رسانه‏ خبری در ایران به مخاطب نیازی ندارد

Majid-saeedi-sahamnews-e1445947047807

مجید سعیدی عکاسی ایرانی است که کار خود را با روزنامه ابرار شروع کرد و بعدها در واحد عکس روزنامه‏های دیگر نیز فعالیت کرد. وی بعدها کار خود را با روزنامه گتی ایمیجز ادامه داد. عکس‏های سعیدی در نشریات مطرح دنیا، همچون تایمز لندن، اشپیگل، نیویورک تایمز، واشنگتن پست، واشنگتن تایمز، تایم و پاری مچ به چاپ رسیده است. وی درباره ساز و کار آژانس عکس در ایران و کشورهای توسعه‌یافته با صنعت و توسعه گفت‌وگو کرده است.
تفاوت اصلی عکس خبری با بقیه ژانرهای عکاسی چیست؟
از نظر من هر عکسی که خبری به بیننده انتقال بدهد، عکس خبری محسوب می‌شود؛ ولی تعریفی که ما همیشه به دنبالش هستیم عکسی است که یک رویداد خبری، هر نوع رویدادی، اعم از ورزشی، جنگ، سیاسی و اجتماعی را شامل می‌شود.
یعنی عکاس خبری صرفا از موضوعات خبری عکاسی می‌کند و به جنبه‏های هنری اهمیتی نمی‏دهد؟
عکاسان خبری در گذشته ژانر مخصوص به خودشان را داشتند و عکاسان هنری هم ژانر خودشان را داشتند. و این دو وارد فضای کاری هم نمی‏شدند. این وسط یک عکاسی مستند هم هست که ما بین این دو است. در واقع پیش از این جدا بودند. اما در دنیای امروز این چنین نیست. چون با پیشرفت‏هایی که در دیجیتال شدن دوربین‏ها شده، مثل دوربین‏های همراه و اسمارت فون‏ها تحولی در عکاسی به وجود آمده و کسی نمی‏تواند بگوید من صرفا عکاس خبری یا عکاس هنری هستم. اما البته حتما هم عکاسی خبری می‏بایست نگاه هنری داشته باشد.
شما چطور وارد عرصه عکاسی خبری شدید؟
من از سن نوجوانی عکاسی را شروع کردم. وقتی در حوزه هنری سازمان تبلیغات مشغول به کار شدم بلافاصله با عکاسی خبری مواجه شدم و دیدم که بسیار به این ژانر علاقه‌مندم. عکاسی خبری و مستند بسیار سخت‏تر از عکاسی هنری است. به علت مشکلاتی که در مواجهه با اجتماع وجود دارد عکاس با یک سری چالش‏هایی مواجه است. من در همان دوران نوجوانی وقتی با عکاسی خبری مواجه شدم و دیدم در این رشته موفق هستم به طرف عکاسی خبری رفتم و از همان ابتدا بعد از یک ماموریت یک هفته‏ای در مرز ایران و عراق در ۱۸ سالگی به روزنامه‏های ایران گرایش پیدا کردم و در سال ۷۰ وارد روزنامه ابرار و بعد اخبار شدم. از همان سن کم که عکاسی را شروع کردم علاقه‌مند بودم که عکس‏هایم جنبه بین‌المللی داشته باشد و در گستره بزرگ‌تری دیده شود. بنابراین خیلی تلاش کردم برای اینکه با یک آژانس بمانم. آن موقع با چند آژانس کوچک کار می‏کردم تا زلزله بم که با گتی ایمیجز شروع کردم به کار و انواع مختلفی قرارداد با آنها می‏بستم. مثلا در قراردادها یا حقوق ثابت به یک عکاس می‏دهند، یا روزانه یا به‌صورت درصدی با او حساب می‌کنند و هر عکاسی که کار می‌کند، بعد از فروش درصدی عکاس به او می‏رسد و درصدی به آژانس. این انواع مختلفی است که من با آنها کار کردم.
ساز و کار آژانس‏های عکس خبری در ایران چطور است؟
در آن زمان روزنامه خیلی کم بود و یک خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران بود که تنها خبرگزاری رسمی و دولتی ایران بود و خیلی روزنامه‏ها به آن وابستگی نداشتند. به ندرت پیش می‏آمد که عکس‏های مورد نیاز را روی فلاپی یا به‌صورت چاپ شده از خبرگزاری جمهوری اسلامی برای صفحه روزنامه‏شان بگیرند.
به مرور و با آمدن اینترنت این روش تغییر کرد و یک سری خبرگزاری‏هایی در کشور شروع به کار کرد که از پایه غیرحرفه‏ای بود و اتفاقی که افتاده بود این بود که دولت از قبل به روزنامه‏ها سوبسید می‏داد، چون روزنامه‏خوان نداشتیم. یک‏سری از مردم جایگزین دیگری برای اخبار داشتند یا از مطالعه دور بودند. بعد از آمدن اینترنت به جای اینکه ما به جلو برویم، پسرفت کردیم. در ایران خبرها و عکس‏ها رایگان است و هیچ بیزنسی در کشور وجود نداشته و ندارد و همه چیز در اختیار یک سری نهادهای دولتی و حکومتی بوده است. اینها بودجه‏های کلان داشتند و برای اینکه بتوانند تاثیرگذار باشند و حرف‌شان را به مخالفان‌شان برسانند رسانه در اختیار می‏گرفتند و هیچ نیازی به سلیقه مخاطب نداشتند. در نتیجه هیچ اقتصادی در مطبوعات ما وجود ندارد. چون کسی به دنبال فروش خبر و عکس نیست. چون همگی بودجه‏ای دارند که صرف آن می‌کنند و به مخاطب نیازی
ندارند.
اگر این‏طور است چرا در ایران آژانس عکس داریم؟
آژانس عکس در ایران اصلا معنایی ندارد. آژانس عکس خوب است اما هیچ جای دنیا عکس‏ها به طور رایگان ارائه نمی‌شود. در همه جای دنیا بیزنس مطبوعاتی و خبری سیستماتیک است. ما در ایران ویدیو هم نداریم و ویدیو هم انحصارا در دست صدا و سیماست. زمانی بیزنس خواهیم داشت که خریدوفروش کنیم. چند درصد از روزنامه‏های ما واقعا تولید محتوا می‌کنند؟ بیزنس زمانی اتفاق می‏افتد که ما مخاطب داشته باشیم. البته الان در دنیا هم تعداد روزنامه‏خوان‏ها کم شده است اما تا ۱۰ سال پیش وضع بهتر بود.
تا ۱۰ سال پیش هم مردم روزنامه‏خوان نبودند. چون مردم در روزنامه‏ها دنبال خبر نبودند، بلکه ۴۰درصد فروش همشهری هم به‌خاطر آگهی‏ها بود. من الان چندین سال است که مجوز آژانس عکس دارم. اما با این مجوز چه کاری می‏توانم بکنم؟ من چه عکسی در ایران می‏توانم تولید کنم که خبرگزاری‏ها تولید نکنند؟ آنها وابسته به دولت هستند و چون پول دارند اول از همه در مکان‏های حساس حضور دارند. قدرت بیشتری دارند یا مثلا اگر مانوری می‌شود، یا رییس‌جمهور به سفر می‌رود خودشان عکاسان‌شان را اعزام می‌کنند. حالا آیا عکاس من نوعی که می‏خواهم خصوصی کار کنم، می‏تواند به رزمایش سپاه پاسداران برود؟ نه که نمی‏تواند.
ما حتی ممکن است در خیابان هم نتوانیم عکاسی کنیم. چه برسد به جاهای دولتی و حکومتی. بنابراین، این یک فانتزی است که ما در کشورمان آژانس عکسی داشته باشیم که عکس‏هایش را بفروشد.
درباره سازوکار آژانس‏های عکس مطرح جهان بگویید، تفاوت اصلی کار آنها چیست؟
در کشورهای توسعه‌یافته، هیچ چیزی رایگان نیست. برای منتشر کردن یک نشریه باید پول داشته باشی و باید معلوم باشد پولت از کجا می‏آید. چون مردم حساس هستند.
باید معلوم باشد واشنگتن پست و نیویورک تایمز پول‌شان از کجا می‏آید. بنابراین خیلی همه چیز شفاف و همه خط‏ها درست است. در زمانی که هنوز اینترنت فراگیر نبود ما آژانس‏های کوچک زیادی داشتیم که بیزنس‌شان فروش عکس در سه بخش عکس‏های خبری، ورزشی و سرگرمی مثل اخبار مربوط به سلبریتی‏ها بود و نشریات می‏رفتند سراغ آرشیو عکس‏ها و عکس‏های مورد نیازشان را خریداری می‏کردند. یک درصدی به عکاس می‏رسید و یک درصدی هم به آژانس. در این کشورها برخی از آژانس‏ها حتی روی پدیده‏های بزرگی که می‏تواند پولساز باشد، سرمایه‏گذاری می‌کنند. مثلا المپیک. الان آژانسی که من دارم برای آن کار می‏کنم یکی از اسپانسرهای المپیک و جام جهانی است. به دلیل اینکه اسپانسر است تمام جاهای مخصوص را در اختیار دارد و در نتیجه مطبوعات مجبور می‌شوند از آنها عکس بخرند؛ چون عکس‏های اختصاصی از جاهای خاص دارد. بنابراین صنعت عکس خبری در غرب برعکس ایران بسیار صنعت پیچیده‏ای است. دفتر ما در لندن چهارتا عکاس دارد ولی ۳۷ نفر فروشنده داریم. آدم‏هایی که کار بازاریابی را انجام می‏دهند و مطبوعات را به خرید عکس ترغیب می‌کنند.
تا حدود ۲۰ سال پیش ما یک سری آژانس‏های عکس غیرخصوصی و دولتی داشتیم که با استخدام یک سری عکاس آرشیوهایی داشتند که می‏توانستند آن را به فروش برسانند. چون مطبوعات دنیا به این عکس‏ها نیاز داشتند و قیمت‏های عکس در آن زمان بسیار بالا بود. ولی بعدا که روی خبرگزاری‏های بزرگ سرمایه‏گذاری شد، اینها دفاترشان را توسعه دادند و توانستند که با سرعت زیاد و زمان کم و کیفیت خوب و تعدد سوژه‏ها و از همه مهم‌تر قیمت پایین تولید عکس‏ها بازار را بشکنند و آژانس‏های کوچکی که به این بیزنس محتاج بودند را از بین ببرند. آژانس‏های قدرتمندی در دنیا وجود دارند که تمام دنیا را زیر پوشش دارند و هر عکسی را در هر لحظه‏ای با کمترین زمان ممکن و با قیمت کم روی شبکه‏های‌شان می‏گذارند و به این ترتیب سلطنت آژانس‏های کوچک از بین رفت.
به نظر شما آیا آژانس‏های خبری می‏توانند در انتشار اخبار مدعی بی‏طرفی باشند؟
بیزنس عکس با خریدن عکاس و خبرنگار فرق دارد. همان‌طور که خبر بیزنس دارد و خریدوفروش می‌شود بیزنس عکس هم همان است. به هر حال آژانس‏ها سفره‏ای با عکس‏های مختلف پهن می‌کنند و هر سلیقه‏ای می‏تواند آن را در بر بگیرد. بنابراین هیچ تداخلی ندارد که بخواهد بی‌طرفی را از بین ببرد. همه آژانس‏های دنیا اسپانسری دارند که برای آژانس هزینه می‌کند و قاعدتا سلیقه‏ای هم دارد و نمی‌شود گفت تمام آژانس‏های مستقل بی‏طرف هستند. هیچ کس بی‌طرف نیست.
آیا می‏توان به این نتیجه رسیدکه با توجه به اینکه عکس فجایع در رسانه‏ها زیاد وجود دارد مردم بیشتر جذب فجایع می‌شوند؟
مردم فجایع را دوست ندارند. بیشترین فروش عکس در دنیا مربوط به فشن و دیزاین و عکس‏های هنرپیشه‏ها و ورزش است. اینها مهم‌ترین بخش بیزنس عکس در دنیا هستند و عکس‏های خبری دیگر خیلی مورد استقبال نیست و بیشتر روی این نوع موضوعات است.
مردم هزینه می‌کنند و باعث این می‌شوند که چرخ مطبوعات بچرخد و در نتیجه باعث می‌شوند مطبوعات چیزهایی بگویند، که به ذائقه آنها خوش بیاید اما دروغ نمی‏گویند. ممکن است موضوعاتی را مطرح کنند که مردم روی آنها حساسند. مثل جنگ‏های ناگهانی و بلایای طبیعی در دنیا. به هر حال آنها انتخاب می‌کنند که تیتر یک اخبار چه باشد.
درباره سرنوشت عکس‏های خبری بعد از رونق فضای مجازی بگویید؟
فضای مجازی از یک طرف برای صنعت عکس و فرهنگ دیدن عکس خوب بوده و به نفع هنر و عکاسی و رسانه بوده است، اما از وجهی دیگر در جهان جدید اختیار آثار از دست عکاسان خارج می‌شود و خواه ناخواه همه جا و به راحتی از آن استفاده یا سوء‌استفاده می‌شود و راه پیگیری هم ندارد.
اینکه در دنیای امروز تقریبا همه در موبایل‏های‌شان دوربین عکاسی دارند، آیا به ضرر هنر و بیزنس عکاسی نیست؟
این‏که همه بتوانند عکس بگیرند به نفع عکاسی و هنر است و عکاسی اصلا انحصاری نیست. اما این چندان آسیبی به کار عکاسان نمی‏زند. چون عکاس فرقش با دیگران که عکس می‏گیرند تفکر و نگرشش است. غیر‌از این اگر باشد من هم عکاس نیستم و مثل یک شهروند عادی ممکن است صرفا علاقه‌مند باشم. بنابراین ما باید تلاش کنیم به‌عنوان یک عکاس فکرمان را به اثرمان اولویت بدهیم.



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *