زیر پوست شهر چه خبر است؟

تعامل-بازاریابی-شبکه-های-اجتماعی-و-بازاریابی-محتوایی-محتوا-یار

یک سالن بزرگ و انبوهی از آدم‌هایی که سر میزهای کوچک روبه‌روی هم نشسته‌اند. یکی با تب و تاب توضیح می‌دهد و یکی با بهت نگاه می‌کند. صدا همه در هم آمیخته شده است و همه هیجان زده‌اند؛ چیزی شبیه تالارهای بورس. انگار قرار است کاری در کسری از ثانیه انجام شود. اینجا یکی از دفاتر برگزاری جلسات شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای است و میزهای چیده شده در متر به متر سالن محل «پرزنت» کردن.
سوگل یکی از بازاریاب‌هایی است که می‌گویند درآمد هنگفتی از این شبکه به دست آورده است. حالا روبه‌روی دو برادر نشسته و تلاش می‌کند که آنها را نیز برای ورود به شرکت یا در واقع زیرمجموعه خودش
قانع کند.
یک کاغذ زیر دستش است و رویش محاسبه می‌کند. می‌گوید «باید اول حداقل دومیلیون تومان از اجناس شرکت را بخرید و پس از ان هرماه مبلغی کمتر را خرید کنید تا اکانت‌تان فعال بماند. برای سودکردن هم باید شروع کنید به پرزنت کردن دیگران و زیرشاخه گرفتن به صورتی که شاخه‌ها در دو دست راست و چپ تعادل داشته داشته باشد. اگر خرید زیرشاخه‌های شما به‌صورت متعادل به ۱۵ میلیون تومان برسد ماهی ۷۰ تا ۷۵ میلیون تومان پورسانت نصیب‌تان می‌شود. سود این کار انقدر زیاد است که دیگر نیاز نیست اجناسی که می‌خرید را بفروشید.»
دو برادر که یکی کارشناسی ارشد مهندسی دارد و دیگری کارشناس ارشد جامعه‌شناسی به سوگل می‌گویند که به دست آوردن چنین درآمدی ممکن نیست. مکالمه ‌این سه نفر اینجا تمام می‌شود و برادرها به شبکه بازاریابی نمی‌پیوندند.
شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای که چند ماهی است در ایران خبرساز شده‌اند و سروصدای زیادی به پا کرده‌اند، روشی از بازاریابی نوین هستند که سعی دارند با حذف واسطه‌ها و رساندن کالا به‌صورت مستقیم به مردم از هزینه‌های تمام شده کالا کم کنند.
دست کم دو نمونه از این شرکت‌ها اکنون در ایران فعالیت گسترده دارند و با مجوز از وزارت صنعت، معدن و تجارت فعالیت می‌کنند. اما نحوه فعالیت آنها که براساس ترغیب مردم به تشکیل شبکه بازاریابی یا همان نمودار درختی است موجب شده‌ این شرکت‌ها یاد شرکت‌هایی را همچون گلدکوییست که حدود یک دهه قبل وعده درآمدهای کلان به زیرشاخه‌ها می‌دادند و در نهایت به اتهام کلاهبرداری منهدم شدند، زنده ‌کنند.
هرچند مسوولان وزارت صنعت، معدن و تجارت می‌گویند نظارت دقیقی روی این شرکت‌ها وجود دارد، بازاریابان اجازه تبلیغات اغواگرایانه ندارند و خلافی نمی‌توانند انجام دهند اما از دیگر سو برخی نمایندگان مجلس به‌خاطر هرمی خواندن این شرکت‌ها می‌گویند که فعالیت آنها مجاز نیست.
سوده، معلم دبستان است و تابستان ۱۳۹۲ به یکی از شرکت‌های معروف در زمینه بازاریابی شبکه‌ای پیوست اما پس از دو ماه از شبکه جدا شد. می‌گوید «معرفی اولیه شرکت برایم خیلی جالب بود و فکر کردم می‌توانم با کار در این شبکه پول زیادی به دست بیاورم. من قبلا از موضوع گلدکوییست باخبر بودم و از آن راه و روش پول درآوردن متنفر. اما خیلی زود دیدم که شرکت ما هم شبیه گلدکوییست شده است. مدام جلسه داشتیم و مدام باید تلاش می‌کردیم که افرادی را جذب شبکه کنیم. «سوده می‌گوید البته هر از چندگاهی شرکت به محل برگزاری جلسه‌ها می‌آمد تذکر می‌داد که کاری خلاف قانون انجام نشود. چند بار هم دفتر تعطیل شد به خاطر همین بچه‌ها جلسه‌ها را در پارک برگزار می‌کردند.»

در جست‌وجوی زیرشاخه
آن طور که سازوکار شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای نشان می‌دهد، سود بازاریابان منوط به جذب زیرشاخه‌های جدید است و هر بازاریاب از تمام زیرشاخه‌های خود می‌تواند پورسانت کسب کند؛ چیزی که از نظر مراجع و قوانین فعلی کشور در مورد شرکت‌های هرمی صورت شرعی نداشته و نادرست است.
از سوی دیگر تحلیلگران می‌گویند سیستم‌هایی که به شکل هرمی کار می‌کنند محکوم به شکست هستند و در نهایت عده زیادی متضرر می‌شوند.
به گفته کارشناسان با در نظر گرفتن مساله تصاعد و رشد نمایی تعداد زیرشاخه‌های هر نفر می‌توان به سرعت تعداد زیادی مشتری و در واقع تعداد زیادی فروشنده جذب کرد اما در جهان واقعی این امر ممکن است؟ اگر تعداد زیرشاخه‌های هر نفر را ۴ نفر در نظر بگیریم و نفر اول ۱۰ لایه زیرشاخه داشته باشد رقم باور نکردنی یک میلیون نفر می‌رسیم. آیا یک شرکت بازاریابی با حوزه محدود کاری و محصولات تخصصی می‌تواند یک میلیون بازاریاب داشته باشد؟ مساله‌ای که در این مورد شرکت با آن روبه‌رو می‌شود مساله اشباع بازار است. پس از مدتی بازاریاب‌های جدید که قصد دارند زیرشاخه بگیرند با افرادی روبه‌رو می‌شوند که یا قبلا عضو شده‌اند یا قبلا به آنها پیشنهاد داده شده و مورد توجه آنها قرار نگرفته. در این زمان جذب عضو جدید و فروشنده اضافی برای اعضای جدید ممکن نیست و مجموعه با اشباع و رکود مواجه می‌شود. برخی شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای و بازاریاب‌های فعال مدعی هستند که ‌این اتفاق هرگز نمی‌افتد اما اشباع در بازاریابی چند سطحی حتمی است. ذات بازاریابی شبکه‌ای باعث می‌شود این ماشین زیر وزن خودش له شود. اما چگونه؟ بازاریابی شبکه‌ای با وعده موفقیت و داشتن زیرمجموعه‌های پرتعداد برای هر توزیع‌کننده اقدام به کار می‌کند. فرض کنید همه چیز خوب پیش رود و فروشنده‌ها روز به روز بیشتر شوند. وقتی تعداد فروشنده‌ها به واسطه افزایش نمایی و تصاعدی به حالت نهایی خود برسد دیگر بازاریابی برای استخدام موجود نخواهد بود. حال شرکت با انبوهی از فروشندگان رو به رو است که قصد دارند محصولات را به خریداران عرضه کنند اما کدام خریدار؟ خود خریداران تبدیل به فروشنده شده‌اند. دیگر در سمت خریدار کسی نمانده و همه قصد فروش دارند. در این حالت حجم عظیم عرضه و میل بالای فروشندگان به عرضه کالا و اشباع بازار باعث ضرر گسترده توزیع‌کنندگان رده پایین می‌شود.
البته مسوولان ناظر بر شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای می‌گویند تعداد سطوح این هرم تا ۷ سطح بیشتر نمی‌تواند پیش برود و پس از آن کار بازاریاب تمام می‌شود؛ روندی که به نظر می‌رسد با ترفندهای مختلف از سوی بازاریابان با تغییراتی مواجه شده است.
نسرین یکی از کسانی که چند ماهی کارش را در یک دفتر معماری رها کرد و به‌عنوان بازاریاب با یکی از شرکت‌های مطرح در این زمینه کار کرد، می‌گوید که من در آن جلسه‌هایی که توسط دوستم پرزنت شده و قانع شدم و فکر کردم که می‌توانم بالاخره به درآمد بالایی دست پیدا کنم.
او می‌گوید: «من مدت ۸ ماه کار مداوم و سخت در این شبکه دست آخر با کلی جنس روی دستم مانده، ضرر مالی و شرمندگی پیش آنهایی که پرزنت‌شان کرده بودم از مجموعه خارج شدم، درحالی که سرشاخه‌مان، ما را رها کرد و خود به یک مجموعه دیگر پیوست.»
نسرین از دورانی که به‌عنوان بازاریاب شبکه‌ای کار می‌کرد به‌عنوان یکی از دوره‌های سخت و تلخ زندگی‌اش اشاره می‌کند و می‌گوید: «در این کار چیزی جز دروغ و فریب نبود و مردم دست به هرکاری می‌زدند تا زیرشاخه به دست بیاورند.»

حفظ جایگاه به زور خرید اضافی
یکی دیگر از نقاط تاریکی که در مورد بازاریابی شبکه‌ای در ایران مطرح می‌شود این است که بازاریاب‌هایی که در این شبکه‌ها فعال هستند اغلب ناچار به خرید اجناسی مازاد بر نیازشان می‌کنند.
هرچند مسوولان ناظر بر این شرکت‌ها می‌گویند در این شبکه به جز در مرحله اول ورود، خرید کردن اجباری نیست اما به نظر این رویه با توجیه‌های زیادی در میان بازاریابان یا همان زیرشاخه‌ها رواج دارد.
نسرین که حالا در تلاش برای فروش اجناس خریداری شده که تا ضرر را جبران کند می‌گوید: مجبور به خرید مداوم نبودیم اما سرشاخه‌ها جوری ما را پیگیری (فالو) می‌کردند و تعهد می‌گرفتند که ناچار می‌شدیم خرید کنیم. در آن اوایل هم با نوشتن اعداد پشت سر هم قانع‌مان می‌کردند که مثلا فلان آقا از سرشاخه‌های معروف ماهی شش میلیون تومان جنس می‌خرد و برای اینکه روی دستش نماند به خیریه‌ها می‌دهد اما آنقدر پروسانت بالایی می‌گیرد که‌این خرید در مقابلش هیچ است.
اما مجتبی یکی از بازاریاب‌های فعال شبکه‌های بازاریابی که چند سال پیش هم در گلدکوییست فعالیت داشت، می‌گوید ۱۰ ماهی است که به‌این شبکه پیوسته و درآمد خوبی هم دارد. او البته در مورد جزییات توضیحی نمی‌دهد و می‌گوید اگر می‌خواهید زیرمجموعه‌ام شوید همه چیز را برایتان توضیح می‌دهم. با این حال می‌گوید که از درآمدش از این کار ماشین خوبی خریده و اکنون هم زیرشاخه‌های زیادی دارد. او می‌گوید: اصلا جنس خریدن و کالا در این بیزینس مهم نیست، بلکه مهم این است که دیگران را قانع کنی که زیرمجموعه‌ات شوند. این‌طور درآمدت روزبه‌روز بیشتر می‌شود.
بعدازظهر یک روز زمستانی است، خیابان‌ها پر از رفت‌و‌آمد هستند. در دل این شلوغی، جایی مرکز شهر تهران، پایتخت ایران. جوان‌هایی هستند که گله به گله نشسته‌اند و از زیرشاخه‌هایشان حرف می‌زنند. حالا محوطه اطراف تئاترشهر پر شده از کسانی که پرزنت می‌کنند و پرزنت می‌شوند و صدای آنهایی که از نمایش‌های روی صحنه حرف می‌زنند میان این همهمه گم است. شبکه‌های بازاریابی تا کجا پیش خواهند رفت؟

جدول.jpg2



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *