباب) که هم پیمان داعش هستند پایه در جوامع محلی خود و نارضایتی‌های آنها دارند و به منابع داعش برای پشتیبانی عملیاتی تکیه ندارند. علاوه بر این، نفوذ ایدئولوژیک اسلام بنیادی در آفریقا هرگز مرهون داعش نبوده بلکه تزریق نسخه عرب وهابی اسلام از سوی دولت محافظه کار عربستان سعودی و کشورهای حوزه خلیج‌فارس برای چندین دهه زمینه‌ساز شکل‌گیری این تفکرات شده است.
پول فراوان و ارتباطات ماهواره‌ای و رسانه‌های اجتماعی، کمک کرده‌اند که این تفکرات همچنان به‌صورت یک منبع نفوذ قدرتمند شکل دادن به ذهنیت هزاران مسلمان جوان آفریقایی را باعث شوند.

*مهسا یوسفی – موسسه آفریقایی مطالعات استراتژیک



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *