لزوم تجدید نظر و بازنگری در تعریف خام فروشی

photo_۲۰۱۷-۰۶-۲۰_۱۷-۱۴-۳۳

جلوگیری از خام‌فروشی موضوعی است که جزو سیاست‌های کلی کشور شده و مقام معظم رهبری نیز بر جلوگیری از آن تاکید نموده است، همچنین دولت محترم و مسوولان مربوطه نیز با تبیین استراتژی جدید معدنی با جدیت برنامه‌هایی را تدوین نمودند که از خام‌فروشی مواد معدنی جلوگیری کرده و خط ارزش‌افزوده را در کشور کامل کنند تا چرخ اقتصاد، تولید ملی و ایجاد اشتغال روان‌تر
بچرخد.
ضمن ارج نهادن به تصمیم دولت محترم در سطح کلان، باید اشاره نمود که درتعریف خام فروشی معادن باید تجدید نظر شود، چرا که در مواردی خام فروشی برخی از اقلام معدنی بسیار ارزشمند‌تر از آن است که اقلام مورد نظر فرآوری شده و سپس صادرات گردد.
جهت بررسی موضوع، توجه به دو نکته ذیل ضروری است:
الف- عوامل کلی و عمومی
در مبحث جلوگیری از خام‌فروشی معادن ضروری است، ابتدا زیرساخت‌های لازم در ارتباط با صنایع فرآوری مواد معدنی، تامین شده و مواد خام دارای ارزش‌افزوده شوند، تا در این صورت اساسا خام فروشی، هیچ توجیهی نداشته باشد.
به‌طور مثال، وقتی سنگ آهن از زمین استخراج شده و دانه‌بندی می‌گردد، برای جدا کردن آهن از سنگ مرحله‌ای به نام «کنسانتره‌» با هدف ارتقای خلوص ماده معدنی و مرحله‌ای به نام «گندله‌سازی‌» به منظور آماده‌سازی ماده اولیه برای تولید فولاد وجود دارد، که در مجموع چرخه فرآوری این ماده معدنی را تشکیل می‌دهند و انجام پروسه کامل این مراحل در فرآوری سنگ آهن ضروری است و غالبا سرمایه‌گذاری زیادی را می‌طلبد.
در حال حاضر در کشور ما کارخانه‌های فولاد‌سازی متعددی وجود دارند که عمدتا به دلیل فشار سیاسی و سفارش نمایندگان مجلس به جهت توسعه صنعتی حوزه انتخابیه، ایجاد شده و اکثرا برای تولید دچار مشکل شده‌اند، چرا که با وجود تعداد زیادی از این کارخانه‌جات، متاسفانه واحدهای «گندله‌سازی‌» متناسب با نیاز این مجتمع‌ها ایجاد نشده و باوجود تعداد کثیر مجتمع‌های فولادسازی، تعداد واحدهای گندله‌سازی فعال در کل کشور به عدد انگشتان دست نمی‌رسد.
همچنین واحدهای گندله‌سازی فعال در کشور، از یک طرف نمی‌توانند کل نیاز مواد اولیه واحد‌های فولاد‌سازی کشور را تامین کنند و در نتیجه اکثر کارخانه‌های فولاد کشور دچار مشکل یا تعطیل شده‌اند و از طرف دیگر این واحدها، ظرفیت پذیرش کنسانتره محدودی را نیز دارند و نمی‌توانند تمام کنسانتره تولید شده در داخل کشور را خرید نمایند.
علاوه بر مشکلات مطروحه عدم تناسب موقعیت جغرافیایی معادن سنگ آهن، واحدهای کنساتره‌سازی و واحدهای گندله‌سازی خود مشکلی عظیم است که هزینه تمام شده کالای نهایی را غیرکارشناسی و توجیه ناپذیر خواهد نمود به‌عنوان نمونه به فرض اگر یک بهره‌بردار معدن در استان خراسان شمالی با وجود مشکلات، سنگ آهن را بهره‌برداری و تبدیل به کنسانتره نماید، سپس می‌بایست کنسانتره را جهت گندله‌سازی به استان کرمان یا یزد ارسال کند، چرا که نزدیک‌ترین تامین‌کننده گندله کارخانه فولاد‌سازی استان خراسان شمالی در استان‌های کرمان و یزد مستقر می‌باشد، همچنین باید جهت تولید فولاد، گندله از استان کرمان یا یزد به مقصد استان خراسان شمالی حمل گردد، که صرف نظر از قیمت کالا هزینه حمل بالایی نیز به این چرخه تحمیل می‌گردد.
بنابراین با توجه به اینکه به‌صورت معمول هزینه حمل، بیش از ۵۰درصد قیمت تمام شده کالای معدنی را تشکیل می‌دهد، پراکندگی جغرافیایی این سه مرحله در تولید فولاد کشور اقتصادی نبوده و این موضوع از یک طرف موجب تعطیلی مجتمع‌های فولاد‌سازی شده و از طرفی دیگر موجب گردیده که بهره‌برداران معادن خام‌فروشی را به فرآوری ترجیح دهند.
بنابراین لازم است در این قبیل از مواد معدنی به جای اینکه به هر طریقی (همچون تعیین عوارض سنگین یا لغو معافیت‌های صادراتی) از صادرات خام مواد معدنی جلوگیری شود، بلکه باید به جای آن ظرفیت فرآوری مواد معدنی برای تامین مواد اولیه کارخانه‌های فولاد‌سازی ایجاد شود و سپس از معدن‌کار خواسته شود از خام فروشی ماده معدنی به خارج از کشور خودداری نماید.
ب- عوامل اختصاصی
گاهی اوقات فرآوری برخی از اقلام معدنی نه تنها ارزش اقتصادی قابل‌توجهی را در صادرات به همراه ندارد، بلکه موجب می‌گردد بخش عظیمی از منابع ملی کشور نیز تلف شده و منافع ملی در خطر جدی قرار گیرد.
به‌طور مثال همان‌گونه که قبلا هم اشاره نمودیم فرآوری سنگ آهن خام براساس محصول تولیدی به سه دسته تقسیم می‌شود:
مرحله اول، تولید سنگ آهن دانه‌بندی شده
مرحله دوم، تولید کنسانتره سنگ آهن
مرحله سوم، تولید گندله سنگ آهن
مرحله اول تولید سنگ آهن دانه‌بندی شده است که معمولا به اصطلاح در محل معادن انجام می‌شود، اما مرحله دوم که تولید کنسانتره سنگ آهن است مرحله‌ای است که به دلیل پرعیارسازی از روش‌های پیشرفته‌تری استفاده می‌گردد که با توجه به تکنولوژی‌های موجود در کشور، نیاز به تامین آب فراوان دارد.
لازم به ذکر است در حال حاضر براساس تعاریف موجود در قوانین مالیاتی، چنانچه سنگ آهن حاصل از مرحله اول توسط صادرکننده به خارج از کشور صادر گردد، مصداق خام فروشی است. اما اگر سنگ آهن حاصل از مرحله دوم و مراحل بعد صادر گردد خام‌فروشی به شمار نرفته و صادرکنندگان آن از معافیت‌های مالیاتی درآمد حاصل از صادرات بهره‌مند می‌گردند.
این در حالی است که اولا تفاوت قیمت فروش صادراتی سنگ آهن و کنسانتره این محصول تنها با توجه به عیار منطقه‌ای ۱۰ الی ۲۰ دلار به ازای هر تن کنسانتره می‌باشد، یعنی به ازای تولید هر تن کنسانتره با توجه به عیار سنگ آهن ورودی به جریان تولید و توان عیار‌سازی ماشین‌آلات منصوبه، تنها ۱۰ الی ۲۰ دلار به ازای هر تن، ارزش افزوده به همراه دارد که با توجه به سرمایه‌گذاری ثابت مورد نیاز جهت احداث مجتمع کنسانتره و توجه به سربار تولید از مرحله اول یعنی تولید سنگ آهن دانه‌بندی شده تا مرحله دوم که تولید کنسانتره سنگ آهن است، این میزان ارزش افزوده ایجاد شده ناچیز و فاقد توجیه اقتصادی است.
ثانیا، با توجه به اینکه فرآیند پرعیارسازی براساس تکنولوژی موجود در کشور، نیازمند آب فراوان می‌باشد و با عنایت به اینکه اکثر معادن سنگ آهن در مناطق کویری و خشک واقع شده است، استحصال آب از دل کویر نه تنها نیازمند حفر چاه‌های عمیق است، بلکه بیرون کشیدن آب از دل کویر و تخلیه آب سفره‌های زیرزمینی و استفاده از آن در این امور، ظلم آشکار به اقلیم و محیط زیست بوده و موجب می‌گردد تا ده‌ها روستا بی‌آب شده و اقلیم یک منطقه به‌طورکلی نابود
گردد.
شایان ذکر است که آب ، بنیادی‏ترین عنصر حیات است و تامین آب یکی از مسائل مهم زیست محیطی و سیاسی در جهان آینده خواهد بود. کارشناسان آب‏ پیش‌بینی می‌کنند که از آنجا که کشور ما در منطقه نسبتا گرم و خشک خاورمیانه و جهان واقع شده، در آینده با کمبود شدید آب روبه‏رو خواهد شد و عدم توجه به بهره‌برداری صحیح از منابع آبی، تنش‌های سخت‏ سیاسی محلی، منطقه‏ای، ملی و فراملی را پدید خواهد آورد.
ثالثا چون در حال حاضر، زیرساخت‌های مرحله تکمیلی فرآوری سنگ آهن که همان احداث واحدهای گندله‌سازی می‌باشد در کشور متناسب با معادن و واحدهای فولاد‌سازی وجود ندارد، تولیدکننده کنسانتره مجبور است محصول را با ارزش افزوده کم صادر کند، درحالی که اگر مجتمع‌های گندله‌سازی به تناسب وجود داشت می‌توانست کنسانتره تولید شده، تبدیل به گندله شده و ضمن تامین نیاز گسترده واحدهای فولاد‌سازی داخلی، مازاد بر نیاز با ارزش افزوده بسیار بالا صادر شود، پس نتیجه می‌گیریم در حال حاضر فروش کنسانتره، خود خام‌فروشی است با این تفاوت که صدور محصول مرحله اول یعنی سنگ آهن دانه‌بندی شده به تناسب سرمایه‌گذاری انجام شده دارای توجیه اقتصادی است، درحالی که صادرات کنسانتره با داشتن ارزش افزوده کم و صرف آب فراوان، نه تنها اقتصادی نبوده بلکه ضرر و فاجعه ملی و زیست‌محیطی را نیز در مناطق یاد شده به همراه
خواهد آورد.
بنابراین با عنایت به مسائل مطروحه فوق پیشنهاد می‌گردد دولت محترم و مسوولان مربوطه ضمن رایزنی با انجمن‌های صادراتی مواد معدنی، راهکاری اتخاذ نمایند که، علاوه بر نگاه به شرایط اقلیمی و زیرساخت‌های منطقه‌ای، معادنی را که با توجه به شرایط آنها، فرآوری ماده معدنی در آن توجیه اقتصادی، مالی و زیست‌محیطی ندارد از فهرست خام‌فروشی خارج کرده و ضمن احیای مجدد معافیت‌های مالیاتی (مالیات بر درآمد) برای این دسته از صادرکنندگان مواد معدنی، با حمایت از آنها موجبات توسعه پایدار مناطق محروم را فراهم نمایند.

*هادی محمودی – فعال در حوزه مالی و بانکی



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *