حقوق معلمان، مشکل پایدار آموزش و پرورش

Ali-Akbar-Baghani

آموزش پرورش و مسائل بی‌شمار آن از حقوق معلمان گرفته تا وضعیت مدارس و روش‌های آموزشی در چند دهه گذشته همواره چالش برانگیز بوده است. در این سال‌ها معلمان با این استدلال که از مهم‌ترین اقشار خدمت‌رسان جامعه اما با درآمد پایین‌تر از دیگر گروه‌ها هستند، موفق به افزایش درآمد خود به سطح بیشتر از کف تعیین شده از سوی وزارت کار و تامین اجتماعی شدند. اما هنوز نه تنها اعتراض معلمان به درآمدها ادامه دارد بلکه بسیاری مسائل کهنه دیگر از جمله بدهی‌های سنگین وزارت آموزش و پرورش به نیروهای حق‌التدریس، مدارس غیراستاندارد، سهم دولت در آموزش و پروش و بسیاری مسائل دیگر باقی مانده است. استعفا و برکناری وزرای آموزش و پروش در هر دولت، شاهد پابرجا ماندن مشکلات بزرگ‌ترین دستگاه خدماتی کشور است. برای بررسی مشکلات کنونی این نهاد و اولویت‌های مشکلات در دولت دوازدهم با علی‌اکبر باغانی، از فعالان پرکار حوزه آموزش و پرورش و دبیرکل سابق کانون صنفی معلمان گفت‌وگو کردیم که متن آن را در پی می‌خوانید:

برای شروع در مورد وضعیت کنونی آموزش و پرورش و مهم‌ترین مشکلی که این نهاد با آن دست به گریبان است، توضیح دهید؟
مهم‌ترین مساله مربوط به اقتصاد آموزش و پرورش و بودجه آموزش و پروش، همان مقدار بودجه‌ای است که در مجلس شورای اسلامی برای آموزش و پرورش تصویب می‌شود. این بودجه هم که ۳۳ هزار میلیارد است، اما به هیچ وجه حتی جوابگوی حقوق معلمان نیست. در یک تحقیق همه‌جانبه، خود آموزش و پرورش اعلام کرد، حداقل بودجه‌ای که برای نیاز اولیه آموزش و پرورش نیاز است ۵۰ هزار میلیارد است که در حالت فعلی، ۱۷ هزار میلیارد کسری بودجه داریم. در حقیقت وزیر اطلاعات هم به تازگی گفتند که ۱۱ هزار میلیارد را به سختی گرفتیم و به آموزش و پرورش دادیم که به حق‌التدریس‌هاشان بدهند. یعنی اگر آن ۱۱ هزار میلیارد و ۳۳ هزار میلیارد جمع کنیم نزدیک به همان ۵۰ هزار میلیارد می‌رسد. این صحبت البته جدی نبود و هنوز مساله حق‌التدریس معلم‌ها را ندادند. نکته بعدی که در آموزش و پرورش همیشه هست و نگران‌کننده است، مساله زیر خط فقر بودن همین معلمان کشور است. در واقع طبق آمار، میانگین پرداخت به معلمان ۲ میلیون و ۴۵۰ هزار تومان است، یا ۲.۵ میلیون تومان است. الان خط فقر در آمار خودشان خیلی بالاتر از این است. یعنی بسیاری معلمان، به‌خصوص تهران به علت گرانی اجاره خانه زیر خط فقر هستند. یک سوم معلمان کشور، خانه شخصی ندارند، خانه آنها اجاره‌ای است، به این خاطر بسیاری از معلمان زیر خط فقر هستند. یعنی این نگرانی دومی است که وجود دارد. سومین مساله، نپرداختن حق‌التدریس‌هاست. معلمان از اول سال آمدند و در آموزش و پرورش کمک کرده و کلاس‌های خالی را پر کردند. این در حالی است که معمولا هم این افراد، افراد متخصص هستند. مثلا درس‌هایی مثل ریاضی، درس‌های آسان یا درس‌های عادی را به معلمان دیگر می‌دهند ولو اینکه از تحصیلات کافی هم برخوردار نباشند چون می‌توانند آن درس‌ها را جبران کنند. اما درس‌های اصلی یا درس‌های فنی آموزش و پرورش باید حتما توسط استاد درجه یک آموزش و پرورش تدریس شود، این کار از سوی معلمان حق‌التدریس انجام می‌شود. اما دستمزد حق‌التدریس‌ها را تا الان نپرداخته‌اند. اداره آموزش و پرورش در این شاخص هم خوب عمل نکرده که بتواند حق‌التدریس معلمان را بپردازد؛ یعنی یک مشکل بزرگ دارد. نکته چهارم این است که مشکل ما بعد از اینکه بازنشسته می‌شویم، مساله هم‌سان‌سازی حقوق ما با کسانی است که شاغل هستند. بازنشسته‌ها بزرگ‌ترین مشکل کشور هستند اما هیچ اقدامی در این زمینه نکردند.
یعنی شما فکر می‌کنید، حقوق معلمان مهم‌ترین مساله آموزش و پرورش است؟
می‌دانید که آموزش و پرورش دارای دو بخش است. یک بخش حاکمیت است و یک بخش خدمات مساله حقوق‌ها به خدمات مربوط می‌شود. مساله دیگر اینکه در انتخابات، مدارس در اختیار همه قرار می‌گیرد. مدرسه را تعطیل و از معلمان استفاده می‌کنند. اما اینکه حقوق اینها را در حد این مساله، حاکمیت بپردازد، این کار را نمی‌کنند و در واقع، بودجه‌ها جای دیگر مصرف می‌شود.
به نظر شما مسائل سیاسی چقدر آموزش و پرورش ایران را تحت تاثیر قرار داده است؟
آموزش و پرورش، عیوبی دارد که سیاسی است. الان مسائل دیگر سیاسی در آموزش و پرورش نقش دارد. یکی تمرکزگرایی است که هزینه‌ها باید از بالا به پایین برود. وقتی که بودجه تقسیم می‌شود و چیزی به آن آخر نمی‌رسد. تمرکز باعث می‌شود که هزینه از بالا به پایین تمام شود. بودجه به جای مدارس در همایش‌ها می‌رود. مخارج اضافی که بار آموزش و پرورش می‌شود هم سنگینی می‌کند در آموزش و پرورش.
در مورد مسائل جزئی‌تر چطور؟ معلمان ما چقدر در آموزش و پرورش تاثیرگذارند؟
خب مشکلات دیگر آموزش و پرورش، فشارهای دیگری است که در زمینه‌های مختلف به معلمان می‌آید. مثلا معلمان باید آزادتر باشند، مهارت آموزشی آنها بیشتر شود. بتوانند قدرت عمل بیشتری در مدارس داشته باشند. من فکر می‌کنم که رضایت باطنی باعث می‌شود سبک زندگی معلمان هم عوض شود. اما الان چون معلمان زیر فشارهای سیاسی قرار می‌گیرند، گاهی امنیت شغلی ندارند، همان‌طور که تعدادی از خود فعالان صنفی معلمان در زندان هستند. این مشکلات را عده‌ای دیگر دارند که از شهر خودشان به شهر دیگر تبعید شده‌اند به علت مسائل خاص. این مسائل هم بحران معلمان را افزایش می‌دهد. ضمن این، خشونت هم، دو طرفه در آموزش و پرورش وجود دارد. این مثلا مشکلاتی برای آموزش و پرورش به‌وجود آورده که بحث در این زمینه‌ها وارد آن نمی‌شویم.
رقم بدهی دولت به حق‌التدریسی‌ها چقدر است؟
رقم دقیق مطرح نکردند که رقم‌شان چقدر است. چون بعضی‌ها خیلی زیاد می‌گویند. مثلا حساب کنید، هزاران ساعت حق‌التدریسی معلمان در استان‌های مختلف، رقم‌های متفاوت دارد. بستگی دارد. خیلی رقم دقیقی را مشخص نکردند. اما کمبود بودجه حدودا ۱۷ هزار میلیارد است. اگر بخواهند بودجه معلمان ۵۰ هزار میلیارد باشد و به شکلی جبران شود، این هر ساله اتفاق می‌افتد. از جایی می‌آورند و در جایی دیگر صرف می‌کنند یا قرض می‌گیرند و جبران می‌کنند، یا از دولت قرض می‌گیرند. من فکر کنم حدود ۱۰ هزار میلیارد، کمبودهای مختلف آموزش و پرورش باشد و الان ۱۱هزار میلیارد مقروض باشند به معلمان در کل سال. چون اینها ۵ هزار میلیارد است، ولی حدودا ۱۱ هزار میلیارد در زمینه‌های مختلف به معلمان بدهکار است، آموزش و پرورش. باز بودجه تقریبی می‌شود حدود ۵۰ هزار میلیارد، اگر بودجه تصویب می‌شد. البته دیگر ۳۳ هزار و ۳۴ هزار میلیارد از تصویب گذشت و امسال هم معلمان با کمبود بودجه روبه‌رو خواهند بود.
در سال گذشته آن بودجه‌ای هم که تخصیص داده شده بود، همه آن محقق شد یا بخش محقق نشده دارد؟
نه، متاسفانه محقق نمی‌شود. بیشتر بودجه‌ها در آموزش و پرورش متاسفانه محقق نمی‌شود. آن قسمت حقوقش را اجبارا پایین می‌کشند، چون حقوق را مجبور هستند بدهند، گاهی با تاخیر می‌دهند. اما حق‌التدریس‌ها را معمولا به‌صورت بدهی و با تاخیر زیاد پرداخت می‌کنند. علتش این است که بودجه محقق نشده است. گاهی هم به دلایل مختلف، مسوولان آموزش و پرورش بودجه را در جای دیگر مصرف می‌کنند.
بیشتر به مسائل مالی و بودجه مربوط به حقوق معلمان اشاره کردید. در بحث توسعه مدارس و بهبود کیفیت مدارس، عملکرد دولت در این چند سال چطور بوده است؟
متاسفانه هنوز بسیاری مدارس کشور کپری، کانتینری، خشتی و خشت خامی هستند که با زلزله‌هایی که می‌آید هر لحظه ممکن است ده‌ها دانش آموز کشته شوند و این مصیبت‌ها همیشه وارد می‌شود. حتی در جاهایی مدارسی که اصلا سقف ندارند، یا چادر است، وجود دارد و این باعث تاسف است واقعا. چون دولت در این زمینه هم کوتاهی کرده است. ما از دولت می‌خواهیم در این زمینه حداقل بتواند پناهگاه یا خانه‌های امن یا کلاس‌های امنی برای بچه‌ها بسازد که بچه‌ها از زلزله، سیل و این مسائل در امان باشند. این را به جرات و با تحقیق می‌گویم که اصلا مدرسه استاندارد به مفهوم استاندارد جهانی در ایران وجود ندارد. طبق سند تحول آموزش و پروش نیز که رهبری قبلا اشاره کرده بودند باید سند تحول را به‌صورت کامل اجرا شود، در سند تحول، کلاس‌ها بین ۱۸ تا ۲۶ نفر باید باشد. اکثر کلاس‌های ما در شهرستان‌ها بین ۳۰ تا ۴۰ نفر دانش آموز دارند. کمتر کلاسی در مدارس دولتی داریم که ۱۸ نفره باشد، یا اصلا نداریم. اصلا آن استانداردها، حتی تغییرات مندرج در سند تحول نظام آموزش و پروش را هم که مصوب خود شورای عالی آموزش و پرورش و دولت است، اعمال نشده و واقعا نمی‌توانند به آن عمل کنند. به طور مثال دوره ابتدای ما دو پایه باید داشته باشد. اول، دوم، سوم و چهارم، پنجم و ششم از آنها تفکیک شوند و مدیر و معاون و مربیان هم جدا باشند. مربی ورزش و حیاط جداگانه و در واقع کلاس، حدود ۱۰ متر فضای فیزیکی داشته باشد. این مساله هم به دلیل همان کمبود بودجه است، دولت نتوانست به وعده خودش عمل کند و معمولا ۶ پایه از بچه‌ها، اول تا ششم، بچه‌ها با هم هستند، مسائل خیلی مشکل‌زا در مدارس وجود دارد. در کنار هم بودن دانش آموزش ۶ تا ۱۳ سال مشکلات روانی، عاطفی، احساسی و بحران‌های این گونه‌ای به‌وجود آورده که دولت متاسفانه در این زمینه هم به تعهدات خودش عمل نکرده است. یعنی وزیر نمی‌تواند، قدرت مانور در این زمینه را ندارد، جسارت این عمل را هم متاسفانه به دلیل کاریزماتیک نبودن و نداشتن دکترینی در زمینه توجیه هیات دولت یا حاکمیت ندارد. در این زمینه، ما مشکلات زیادی داریم.
در زمینه استانداردهای آموزشی وضعیت چطور است؟
هیچ مدرسه‌ای در ایران استاندارد نیست. می‌گویند دولت الکترونیک شده است. قبلا آقای حاج بابایی هم می‌گفت که آموزش و پرورش تمام الکترونیک شده و مدارس مدرن و استاندارد هستند ولی واقعا اینطور نیست. مدارس ما هیچ ابزار آموزشی ندارند. نه آزمایشگاه‌های آن، نه کارگاه‌های آن، نه سالن ورزش آن، نه حتی فضاهای مذهبی و اینها که استاندارد نیستند.
فکر می‌کنید دولت دوازدهم در آموزش و پرورش، چه اولویت‌هایی را باید در برنامه‌های خود قرار دهد؟
چیزی که مسلم است، سه رکن مهم آموزش و پرورش، از مسائل اصلی آموزش و پرورش است. اول دانش آموزان هستند. یعنی دولت، ‌باید در درجه نخست مساله اقتصاد خانواده را طوری ساماندهی کند که وقتی بچه‌ها به مدرسه می‌آیند نیازمندی‌های اولیه آنها برطرف شده باشد.
یعنی این مسائل اجتماعی مثل بحران حاشیه‌نشینی، بحران اعتیاد، بحران زندان‌ها و بحران طلاق؛ این بحران‌ها، نباید داخل کلاس‌ها بیاید. نخستین مشکل آموزش و پرورش، دانش آموزانی هستند که به کلاس می‌آیند و فقیر هستند، معتاد هستند، خشونت در مورد آنها اعمال شده است. یعنی نخستین مشکل معلمان در کلاس، همین مسائل اجتماعی خانواده‌هاست. دولت باید بتواند توجهی به مسائل خانواده‌ها کند که بچه‌ها با مشکل بزرگ نشوند حتی بسته‌های آموزشی به آنها کمک کند. به خانواده‌ها از نظر مسائل آموزشی برسد و توجه داشته باشد. این نخستین مشکل است. در حال حاضر حدود نیمی از بچه‌ها در مدارس مشکلات و بیماری دارند. مشکلات معلول‌ها و بیمارها و بیماری‌های خاص را داریم. کودکان کار و کودکان خیابانی هستند. نخستین مشکل آموزش و پرورش، مسائل خانواده و مساله اقتصاد خانواده و مساله بحران بچه‌هایی است که به مدرسه می‌آیند. دومین مساله، مساله آموزگاران یا معلمان است. معلم تا آرامش روانی نداشته باشد، از نظر عاطفی و به‌خصوص از نظر اقتصادی نمی‌تواند به خوبی به وظایف خود عمل بکند. باید حقوقش در حد حقوق معقولی باشد. معلمان انتظار بالایی ندارند. باید به آنها حقوق همتراز متوسط نهادهای دیگر بدهند. با وجودی که در همه جای دنیا، آموزگاران، نه در ایران، امتیازات خاص دارند. چون مورد توجه بچه‌ها هستند، الگو برای بچه‌ها هستند. اولا ماشین داشته باشند، ثانیا از نظر لباس، منظم و مرتب باشند. از نظر مطالعه، بسته‌های آموزشی برای مطالعه داشته باشند. به هر حال شبکه‌های مجازی آمده و اطلاعات بچه‌ها بالاست. معلمان باید دنیای مجازی را بشناسند و دست‌شان از بچه‌ها بالاتر باشد. یعنی توجه به بعد معیشت، بعد ابزارمندی و تقویت ابزاری معلمان را باید سامان دهیم. این دومین مشکل است. سومین مساله، مساله فضاهای استاندارد در آموزش و پرورش است. حداقل معلم که به مدرسه می‌رود، فضایی برای راحت بودنش باشد. آنجا البته هزینه‌هایی دارد. بعضی مدارس حتی صبحانه معلمان را هم ندارند بدهند. آزمایشگاه ندارند، کارگاه ندارند، زمین بازی ندارند، بوفه‌های غذا ندارند، برای نماز برای تئاتر باید مدارس در حد استاندارد باشد. آزمایشگاه‌ها تجهیز باشد. متاسفانه در این سال‌ها به مسائل علمی، ابزارمندی یا تقویت ابزاری در مدارس کمتر توجه شده است. این هم یک نکته.
با توجه به تجربه سال‌های گذشته، به نظر شما دولت به تنهایی می‌تواند این تحولات را در آموزش و پروش انجام دهد؟ در این مورد چه توصیه‌ای دارید؟
به نظر من باید مقداری توجه به تشکل‌های فرهنگیان شود. الان کانون صنفی معلمان در ۱۲ استان، انتخابات برگزار کرده است. این به نظم و انضباط آموزش و پرورش کمک می‌کند. توصیه من این است که اگر در ۱۸ استان دیگر هم انتخابات برگزار شود، کانون‌ها را وزارت کشور کمک کند که شکل بگیرند، این حلقه واسط کانون‌ها با پایین‌دست، یعنی معلمان، با بالا دستی‌ها است و ستاد این ارتباط را برقرار کند. این تشکل‌ها می‌توانند خیلی مسائل آموزش و پرورش را حداقل در بعد اخلاقی و عاطفی و روانی و اقناعی حل کنند.



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *