سردرگمی اقتصاد جهان

img17350814

به‌نظر می‌رسد سال ۲۰۱۷ آبستن بسیاری از تحولات خواهد بود؛ چه در حوزه اقتصاد و چه سیاست. بازی دونالد ترامپ در حوزه بین‌الملل از ۲۰ ژانویه ۲۰۱۷ شروع می‌شود و او از این روز به‌صورت رسمی به‌عنوان رییس‌جمهور آمریکا کار خود را شروع خواهد کرد؛ شخصی که در طول دوران انتخابات، موضع‌گیری‌های قابل تاملی به‌خصوص در حوزه اقتصاد داشته است که به باور تحلیلگران، هر مهره‌ای که ترامپ در شطرنج اقتصاد آمریکا جابه‌جا کند یا تصمیمی بگیرد، اقتصاد دنیا را تکان خواهد داد. اما اینکه این تحولات چگونه خواهد بود، جای سوال است. موسی غنی‌نژاد، اقتصاددان در این خصوص چنین توضیح می‌دهد: «اینکه سیاست ترامپ به‌صورت مشخص در زمینه‌های مختلف جمله اقتصادی چه خواهد بود، مشخص نیست و هیچ‌کسی هم این خطر را نمی‌کند که پیش‌بینی‌ خاصی در این خصوص داشته باشد.» به اعتقاد وی، «با توجه به اینکه در چند دهه گذشته عمده رشد اقتصادی جهانی، تابعی از رشد تجارت جهانی بوده است، اگر در آینده با روی کار آمدن ترامپ رشد تجارت جهانی کند شود، به طور قطع این اثر منفی روی رشد اقتصاد جهانی هم خواهد بود.» آنچه در ادامه می‌خوانید، مشروح گفت‌وگوی ماهنامه صنعت و توسعه با موسی غنی‌نژاد است.
با توجه به تقارن تقریبی آغاز به کار ترامپ و سال جدید میلادی، تصور می‌کنید تبعات به قدرت رسیدن ترامپ برای اقتصاد جهان چه باشد؟ در واقع تصور می‌کنید اقتصاد در دنیا در سال ۲۰۱۷ با چه مسایلی درگیر خواهد بود؟
در حال حاضر همه تحلیلگران بر این نظر هستند که رفتارهای آقای ترامپ، رییس‌جمهور منتخب آمریکا غیرقابل پیش‌بینی است، بنابراین نمی‌توان گفت اقتصاد و سیاست‌ها در چه جهتی حرکت خواهد کرد. اما چند مساله روشن است؛ اینکه اقتصاد آمریکا به طرف بسته شدن میل خواهد کرد. یعنی روی واردات احتمالا تعرفه‌ای گذاشته می‌شود یا محدودیت‌هایی ایجاد می‌شود که از صنایع و تولیدات داخلی این کشور حمایت شود؛ نرخ بهره آمریکا نیز بالا می‌رود. این‌ها عواملی است که باعث شده نرخ دلار افزایش پیدا کند. همه این‌ها مسایلی است که به‌صورت عملی در رفتار بازیگران اقتصادی می‌بینیم. اما اینکه سیاست آقای ترامپ به‌صورت مشخص در زمینه‌های مختلف از جمله اقتصادی چه خواهد بود، مشخص نیست. هیچ‌کسی هم این خطر را نمی‌کند که پیش‌بینی خاصی در این خصوص داشته باشد.
افزایش نرخ بهره آمریکا قاعدتا روی شاخص‌های مختلف اثر می‌گذارد. این تاثیر را چگونه شاهد خواهیم بود؟
شما مشاهده می‌کنید که تقاضا برای دلار در دنیا بالا رفته و دلار تقویت شده است. تقویت دلار به‌صورت تناقض‌آمیز عمل خواهد کرد. دلار آمریکا که گران می‌شود، صادرات این کشور لطمه می‌بیند و واردات ارزان‌تر خواهد شد. منتها سیاست‌های دولت آمریکا این خواهد بود که به‌نوعی از طریق سیاست‌های حمایتی، جلوی واردات را بگیرد.
اگر این اتفاق بیفتد، دنیا وارد فاز جدیدی از سیاست‌های حمایتی می‌شود، چون اگر آمریکا این کار را انجام دهد، یقینا کشورهای دیگر و مهم‌تر از همه، چین و هند هم این کار را خواهند کرد. این کشورها عضو سازمان تجارت جهانی هستند. اصلا نمی‌توانند این کار را بکنند. این‌گونه اقدامات مساله‌ساز است.
به‌هرحال از الان نمی‌شود گفت که به‌طور مشخص چه اتفاقی می‌افتد و سازمان تجارت جهانی چه موضع‌گیری‌ در پیش خواهد گرفت. تا زمانی که آقای ترامپ بر سر قدرت ننشسته و سیاست‌های خود را اعلام نکرده، بنابراین زود است ما صحبتی کنیم. فقط می‌توان به‌صورت تخمینی صحبت کرد.
اما تقریبا برخی سیاست‌های رییس‌جمهور جدید آمریکا مشخص است. برای مثال به نظر می‌رسد که استخراج نفت شیل افزایش یابد و همین اتفاق، قیمت نفت را کاهش خواهد داد.
این پیش‌بینی‌ها وجود دارد. البته صحبت‌هایی که آقای ترامپ قبلا داشته، روی آنها ایستادگی ندارد.
تقریبا وزرایی هم که انتخاب کرده، در حوزه نفت هستند.
بله، در حوزه نفت و انرژی درست است. سیاست‌های آقای ترامپ این است که لوله‌ای نفتی را که از کانادا به آمریکا می‌آید فعال کند، بخشی که در دوره آقای اوباما به‌دلیل مسائل محیط‌زیستی کنار گذاشته شده بود. از سوی دیگر، از طریق سیاست‌های حمایتی از تولید نفت شیل استفاده کند و استخراج نفت را افزایش دهد. در عین حال، قول‌هایی را هم در مورد فعال کردن معادن زغال‌سنگ داده است. اینها بحث‌هایی است که اگر عملی شود، مسیر جدیدی را برای اقتصاد آمریکا ترسیم می‌کند که با گذشته متفاوت است.
شما در صحبت‌های خود عنوان کردید که ما احتمالا فاز جدیدی از سیاست‌های حمایتی را شاهد خواهیم بود. این سیاست‌ها به چه شکل خواهد بود؟
سیاست‌های حمایتی انواع مختلفی می‌تواند داشته باشد. البته وجود سازمان تجارت جهانی، اعمال برخی از سیاست‌های حمایتی را محدود می‌کند. به عبارتی، دولت آمریکا اگر می‌خواهد برخی سیاست‌های حمایتی گمرکی از تولید داخل را اعمال کند، نقض قراردادها و تعهداتش در سازمان تجارت جهانی است.
راه‌حل‌های دیگر را من نمی‌دانم و اینکه چگونه به لحاظ حقوقی می‌توان این کارها را انجام داد؛ شاید مسیرهایی باشد. اما همیشه چین درست برخلاف آمریکا کاری کرده که پولش تضعیف شود و از این طریق، از تولید داخلی حمایت کند. ولی فعلا آمریکا را می‌بینیم مسیر برعکس را می‌رود، یعنی پولش تقویت می‌شود.
نوعا چین با آمریکا تفاوت دارد. به این شکل که پول آمریکا، پول مبادلات جهانی است، اما پول چین این‌گونه نیست. اگر چین بتواند این کار را بکند، احتمالا آمریکا از این مسیر نمی‌تواند حرکت کند و شاید به مصلحتش هم نباشد. اگر دلار آمریکا تقویت شود و به این صورتی که الان مشاهده می‌کنید، شرایط ادامه پیدا کند، کسری تراز تجاری بیشتر خواهد شد و حتی اگر از یک حدی بگذرد، باعث بی‌ثباتی در اقتصاد جهانی می‌شود.
آغاز فعالیت ترامپ تا چه حد می‌تواند ثبات سیاسی در جهان را تهدید کند. در صورت بروز رفتارهای تنش‌زا، اقتصاد جهان چگونه تحت‌الشعاع قرار می‌گیرد؟
اقتصاد جهان را به طور حتم سیاست‌های آتی آمریکا تحت‌تاثیر قرار خواهد داد. در حال حاضر هم صحبت است که ترامپ می‌خواهد مدیر اجرایی شرکت بزرگ نفتی آمریکا، رکس تیلرسون را وزیر خارجه دولت خود کند. اگر این کار را انجام دهد، به طور طبیعی تبعات اقتصادی خواهد داشت.
این شخص شهرت دارد به اینکه روابط نزدیکی با رییس‌جمهور روسیه دارد. اگر در زمینه نزدیکی با روسیه جلو برود، قاعدتا تحریم‌های آمریکا علیه روسیه کاهش می‌یابد و نوعی بازی مجدد در صحنه اقتصاد جهانی اتفاق می‌افتد. به عبارتی، رابطه‌اش را با متعهدان سابق خود باید باز تعریف کند، چون اروپایی‌ها به‌شدت نسبت به سیاست‌های توسعه‌طلبانه روسیه نگران هستند و اگر آمریکا به روسیه نزدیک شود، تنش‌هایی هم بین کشورهای اروپایی و آمریکا اتفاق خواهد افتاد.
آیا می‌توان گفت تیم اقتصادی ترامپ یک اندیشه اقتصادی مشخص را نمایندگی می‌کند؟
در حال حاضر مشخص نیست، ولی به نظر می‌رسد در جهت سیاست‌های حمایتی در حوزه اقتصاد باشد.
اکونومیست در بخشی از تحلیل خود درباره اقتصاد ۲۰۱۷، به انتخاب ترامپ به‌عنوان چهل و پنجمین رییس‌جمهوری ایالات‌متحده آمریکا هم اشاره کرده است و از این رویداد به‌عنوان «آغاز یک نظم نوین و تیره‌تر جهانی» هشدار داده است. شما چه نگاهی در این خصوص دارید؟
اکونومیست خطر سیاست حمایتگرایانه را گوشزد کرده است و اینکه سیاست‌های روی کار آمدن راست‌های افراطی و ضدمهاجرت در دنیا تقویت می‌شود. مضاف بر اینکه ترامپ (البته قطعی نیست) امکان دارد در آینده روابط اقتصادی و سیاسی خود را با متعهدان خود در اروپا و خاورمیانه را دوباره بازتعریف کند. به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران معتقدند که یک دوره بی‌اطمینانی و تنش و عدم ثبات احتمالا در صحنه بین‌الملل بروز خواهد کرد. چون به این آسانی‌ها نمی‌توان رابطه با متعهدان خود را بازتعریف کرد. براین اساس، ویژگی مهم روی کار آمدن ترامپ، دامن زدن به نااطمینانی نسبت به آینده است و هیچ‌کس نمی‌داند دو سال دیگر صحنه بین‌الملل شاهد چه وضعیت و رابطه‌ای خواهد بود.
آیا این موضوع را قبول دارید که سال ۲۰۱۷، سال به قدرت گرفتن پوپولیست‌ها در غرب است؟
احتمال این زیاد است. اگر به قدرت رسیدن پوپولیست‌ها هم اتفاق نیفتد، باعث تقویت آنها خواهد شد. روی کار آمدن ترامپ، قوت قلبی برای راست‌های افراطی و پوپولیست‌ها در سراسر دنیا ایجاد کرده است. شما نگاه کنید، مارین لوپن در فرانسه از این مساله خیلی خوشحال است؛ البته احتمال اینکه این شخص در انتخابات سال آینده فرانسه پیروز شود، به نظر من زیاد نیست. فردی مثل فرانسوا فیلون که در مقابل لوپن از طرف جمهوری‌خواهان رأی آورده، پیروز خواهد شد.
با این وجود، به نظر می‌رسد مارین لوپن قدرت نمی‌گیرد، ولی از نظر سیاسی قوی‌تر خواهد شد. همان اتفاقی که در اتریش رخ داد. بر این اساس، روی کار آمدن ترامپ در این مسیر موثر است و در کشورهای دیگر نیز پایگاه پوپولیست‌ها تقویت خواهد شد.
وضعیت اقتصادهای نوظهور را چطور ارزیابی می‌کنید. تصور می‌کنید اقتصادهای نوظهور با چه مسائل و چالش‌هایی مواجه هستند؟
اقتصادهای نوظهور به‌طور طبیعی در دوران سیاست‌های حمایت‌گرایانه لطمه خواهند دید. اقتصادهای نوظهور مثل چین و هند، دینامیک رشد اقتصادی‌شان وابسته به توسعه تجارت جهانی است. سیاست‌های حمایتی در سطح بین‌المللی، تجارت جهانی را محدودتر خواهد کرد. هر چقدر تجارت جهانی محدودتر شود، به رشد اقتصادی کشورهای نوظهور لطمه می‌زند.
در این شرایط وضعیت اقتصاد ایران را چطور ارزیابی می‌کنید؟
اقتصاد ایران خیلی تحت‌تاثیر این سیاست‌های حمایتی آمریکا قرار نخواهد گرفت، زیرا ایران رابطه زیادی با آمریکا ندارد. از طرف دیگر، با توجه به اینکه ایران عضو سازمان تجارت جهانی نیست، بنابراین لطمه خوردن روابط تجارت آزاد در چارچوب سازمان تجارت جهانی، ایران را خیلی تحت‌تاثیر قرار نمی‌دهد. ایران همچنان بیرون از سازمان تجارت جهانی است و نسبت به سایر کشورها کمتر تحت‌تاثیر سیاست‌های حمایتی قرار می‌گیرد. بنابراین سیاست‌های جدیدی که در صحنه بین‌المللی اتفاق می‌افتد، خیلی روی ایران به لحاظ اقتصادی تاثیر نمی‌گذارد.
اقتصاد ایران چگونه می‌تواند در شرایط جدید از فرصت‌های جهانی بیشتری بهره بگیرد و رشد اقتصادی خود را افزایش دهد؟
فرصتی که وجود دارد، این است که از تنش‌های ایجاد شده بین آمریکا و اروپا استفاده کند. اروپایی‌ها به سمتی خواهند رفت که آمریکا را بیشتر منزوی کنند. به این ترتیب، ایران می‌تواند روابط خود را در حوزه انرژی و سایر زمینه‌ها با اروپایی‌ها تقویت کنند. از این طریق می‌توان گفت روی کار آمدن ترامپ برای ایران فرصتی ایجاد کرده است؛ منتها از این فرصت خیلی هوشمندانه باید استفاده کرد و با اقدامات تنش‌آلود و شتاب‌زده نباید دیدگاه مثبتی که بعد از برجام به‌ویژه در اروپا ایجاد شده را تخریب کرد.
متاسفانه برخی از دلواپسان داخلی به این مساله توجه ندارند و دائما شعار از بین رفتن برجام و نقض برجام می‌دهند. اما اگر ایران هوشمندانه عمل کند، باید متعهد به برجام بماند. ایران باید نشان دهد که ایران نیست که برجام را بر هم می‌زند. اگر این بازی را ایران به‌درستی انجام دهد، یقینا فرصت مناسبی است که برای ایران به وجود آمده است.
با توجه به افزایش تدریجی ارتباط اقتصاد ایران با جهان و گسترش تعاملات بین‌المللی، فکر می‌کنید چه چالش‌ها و موانعی بر سر گسترش روابط اقتصادی ایران و غرب وجود دارد؟
به نظر من چالش‌ها از طرف غرب و عمدتا از طرف آمریکا خواهد بود که دردسر ایجاد می‌کند و جلوی گسترش روابط بانکی و معاملات بین‌المللی و بزرگ ایران را از طریق تحریم‌های ۱۰ساله گرفته است. ولی اروپایی‌ها خیلی راغب هستند که راه‌حلی برای این مساله پیدا کنند و روابط اقتصادی خود را با ایران گسترش دهند.
گرفتاری دوم در داخل است. در داخل یک عده به دلایل سیاسی موافق برجام نیستند و به هر قیمتی می‌خواهند دولت یازدهم را زیر سوال ببرند و انتقاد کنند. گاهی اوقات این انتقادات از حد معمول فراتر و منافع ملی زیر سوال می‌رود. مساله فقط آقای روحانی نیست، منافع ملی ایران موضوع است. منتقدان باید مراقب باشند که از آن خط قرمز عبور نکنند.
انتقاد از رییس‌جمهور جای خود دارد، ولی عبور از خط قرمز منافع ملی، یک گناه نابخشودنی است. به‌ظاهر به نظر می‌رسد عده‌ای اِبا از این کار ندارند و به هر قیمتی می‌خواهند این کار را بکنند. بنابراین ما یک مشکل هم در داخل در رابطه با گسترش روابط اقتصادی بین‌المللی داریم.
یک مسائل فنی هم وجود دارد. برای مثال، اصلاحات نظام بانکی را باید انجام دهیم و شفاف‌سازی کنیم تا بانک‌های اروپایی و خارجی به راحتی رابطه‌شان را با ایران توسعه دهند.
در اصلاحات بانکی، اولویت با کدام بخش است؟
باید شفافیت وجود داشته باشد. در حال حاضر به اندازه کافی در ترازنامه‌های بانک‌ها شفافیت وجود ندارد و این موضوع طرف‌های خارجی را یک مقدار نگران می‌کند. برای مثال، در زمینه مقررات بانکی، نظام بانکی ایران به روز نیست. بر این اساس، نظام بانکی به سرعت باید به روز شود و نقش نظارتی بانک مرکزی به‌صورت استانداردهای جدید در دنیا اعمال شود تا بانک‌های خارجی و طرف‌های تجاری از این بابت خیال‌شان آسوده باشد.
با توجه به این صحبت شما که احتمالا وزیر خارجه آمریکا ارتباط نزدیکی با روسیه خواهد داشت. این موضوع می‌تواند روی روابط اقتصادی ایران و روسیه اثر بگذارد.
بله، به طور قطع اثرگذار خواهد بود. اما اینکه این اثرگذاری در چه جهتی است، از الان نمی‌شود به روشنی این موضوع را تحلیل کرد. علت آن هم این است که در این رابطه روس‌ها همچون گذشته نشان دادند که بیشتر منافع خود را ترجیح می‌دهند. اگر رابطه با آمریکا ایجاب کند که روس‌ها روی ایران فشار بگذارند، این کار را خواهند کرد. یعنی این خطر وجود دارد و باید به این موضوع توجه کرد.
در این‌جا دیپلماسی ایران نقش مهمی دارد و روابط خود را با روسیه و سایر کشورهای اروپایی تقویت کند.
رابطه اقتصادی ایران و چین به کجا می‌رسد؟
به نظر من رابطه اقتصادی ایران و چین مثل گذشته خواهد بود و احتمالا توسعه پیدا می‌کند. چینی‌ها هم با محدودیت‌هایی که احتمالا روی کار آمدن ترامپ روی جهان می‌گذارد، بازارهای‌شان محدود خواهد شد و به همین دلیل ترجیح می‌دهند با کشورهایی مانند ایران رابطه خود را گسترش دهند.
در مجموع نسبت به رشد اقتصاد جهان خوشبین هستید یا بدبین؟
با توجه به اینکه در چند دهه گذشته عمده رشد اقتصادی جهانی، تابعی از رشد تجارت جهانی بوده است، اگر در آینده با روی کار آمدن ترامپ رشد تجارت جهانی کند شود، به طور قطع این اثر منفی روی رشد اقتصاد جهانی هم خواهد بود.
این تاثیر منفی روی کدام کشورها بیشتر خواهد بود؟
کشورهای نوظهور موتور رشد اقتصاد جهانی هستند مثل چین و هند. بنابراین اگر تجارت جهانی دچار محدودیت شود، رشد اقتصادی این کشورها کند خواهد شد و این مساله روی رشد اقتصادی جهانی اثر می‌گذارد.
*مریم فکری



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *