بخش خصوصی باید جذب سرمایه ‏گذاری در تئاتر شود

معین-فیوضی-(12)

مهدی شفیعی، مدیر کل هنرهای نمایشی در گفت‌وگویی با صنعت و توسعه وضعیت تئاتر کشور را در دولت یازدهم شرح داده و به بررسی انواع ژانرهای تئاتر و جایگاه‌شان در جذب مخاطب پرداخته است. وی همچنین اشاره‏ای به مشکلات و موانع ساختاری و زیربنایی در تئاتر داشته و معتقد است تفاوت‏های تئاتر در مرحله تولید و اجرا با دیگر تولیدات هنری از جمله سینما توقعات اقتصادی از آن را متفاوت می‌کند. شفیعی می‏گوید: «تئاتر امروز ایران ظرفیت اقتصادی بالایی دارد. شاید دو دهه پیش این طور نبود، اما امروز ما با یک تغییرات اجتماعی مواجهیم. اتفاقاتی در حوزه اجتماعی افتاده که گرایش‏های فرهنگی و هنری را بیشتر کرده؛ هم در حوزه مخاطب و هم اتفاقا در حوزه تولید کننده.‌»

آیا شما موافقید که تئاتر به طور کلی قابلیت این را دارد که یک صنعت فرهنگی باشد؟
اصطلاح صنعت فرهنگی یک معنای تاریخی و فلسفی دارد که به نظرم زیاد به بحث ما مرتبط نیست اما اگر منظورتان توجه به اقتصاد تئاتر است باید گفت شرایط تئاتر با حوزه‏هایی مثل موسیقی و سینما متفاوت است. و تا جایی که من می‏دانم در تمام دنیا همین‌طور است که نگاه صرف درآمدزایی به تئاتر نمی‌شود. البته در همه جای دنیا تئاتر تجاری وجود دارد که بیشتر به جذابیت‏های اقتصادی توجه دارد. ولی می‏خواهم بگویم همیشه حمایت از تئاتری که به نوعی انتظار فرهنگی از آن وجود دارد می‌شود. از این رو اگر منظور شما تئاتریست که واجد ارزش‌های فرهنگی و زیباشناختی خاص است من به شما می‏گویم که نه. ولی از منظر وجود تئاتر با نگاه جدی به مقوله اقتصاد و فروش، ما تئاترهای کمدی داریم که اتفاقا چرخه اقتصادی‏اش تعریف شده و اقبال مخاطب و به نوعی فروش گیشه آن جذاب و قابل اعتناست.
حتی در لندن و نیویورک هم فقط تئاترهای تجاری‏شان فروش بالا دارد؟
حتی اگر تئاترهای غیرتجاری هم فروش مناسبی داشته باشند اصلا قابل قیاس با نوع تجاری تئاتر در آن جا نیست. کمپانی‏های معتبر یا شرکت‌هایی که در حوزه تئاتر کار می‌کنند یک برنامه کامل دارند که شما در آن برنامه قطعا تئاتر تجاری هم خواهید دید که معمولا از هنرپیشه‏های خیلی صاحب نام و کسانی که در سینما ستاره هستند استفاده می‌کنند و به‌ آیتم‏هایی که جذابیت‏های اقتصادی دارد توجه دارند، ولی البته در برنامه آنها تولیداتی هم وجود دارد که نگاه صرف اقتصادی به آن نیست. شاید از درآمد تئاتر تجاری می‏توانند آن تولیدات را هم در برنامه خودشان قرار دهند.
صنایع فرهنگی در کشورهای توسعه‌یافته گردش مالی بالایی دارند و الان در رقابت با دیگر صنایع بزرگ هستند، از جمله سینما، چرا شما نگران نگاه اقتصادی به تئاتر هستید؟
ما در هر دو، یعنی هم سینما و هم تئاتر خیلی نباید محصول‌نگر باشیم. بایستی به هر ژانر هنری در فرآیند تولید توجه جزیی‏تری داشته باشیم. حوزه تئاتر تولید و اجرایش با سینما خیلی متفاوت است. شما در سینما کاری را تولید می‌کنید و این امکان را دارید که در هر نقطه‏ای، در هر کشوری و در هر سینمایی آن را اکران کنید؛ اما در حوزه تئاتر شما یک اثر را تولید می‌کنید و این اثر در یک تالار امکان اجرا دارد و بنا به ظرفیت آن تالار و امکانی که کارگردان با توجه آن ظرفیت برای جلب مخاطب دارد، امکان عرضه دارید. طبیعتا چرخه اقتصادش هم متناسب با همان تعریف می‌شود. برای مثال اگر کار شما این ظرفیت را داشته باشد که در یک سالن کم جمعیت ۶۰-۵۰ نفری اجرا شود، طبیعتا رویکرد اقتصادی‏تان باید متناسب با ظرفیت تماشاگر در تالار تعریف شود که زیاد نیست و در نتیجه باید حامیان دیگری داشته باشید؛ اما در حوزه سینما حتی اگر سینمایی باشد که خیلی گیشه را هدف قرار نمی‌دهد، باز امکان اکران و امکان چرخش آن فراهم است. تئاتر خیلی متفاوت است و در همه دنیا هم یک اعتبارات ویژه حمایتی برای آن وجود دارد. حتی در کشورهای اروپایی در تئاترهای خیلی معتبرشان که اجراهای مستمر و معمولا مخاطب ثابت دارد و می‌شود در آن درآمد اقتصادی دید، همیشه یک مبلغ مشخص حمایتی از ابتدای سال توسط دولت داده می‌شود و این حمایت تولیداتی را که در حوزه تئاتر ضرورت دارد تضمین می‌کند.
از تفاوت‏های دیگر تئاتر و سینما اینکه برای مثال وقتی می‏خواهید یک نمایش غیرایرانی را دعوت کنید که یک اجرا در جشنواره تئاتر داشته باشد تمام دکور و وسایل صحنه را باید حمل کنید و به کشور وارد کنید. مثلا کار هملت کمپانی شابونه آلمان سال گذشته حدود ۱۰ کانتینر بزرگ دکور و موارد فنی داشت که ما اینها را از مسیر آبی حمل کردیم و تیم فنی‏اش ۱۰ شب پیش از اجرای اصلی وارد کشور شدند. اینها یک پروسه‏ و فرآیندهای سخت هستند که شاید در هنرهای دیگر نیازی به وجود آنها نباشد. شما وقتی از یک فیلم خارجی دعوت می‌کنید بیاید صرفا دی وی دی‌اش به دست شما می‏رسد و امکان حضورش در جشنواره وجود دارد اما در تئاتر این فرآیند خیلی پیچیده می‌شود چون تئاتر یک اتفاق زنده است.
از نظر شما تئاتر در ایران ظرفیت مناسبی برای درآمدزایی دارد؟
بله. اتفاقا این ظرفیت، ظرفیت خوبی است. شاید دو دهه پیش این طور نبود، اما امروز ما با یک تغییرات اجتماعی مواجهیم. اتفاقاتی در حوزه اجتماعی افتاده که گرایش‏های فرهنگی و هنری را بیشتر کرده؛ هم در حوزه مخاطب و هم اتفاقا در حوزه تولید کننده. ما ظرف یکی دو دهه افزایش چشم‏گیر رشته‏های هنری را در دانشگاه‏ها داشتیم و این منجر شده که ما گروه‏های نمایشی بسیار زیادی داشته باشیم، فارغ‏التحصیلان بسیار در حوزه هنر داشته باشیم و این باعث شده مولدین حوزه تئاتر آمارشان به نسبت گذشته متفاوت شود. اتفاقا جامعه امروز ما به نسبت گذشته تحصیل‏کرده و جوان است. یعنی اگر شما شرایطی را فراهم کنید که به‌این مخاطب اثر خوب عرضه شود، قطعا در سبد اقتصادی او قرار می‏گیرد و طالب دیدن تئاتر و هزینه کردن برای تولیدات هنری است. اینها ظرفیت‏هایی است که الان وجود دارد و با توجه به‌این ظرفیت‏ها اگر عرضه آثار به درستی انجام شود، اتفاقا زمینه خیلی مناسبی برای گردش مالی تئاتر است. الان در تهران هر شب بین ۸۵ تا ۱۰۰ اجرا روی صحنه است و خیلی از تماشاخانه‏های خصوصی و دولت این ظرفیت را برایشان فراهم کرده و الان تئاتر روی صحنه‏های‌شان فعال است. بنابراین جذابیت‏هایی در این حوزه‌ ایجاد شده که باعث گردیده ‌این تقاضا بالا برود و اتفاقا اجراهای خوب تئاتری را هم در این تماشاخانه‏ها داشتیم که توانسته فروش خیلی خوبی داشته باشد؛ البته با بهره‏گیری از ظرفیت خوب فضای مجازی مثل سایت‏هایی که الان بانک مخاطبان خیلی خوبی دارند. بنابراین اینها همه نشان‌دهنده‌ این است که ظرفیت مناسبی وجود دارد که ضروری است از آن بهره‏برداری مناسب داشته باشیم.
امسال مشخصا در مقایسه با سال‌های قبل فروش بالاتر بوده؟
امسال استقبال مخاطبان از برخی کارها به‌ویژه آثاری که در تالارهای بزرگ اجرا داشتند خیلی خوب بود. یعنی مخاطب طالب تئاتر خوب در جامعه وجود دارد و اتفاقا مولدین خوب تئاتر هم وجود دارد، ولی باید ساز و کار مناسب‏تری تعریف شود تا از این امکان خوب اقتصادی استفاده شود.
گردش مالی تئاتر در سال گذشته یا امسال چقدر بوده؟
نمی‏توانم به شما عدد دقیق بدهم. به دو دلیل: یکی اینکه ما مثل سینما هنوز آن آمارگیری شفاف را از تماشاخانه‏ها نداریم؛ تماشاخانه‏هایی که زیرمجموعه خود ماست قطعا آمارش وجود دارد، اما یک امکان درست برای آمارگیری از همه نداریم و در تدارکیم این ساز و کار درست ایجاد شود که بتوانیم خیلی شفاف آمار و ارقام داشته باشیم. دوم اینکه اتفاقا اعلام این آمار برای من جذابیت ندارد. چون اعتقاد دارم برجسته کردن وجه اقتصادی در حوزه تئاتر خیلی کار درستی نیست. جلب حداکثری مخاطب و به نوعی افزودن روز به روز بر مخاطبان تئاتر اتفاقا دغدغه ماست. اما توجه صرف به فروش و گردش مالی این نگرانی را ایجاد می‌کند که مثل برخی هنرها، مثلا موسیقی وقتی جذابیت اقتصادی صرف مهم شود، قیمت بلیت‏ها روز به روز افزایش یابد و این افزایش قیمت بلیت‏ها باعث می‌شود که کالای فرهنگی تبدیل به یک کالای لوکس شود که مخاطبش فقط یک عده خاص باشند و شما دیگر طبقه متوسط را که مخاطب اصلی این حوزه‏ها هستند را از دست بدهید.
ممکن است من خیلی از کنسرت‏ها را دوست داشته باشم ببینم اما چون در تعاریف مالی من امکان دیدن آن کنسرت‏ها وجود ندارد به نوعی محروم هستم از دیدنش. یعنی وقتی کنسرتی بلیتش ۱۰۰ هزار تومان باشد و بخواهی با خانواده بروی، ۴۰۰ هزار تومان هزینه کردن برای یک کنسرت آن را تبدیل به یک کالای فرهنگی لوکس می‌کند. من این نگرانی را به‌عنوان مدیر این حوزه دارم که همیشه یارانه دولتی سعی کند سطح قیمت بلیت را حفظ کند تا مخاطبان به جای کاهش افزایش یابند.
اما قبول ندارید با یک بازاریابی مناسب می‏توان همه‌ این مشکلات را مدیریت کرد و افزایش درآمد تئاتر را نه لزوما با بالابردن قیمت بلیت که با بالابردن مخاطب تامین کرد؟
هم با شما موافقم، هم مخالف. موافقم از این بابت که اتفاقا امروز دغدغه ما به نوعی نگاه تخصصی به حوزه تولید و عرضه است. یکی از کارگاه آموزشی که ما امسال در حوزه تئاتر برگزار کردیم آموزش عرضه آثار بود که شامل تبلیغات و اطلاع‏رسانی و هویت بصری می‏شد. اما مخالفم به‌این دلیل که بعضی وقت‏ها اصلا ممکن نیست این کار را بکنیم. مثلا سالن چارسو یا سالن‏های مانند آن تعداد صندلی‏هایشان خیلی زیاد نیست. وقتی تولید متناسب با این سالن‏ها روی صحنه می‌رود، شما با یک ظرفیت محدود مخاطب مواجهید. از طرفی با توجه به کمبود تالارها شما می‏توانید معمولا تعداد شب‏های محدودی برای اجرای تئاتر در اختیار گروه‏ها قرار دهید. در بهترین حالت یک نمایش می‌تواند ۶۰ شب اجرا برود. ۶۰ شب اجرا را ضرب در تعداد صندلی‏های محدود یک سالن می‌کنیم که برای مثال ۱۰۰ صندلی است. اگر بخواهیم ایده‏آل ببینیم ۶۰ شب ضرب در ۱۰۰ صندلی در نهایت ۶۰۰۰ نفر مخاطب می‌شود. شما در قبال این جمعیت کثیر مخاطبی که وجود دارد ۶۰۰۰ صندلی در اختیار‌ داری و هر چقدر هم که شما تبلیغ کنید بیشتر از ۶۰۰۰ نفر نمی‏توانید روی فروش بلیت حساب کنید. البته من خیلی ایده‏آل دارم نگاه می‏کنم. تعداد از این‌ها کمتر است. وقتی شما صرفا نمی‏توانید از محل فروش بلیت هزینه‏ها را تامین کنید، پس باید حامیانی داشته باشید. می‏خواهم بگویم صرف نگاه اقتصادی هم داشته باشیم خیلی از عوامل وجود دارد که امکان بهره‏برداری حداکثری اقتصادی را به شما نمی‌دهد. ما چه در حوزه مخاطب و چه در حوزه فعالان تولید تکثر داریم اما متاسفانه تالار و شرایط اجرا را متناسب با این ظرفیت نتوانستیم داشته باشیم. یعنی هرچقدر ما آن طرف افزایش داشتیم، ولی سخت‌افزار با این افزایش تناسب ندارد.
علاوه بر اینها اطلاع‏رسانی و تبلیغ تئاتر هنوز به درستی تبیین نشده است. حتی در تلویزیون هم این موضوع جدی گرفته نشده. حوزه رسانه مکتوب یا حوزه‏های تبلیغاتی دیگر نیز هنوز متناسب با ظرفیت تولید تئاتر را جدی نگرفته است. اینها همه باید گام به گام حل شود، شرایط مناسب شود تا در کنار آن بتوانید جذابیت اقتصادی را بالا ببرید. ساختن و ایجاد یک تالار بزرگ قطعا در یک فرآیند کوتاه‌مدت میسر نیست. دولت هم در کلان‏شهرها و در پایتخت خیلی این امکان را ندارد که مجددا دنبال پروژه‏های بزرگ برود. پس این فرآیند یک مقدار فرآیند دور از دسترسی است. ما در حوزه فعالان تولید اتفاقا ظرفیت‏های‌مان رو به رشد است. در حوزه مخاطب هم ظرفیت خیلی خوبی داریم که نیاز به افزایش دارد با تمرکز روی حوزه اطلاع‏رسانی و تبلیغات و رفتن به سمت گروه‏های هدف جدید.
انتظار تئاتر از دولت چیست؟ آیا فکر می‌کنید برای مثال دولت باید سالن بسازد؟
یکی از راه‏هایش این است که دولت بسازد اما با توجه به شرایط فعلی شاید واقعا چنین انتظاری از دولت منطقی نباشد. پس ما نیاز به‌این داریم که جذابیت‏هایی را برای بخش‌های خصوصی ایجاد بکنیم که در حوزه ساخت‌و‌ساز و تامین تالارهای نمایشی ورود کنند. ماده ۱۶۱ برنامه سوم توسعه به شهرداری‏ها اجازه می‏داد که برای ایجاد سینماها و مجتمع‏های فرهنگی و تالارهای نمایشی و… زمین در اختیار بخش خصوصی قرار دهند. هر بخش خصوصی که ورود پیدا می‏کرد، می‏توانست معادل زیربنای فرهنگی‏ که دارد می‌سازد بنای تجاری بسازد، بدون پرداخت هرگونه عوارضی. اکثر پردیس‏های سینمایی که الان موجود هستند و حتی برخی مجتمع‏های فرهنگی که در مراکز استان‌ها ایجاد شده‏اند از محل همین مصوبه‌ای بود که در برنامه سوم وجود داشت. اما متاسفانه در برنامه پنجم این کاملا حذف شد و در برنامه ششم هم پیشنهاد دادیم و تا کمیسیون تلفیق هم رفت اما متاسفانه در آنجا حذف شد. ما نیاز داریم به یک سری قوانین تشویقی برای ورود بخش غیردولتی هم به حوزه ساخت‌و‌ساز و هم مشارکت در تولید آثار.

n3336159-5460320
علاوه بر اینها ما باید ظرفیت‏هایی داشته باشیم که فعالیت بخش غیردولتی را در حوزه اجرا و تولید و مبادلات تسهیل کند که خوشبختانه بخشی از این ظرفیت‏ها ایجاد شده است. تماشاخانه‏های خصوصی که شاید سال‌های سال اصلا تصور نمی‏شد امکانش وجود داشته باشد خوشبختانه از ظرفیت موسسات فرهنگی و موسسات تک منظوره تئاتری استفاده کردند و الان فعالیت مستقل دارند. اگر ما همه‌ اینها را با هم داشته باشیم در آینده می‏توانیم به مرور صاحب کمپانی‏ها و بنگاه‏های تئاتری شویم که برنامه‏های سالانه داشته باشند، نوع مراوده‏شان با دولت مشخص باشد و در حوزه تولید و اجرا و جلب مخاطبان و حتی مراودات بین‏المللی فعال باشند و براساس ساختار کلی تئاتر ما را این تئاترها یا این کمپانی‏های تئاتر تشکیل دهند. این ایده‏آلی است که ما باید به سمتش حرکت کنیم.
دولت جدید هرچند مشکلاتش در حوزه‏های اعتباری و سایر حوزه‏ها زیاد بود، اما تابوی فعالیت بخش خصوصی را شکست. یعنی قبلا اصلا کسی متصور نبود که شما تماشاخانه‏ای را داشته‏ باشی که به‌صورت مستقل فعالیت کند. ولی با بهره‏گیری از موسسات تک منظوره‏ نمایشی ظرفیت قانونی‏اش ایجاد شد و خوشبختانه خیلی از فضاهای خصوصی چه در تهران و چه در شهرستان‏ها فعالیت‏ می‌کنند. البته نیاز است حمایت‏های دولتی، چه حمایت‏های مالی و چه حمایت‏های قانونی مکمل آن شود که فعالیت بخش خصوصی روز به روز قوی‏تر شود، قوام و دوامش بیشتر شود و بتواند با ثبات بیشتری کار خودش را ادامه دهند. فکر می‏کنم یکی از جدی‏ترین کارهایی که در دولت یازدهم انجام شد، همین بود.
اصحاب بعضی از حوزه‏های فرهنگی مثل کتاب گاهی معتقدند مردم ایران دچار بی‌اشتهایی به کالای فرهنگی هستند، از نظر شما مردم ایران اساسا به تئاتر علاقه‌مندند؟
بهتر است این گونه سوال شما را مطرح کنم که اگر تئاتر خوب وجود داشته باشد و مخاطب آگاه شود از وجود این تئاتر خوب با توجه به افزایش آگاهی‏های عمومی و بالا رفتن سطح تحصیلات در کشور حتما این تئاتر مخاطب خواهد داشت و افزایش مخاطب به رونق اقتصادی این حوزه خواهد انجامید.
فضاهای مجازی تاثیر قابل‌توجهی بر افزایش مخاطب تئاتر داشته؟
با توجه به افزایش سطح دسترسی شهروندان به رسانه‏های مجازی، تئاتر هم از این ظرفیت استفاده کرده و یکی از مهم‌ترین دلایل افزایش مخاطبان در سال‌های اخیر به وجود فضاهای مجازی مرتبط است.
درباره ژانر بگویید. معمولا چه ژانرهایی در کشور ما مخاطب بیشتری دارد؟
الان سه دسته مشخص داریم. یکی تئاترهای کمدی هستند که گاهی از آنها به‌عنوان تئاتر آزاد یاد می‏شد که معمولا اکران آخر سینماها را اجاره می‌کنند یا در بعضی از سرای محلات شهرداری‏ها اجرا می‌شوند. تقریبا یک سوم آثاری که در تهران روی صحنه می‌رود تئاتر کمدی است. یک بخشی از کارها هم نمایش‏های کودک و نوجوان است. تئاتر کودک و نوجوان هم خیلی ظرفیت عظیمی دارد و مخصوصا با ویژگی‏های جامعه معاصر ما متناسب است. خانواده‌ها معمولا تعداد فرزندان‌شان کم است و حاضرند برای پر کردن اوقات فراغت و آموزش فرزندان‌شان با استفاده از تئاتر هزینه صرف کنند. تئاتر خلاق ما یک ظرفیت آموزشی خیلی خوبی دارد که اگر خوب به آن پرداخته شود اتفاقا خانواده‌ها خیلی خوب از آن استقبال می‌کنند. شاید حدود یک پنجم تئاتر تهران هم اختصاص داشته باشد به تئاتر کودک و نوجوان و باقی هم به تئاتر اصطلاحا حرفه‏ای به معنای هنری اختصاص دارد. الان تئاتر کمدی ما جذابیت اقتصادی‏اش خیلی بالاست. هم مخاطب به آن اقبال نشان می‌دهد و هم نیازی به حمایت دولت ندارد و صرفا اگر مجوز داشته باشد و مکانی برای فعالیت داشته باشد معمولا می‌تواند گردش اقتصادی مطلوبی داشته باشد.
تئاترهای خصوصی مطلقا حمایتی ازسوی دولت نمی‌شوند؟
در کنار تمام نمایش‏هایی که در تماشاخانه‏های دولتی روی صحنه هستند از طرف دولت حمایت می‌شوند از برخی از نمایش‏های اجرا شده در تماشاخانه‏های خصوصی هم حمایت شده است که در تدارک حمایت‏های مشخص‏تر با ساز و کار مدون‏تر از این تماشاخانه‏ها هم هستیم که شکل‏گیری انجمن صنفی تماشاخانه‏ها نخستین گام برای این حمایت مدون خواهد بود.
درباره بودجه بگویید؛ آیا بودجه تئاتر کافی است؟
راجع به بودجه دو بحث است. یکی بودجه‏ای است که در اعتبارات دولت به تئاتر اختصاص پیدا می‌کند که خوشبختانه با نگاه مثبت دولت یازدهم در این سال‌ها افزایش خیلی خوبی داشته. دولتمردان به سالن‏های تئاتر آمدند، تئاتر دیدند، گفت‌وگوها شکل گرفت، فرآیندها بیشتر تشریح شد و از آن محصول‏نگری که فاصله گرفتیم. طبیعتا راجع به فرآیند تولید تئاتر، میزان تاثیرگذاری تئاتر و نیازمندی آن به بودجه مناسب خیلی صحبت‏ها شد. خوشبختانه تقریبا رشد دوبرابری در سال ۹۵ داشتیم. اما این بودجه خاص اتفاقی است که در بودجه دولت افتاده، آنچه که از این اعتبار به حوزه اجرایی تئاتر و حوزه تخصصی تئاتر می‏رسد باز هم گرفتار قوانین داخلی بودجه و آن ساختار بودجه عملیاتی است که بخشی از آن صرف هزینه‏های ستادی می‌شود و بخشی از آن باز با سلیقه‏های مدیریتی هزینه می‌شود و سهم اندکی از این بودجه به حوزه عملیاتی می‏رسد و سهم اندکی از این بودجه به حوزه عملیاتی می‌رسد که به نظر من ناچیز است در برابر آنچه که انتظار داریم از تئاتر و آنچه که در تئاتر دارد اتفاق
می‏افتد.
وضعیت تئاتر شهرستان‏ها چطور است، آیا در سال‌های اخیر تغییری در وضعیت تئاتر در شهرستان‏ها به وجود آمده؟
تئاتر، شهرستان و تهران ندارد. قابلیتی است که اتفاقا در جامعه‏ حاضر ما بسیار می‌تواند در بسیاری از حوزه‏ها طرح مساله کند و کمک کند به کاهش مشکلات و آسیب‏ها. خوشبختانه ‌این اتفاقی که در حوزه فارغ‌التحصیلان افتاده فقط خاص تهران نیست در همه استان‌ها این ظرفیت وجود دارد و در رشد مخاطب هم نسبت به سال گذشته خیلی اتفاقات بهتری افتاده است.
اما در شهرستان‏ها ما چند معضل داریم. یکی اینکه در قیاس با تئاتر تهران شاهد اتفاقات مستمر و مداوم اجرای تئاتر نیستیم. به تئاتر به‌عنوان یک اتفاق موسمی و مربوط به زمان‏های مشخص گاهی جشنواره‏ای نگاه می‌شود. شما با سالن‏هایی مواجه نیستید که هر شب اجراهای تئاتر داشته باشند تا کمک کند هم تئاتر مخاطب خودش را پیدا کند و هم به نوعی به آن تاثیرگذاری فرهنگی و انتظاراتی که از تئاتر داریم بتوانیم نزدیک شویم. اگر ما انتظار داریم که تئاتر تاثیرگذاری اجتماعی داشته باشد و باعث کاهش آسیب‏های اجتماعی شود باید یک اتفاق مستمر و مداوم باشد که متاسفانه در شهرستان‏ها کمتر این‌گونه است.
البته استان‌هایی مثل خراسان، فارس، هرمزگان، بوشهر و اصفهان اخیرا در زمینه مداومت در اجرای عمومی پیشرفت‏های قابل‌توجهی داشته‏اند. اما ما نیاز به حرفه‏ای برخورد کردن در حوزه تئاتر و استمرار فعالیت‏ها داریم. کاری که در شرایط مدیریتی جدید انجام شد. ما برای اینکه کمی تخصصی‌تر به حوزه تئاتر نگاه کنیم ابتدا گروه‏های نمایشی فعال را شناسایی کردیم، از بین همین گروه‏های نمایشی که به نوعی تخصص‌شان بررسی شده بود و توانمندی‌شان را به ثبت رسانده بودند انجمنی را به نام انجمن هنرهای نمایشی ایجاد کردیم و هیات‌مدیره‏اش هم انتخاب شد. قرارمان بر این بود که فرآیند مدیریت و پیگیری تئاتر را در استان‌ها توسط این انجمن انجام دهیم. خوشبختانه انجمن هنرهای نمایشی ظرف دو سه سال اخیر در یک پروسه کاملا دموکراتیک انتخاب شده و فعالیتش را شروع کرده. قطعا باز هم نیاز به سختافزار و سالن دارد. البته پلاتوهایی در بعضی از استان‌ها با مشارکت شهرداری‏ها و استانداری‏ها و با گفت‌وگوهایی که انجام شده به‌صورت مشارکتی ایجاد شده و همچنان به دنبال این هستیم که‌این اتفاق بسط پیدا کند. اگر این پلاتوها و سالن‏های نمایشی تخصصی در اختیار گروه‏های نمایشی که نماینده‏شان همین هیات‌مدیره انجمن‏های نمایشی است قرار بگیرد در نتیجه شرایطی شکل خواهد گرفت که می‌تواند استمرار اجراها را تضمین کند. البته در اعتبارات استانی هم باید بودجه تئاتر شفاف‏تر باشد. ما در مرکز تفاهم نامه‏ای را برای حمایت از فعالیت‏های تئاتری با انجمن‏ها منعقد کردیم و به طور مشخص آن عناصری را که احساس می‌کنیم می‌تواند فرآیند تولید تئاتر و عرضه آن را در شهرستان‏ها ارتقا دهد و تقویت کند در نظر گرفتیم.



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *