صهیونیست‌ها پس از مرگ «پرز»

878589_683

به طور کلی شیمون پرز بیشتر به‌عنوان یک شخصیت نمادین تا یک شخصیت تاثیر‌گذار سیاسی در اسراییل مطرح بود بنابراین به عبارتی اولا جناح راست به ریاست بنیامین نتانیاهو حاکم بوده و دوره ریاست جمهوری شیمون پرز هم تمام شده بود و وی تنها یک فرد بازنشسته سیاسی به شمار می‌رفت بنابراین مرگ او بیشتر به وضعیت نمادینی که وی دارد برمی‌گردد. او جزو نسل بنیانگذار رژیم صهیونیستی بود و در تشکیلات خاخام‌ها که اکثر اعراب را از روستاها به سمت لبنان، سوریه و اردن بیرون راند نقش اساسی داشت و بعد از اعلام موجودیت غاصبانه اسراییل در پست‌های مختلف نیز وزیر بود و در برنامه‌های هسته‌ای اسراییل با کمک فرانسه نقش مهمی در راه‌اندازی آن داشت و در پست‌های وزیر خارجه و نخست‌وزیر فعالیت کرد و در سال ۱۹۹۶ در کشتار کودکان در لبنان نیز مسوولیت داشت و به نیروهای جنگی برای حمله به مردم غیر‌نظامی در لبنان دستور داده بود. شیمون پرز همچنین در رابطه با شهرک‌سازی صهیونیست‌ها در کرانه باختری نیز نقش کلیدی داشت. همه این‌ها اقداماتی است که این فرد جنایتکار مرتکب آنها شده بود و به همین دلیل جایگاه نمادینی در رژیم صهیونیستی داشت که فردی از موسسین این رژیم از دنیا رفته که بیشترین نقش را در ایجاد و استمرار رژیم صهیونیستی داشته است.
محمود عباس هم در مراسم تشییع شیمون پرز شرکت کرد و متاسفانه هیات‌هایی از مصر و اردن نیز در این مراسم حضور داشتند. مشارکت محمود عباس در این مراسم شاخص مهمی است که نشان می‌دهد مردم فلسطین با کسانی که ادعای رهبری جامعه فلسطینی را دارند فاصله بسیاری میان‌شان وجود دارد و یک شکاف عمیق بین این دو حاکم است. زمانی که رهبران رژیم صهیونیستی، مردم غزه را در سه جنگ پی‌در‌پی در دهه اخیر می‌کشتند محمود عباس کجا بود؟ چرا به غزه نرفت؟ چرا با این مردم همبستگی نکرد؟ چرا به قربانیان این فاجعه تسلیت نگفت؟ آیا درست است عباس مردم فلسطین را فراموش کند و مرگ قاتل و جلاد این سرزمین را بعد از آنکه از دنیا می‌رود تسلیت بگوید.
به نظر می‌رسد این اقدام محمود عباس یک فاجعه است که واژه‌ای مناسب برای آن وجود ندارد و می‌توان گفت که این اقدام یک چیزی فراتر از خیانت و فراتر از توهین به جامعه خودش نیز محسوب می‌شود. اینکه محمود عباس در مراسم تشییع جنازه قاتل و جلاد جامعه خودش حضور پیدا کند و در آن مراسم گریه کند جای تاسف فراوان دارد.
مدل اسراییل عمدتا مدل اسکانی بوده است و مدل اسکانی هم همواره به دنبال زمین بوده تا در آن سرزمین شهرک‌سازی کند یعنی همان کاری که اسراییل الان دارد انجام می‌دهد بنابراین فرقی نمی‌کند کدام حزب در رأس قدرت باشد. وقتی حزب کار هم در رأس قدرت قرار داشت همین کار را انجام می‌داد و وقتی حزب راست و لیکود هم بر سر قدرت است باز هم همین اقدام از سوی آنها در حال انجام است. بنابراین فرقی میان این دو وجود ندارد ولی از لحاظ گفتمانی نتانیاهو معمولا رک‌تر است و بسیاری از سیاست‌ها را به‌صورت عریان بیان می‌کند اما حزب کار سعی داشت سم را در عسل قرار دهد اما به‌طور کلی فرقی میان این دو وجود ندارد و هر دو حزب دارای همان تفکر و سیاست‌های غاصبانه خود هستند.

*حسین رویوران      کارشناس مسائل خاورمیانه 



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *