پاسداشت اعتماد مردم با خردورزی

57489977

انتخابات دوازدهم ریاست جمهوری و پنجمین دوره شوراهای اسلامی شهر و روستا در حالی پایان یافت که نتایج این دو انتخابات از پیروزی چشمگیر جناح اصلاح‌طلب و متحدان اعتدالگرای آن خبر می‌داد.
قدر مطلق کلمه آن است که تندروها در انتخابات گذشته شکست خورده‌اند و اصولگرایان معتدل و اصیلی در کنار اعتدالگرایان و همین‌طور به‌طور خاص اصلاح‌طلبان توانسته‌اند پیروز انتخابات باشند.
اگرچه در دو هفته گذشته از انتخابات اردیبهشت ۹۶، رسانه‌ها و تریبون‌های اصولگرا تلاش گسترده‌ای برای ایراد شبهه در نتایج و طرح ادعای تخلفات گسترده را در دستور کار رسانه‌ای خود قرار داده‌اند و حتی در برخی حوزه‌ها کار را به ابطال صندوق‌های رأی کشانده‌اند اما آنچه قابل انکار نیست آن است که علاوه بر پیروزی اصلاح‌طلبان و اعتدالگرایان در انتخابات، انتخابات شوراها به‌خصوص در کلان‌شهرهای بزرگ کشور با پیروزی فهرست امید و تکرار موفقیت انتخابات مجلس گذشته روبه‌رو بوده است.
در تهران رکورد آرای کسب شده توسط یک نامزد؛ توسط محسن هاشمی رفسنجانی شکسته شده و آخرین نفر فهرست امید با مهدی چمران سرلیست فهرست اصولگرایان فاصله‌ای ۲۰۰ هزار رایی دارد. این همه در شرایطی است که حدادعادل به تقلید از رییس دولت اصلاحات ویدئویی حمایتی از فهرست اصولگرایان منتشر کرده و مردم را دعوت به رأی دادن به آن کرده بود؛ اشتباهی دیگر از اصولگرایان که فقط صورت مساپل را دیدند.
در کلان شهرهایی چون مشهد که از پایگاه‌های اصولگرایی شناخته می‌شود، فهرست امید پیروزی مطلق داشته و همین وضعیت در شهرهایی چون اهواز و تبریز و اصفهان تکرار شده است.
همه این موفقیت‌ها در حالی صورت گرفته که انتقادات بسیار قابل تاملی نسبت به فهرست بسته شده توسط شورای عالی اصلاح‌طلبان وجود دارد. انتقاداتی که توسط دکتر محمدرضا عارف بر صحت آنها شهادت داده و تاکید بر لزوم رفع سازوکارهای اجماع در شورای عالی اصلاح‌طلبان دارد.
چه بسیار اصلاح‌طلبانی که به فهرست امید در شوراهای تهران رأی داده‌اند اما این انتقاد را بر زبان آورده‌اند که فرآیند انتخاب افراد در فهرست شوراها شفاف نبوده و معیارهایی که از ابتدا قرار بود به واسطه آن چهره‌ها و نامزدهای اصلاح‌طلب گزینش و انتخاب شوند رعایت نشده است.
اگرچه توقع جوانان اصلاح‌طلب جوانگرایی و رعایت سهم جوانان در بستن فهرست شوراها بود اما آنچه عملا اتفاق افتاده آن است که برخی چهره‌های ناآشنا به فهرست اصلاح‌طلبان راه یافتند و به‌طور ناگهانی از ته صف اصلاح‌طلبی به اول صف منتقل شده‌اند. این چنین انتقالی را نه تنها نباید جوانگرایی نامید بلکه باید آنرا تهدیدی برای تجربه جوانگرایی و میدان دادن به جوانان دانست.
آنچه مهم است آن است که اعتماد مردم به اصلاح‌طلبان وابسته به کارآیی آنها در تحقق مطالبات مردم و جلوگیری از فرسایش جامعه در اثر مجادلات سیاسی است. این مهم محقق نمی‌شود مگر اینکه شورای پنجم که به‌قدر مطلق به نام اصلاح‌طلبان شکل گرفته نه تنها در تهران بلکه در همه کلان‌شهرها به خوبی مدیریت شده و کارآیی و فساد ستیزی آن اثبات شود. اصلاح‌طلبان بعد از سال‌ها در معرض نوشتن املایی دوباره‌اند و نباید از این امتحان نمره مردودی بگیرند. انتخاب شهرداران همه کلان‌شهرهایی که شورای آن در اختیار اصلاح‌طلبان قرار گرفته به معنی اتخاذ مهم‌ترین تصمیم اصلاح‌طلبان برای مدیریت اموری است که با زندگی روزمره مردم سروکار دارد و آنها را به‌طور ملموسی با عملکرد اصلاح‌طلبان درگیر می‌کند و ۴سال بعد در مسند قضاوت می‌نشاند.
تعامل با همه نهادها و گروه‌ها متنفذ نباید جای خود را به تفاخر پیروزی و نطق‌های آتشین و تعامل گریز بدهد تا بلکه از این طریق، مسیر حفظ کارآمدی اصلاح‌طلبان در مدیریت شهری بسته نشود.
از یاد نباید برد که در شورای دوم که مصطفی تاجزاده عضو علی‌البدل آن شورا بود، مهدی چمران عطای معاون اولی دولت احمدی‌نژاد را به لقایش بخشید و برای جلوگیری از حضور یک اصلاح‌طلب از آن موقعیت چشم‌پوشی کرد و از شورای اسلامی شهر تهران استعفا نداد. امروز رأی مردم باید از سوی اعضای شورای پنجم محترم‌تر از هر روز دیگر شمرده شود. انتخاب شهردار تهران و سایر شهرهای مهم کشور، تا حدود زیادی عیار نامزدهای اصلاح‌طلب حاضر در شوراها را مشخص خواهد کرد و کف و سقف انتظاراتی که می‌توان از آنها داشت را مبرهن خواهد نمود.



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *